سيناعلي محمدي، شاعر و منتقد ادبي در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود: جوهره اصلي شعر مبتني بر كشف و شهود شاعرانه است كه اين كشف و شهود وامدار دو عنصر است: يكي داشتن نگرش و ميدان ديده تازه و متفاوت و ديگري داشتن يك جهان تخيل خوب است.
وي در ادامه اظهار داشت: شاعري كه بتواند جهان تخيل خود را بسازد و نگاه متفاوت به دنياي پيرامون داشته باشد به طور قطع ميتواند به مضامين تازه دست پيدا كند.
اين شاعر تصريح كرد: به وجود آوردن قالب جديد از شاعر مهم نيست بلكه سخن تازه نوآوري و نگاهي تازه و بيان تجربيات جديد، قابل اهميت است.
اين منتقد ادبي خاطرنشان كرد: هنر بر پايه خلاقيت استوار است در نتيجه همواره به جلو حركت ميكند، پس اگر بگوييم حافظ شعر را به قله رساند و تمام شد، عقيده نادرستي است، زيرا با نگاه نو و توجه به موضوعات هر روزگار ميتوان حرف همان زمان را به شكل نوين زد.
وي تصريح كرد: حافظ ، شعر را در روزگار خودش به كمال رساند و ما هم در اين دوره ميتوانيم شعر را به عرض برسانيم همان طور كه ملك الشعراي بهار، قصيده و نيما ، با ساختار شكني، شعر نو را به اوج رساند.
علي محمدي اظهار داشت: با سپري شدن دوره نيما و پايان مشروطه، جريانهاي سياسي و اجتماعي در شعر تأثير گذاشت و احمد شاملو ، با سرودن اشعاري با موضوعات سياسي، هم چنين سهراب سپهري ، با حس آميزيهاي خود شعر را از وجه ديگري تعالي بخشيدند.
وي در ادامه افزود: شاعران پس از انقلاب مثل سلمان هراتي و قيصر امين پور نيز شعر را به اوج خود رساندند، اما نميتوان گفت شعر ديگر پيشرفت نميكند.
وي خاطرنشان كرد: اگر شعر در هر دورهاي چه از نظر شكل و چه محتوا با روزگار خود هماهنگ باشد ميتوند در اوج قرار بگيرد.
اين شاعر افزود: شعر تعريف پذير نيست يعني به تعداد شاعران و منتقدان از شعر تعاريفي وجود دارد، اما بايد شعر خوب را از شعر بد جدا كنيم و اشعار خوب در قالب نو و سپيد براي مردم خوانده شود و مؤلفههاي شعر سپيد را معرفي كنيم تا مخاطب عام به درك واقعي از شعر برسد.
وي افزود: تعريف ناپذيري و معرفي نشدن شعر نو و سپيد به جامعه جوانان و مردم باعث شده كه آنها نتوانند شعر و نشر را از هم جدا كنند.
صابر امامي، شاعر نيز افزود: تخيل قوي، مطالعه فراوان و زندگي پويا و تجربيات تازه مضامين جديدي دراختيار شاعر قرار ميدهد .
وي خاطرنشان كرد: قالب، معيار نو يا كهنه بودن شعر نيست بلكه نگاه نو، اساس است پس حتي در قالب كهنه هم با نگاهي نو ميتوان حرف تازهاي زد.
وي افزود: در شعر هيچ نقطه مطلوبي وجود ندارد و درست است كه شعر با حافظ و سعدي به اوج رسيده اما ممكن است در دورههاي بعد فردي، شعر بهتري بسرايد و به تكامل آن كمك كند.
امامي اظهار داشت: شعر سپيد و نيمايي با افرادي چون احمد شاملو و مهدي اخوان ثالث ، همچنين پس از انقلاب با افرادي چون قيصر امينپور، سلمان هراتي و حسن حسيني به سطح قابل قبولي رسيد، اما سطح خاصي را براي آن نميتوان در نظر گرفت چرا كه شعر در حال تكامل است.
امامي خاطرنشان كرد: سعدي، حافظ، فخرالدين عراقي و مولانا هر كدام راههايي متفاوت را طي كردهاند و در مسير جدا به اوج رسيدهاند، پس هيچ گاه نميتوان گفت مسير كمال به پايان رسيده بلكه شعر اين شاعران تمام شده است، غزل و يا قالبهاي ديگر به پايان نرسيده است و سيمين بهبهاني و حسين منزوي توانستند همان قالب سنتي غزل را در مسيري جديد پيش ببرند.
وي افزود: مشكل اساسي ادبيات معاصر تعريف شعر است و ما نميتوانيم به يك تعريف مشترك دست پيدا كنيم ، در نتيجه شاعري به يك حرفه تبديل شده و با گذراندن دورههايي مي توان كار با واژه و بازي با كلمات را آموخت به اين ترتيب شاعري به جوان رسيده است در حالي كه مولانا براي رسيده به جايگاه خود 40 سال زحمت كشيد.
مريم جعفري آذرماني ، شاعر نيز افزود: كشف مضامين جديد به نگاه متفاوت و جهان بيني خاص شاعر بستگي دارد و اگر شاعر دنياي پيرامون خود را با نگرش تازه بنگرد، ميتواند به موضوعات جديدي دست پيدا كند.
وي تصريح كرد: نيما با آوردن قالبي جديد و نگاهي تازه شعر كلاسيك را نفي نكرد، بلكه نوع نگرش خود را تغيير داد و اصل حرف او نيز نگاه نو به دنياي پيرامون خود بود.
جعفري آذرماني در ادامه اظهار داشت: هيچ كس منكر به اوج رساندن غزل توسط حافظ و سعدي در قرنهاي قبل نيست، اما در اين دوره هم شاعري مثل حسين منزوي آبروي شعر و غزل ايران است، اما به دليل هم عصري ما با اين شاعر نميتوانيم قضاوت درستي درباره او داشته باشيم، ولي به نظر من منزوي ، در غزل يك پله بالاتر از شاعران ديگر است.
اين شاعر افزود: شعر تلاش و كوشش از طرف شاعر است و افرادي كه معتقدند شعر جوششي و يا الهام است براي شاعر ارزشي قائل نيستند و شاعر بودن تلاش بسيار ميخواهد و الهام براي شاعر در سطحي است كه از جامعه متأثر شود./گ