باشگاه خبرنگاران،روزگاران زياديست كه صبحدمان هر آغازي،دو زانوي عشق مي زنيم روبروي خانه ي حضرت دوست،عهد مي بنديم و تجديد مي كنيم ارادتمان را و باز مي خوانيم كه "اجد دله في صبيحة يومي هذا و ما عشت من ايامي عهدا و عقدا و بيعته له في عنقي...
و چهل را كهنه كرده ايم ؛نه به عبادت و تكرار كه به عشق و دلتنگي،موي سپيد كرديم و استخوان شكانده ايم و كمر خميده شديم مولا.
نيامدي؛نكند نامت را در آغوش خاك و در حوالي لحد دوباره بشنويم.نكند باز بمانيم از رجعت،دير شد،آمدنت آرزوي است.محقق كن بر ما،كوچك دليم،كم تاب،بي توان،عاشقيم آقا،دست به دامان كبريائيش شده ايم.
اللهم اكشف هذه الغمه عن هذه الامة بحضوره و عجل لنا ظهوره،انهم يرونه بعيدا و نريه قريبا...
يادداشتي از روشنك عباسي.
| ارسال به دوستان |
| نام شما: |
| ایمیل شما: |
| نام دوست شما: |
| ایمیل دوست شما: |
|
|