پایگاه خبری باشگاه خبرنگاران | yjc.ir

۲۶ : ۱۰ - يکشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۳
کد خبر:۴۱۱۹۷۲۶
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۹
سلفی گری در معنای لغوی به معنی تقلید از گذشتگان، کهنه پرستی یا تقلید کورکورانه از مردگان است، اما سُلَفیه (اصحاب السف الصالح) در معنای اصطلاحی آن، نام فرقه ای است که تمسک به دین اسلام جسته، خود را پیرو سلف صالح می دانند .
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران، زندگی سیاسی در هر کشوری به شیوه‌های گوناگون تحت تاثیر شکاف‌های اجتماعی و نحوه صورتبندی آن شکاف‌ها قرار دارد. نوع و شمار شکاف ‌های اجتماعی و نحوه صورتبندی یا ترکیب آنها، باعث تنوع جامعه شناختی کشورها می‌شود. برای شناسایی جامعه کشورهای خاورمیانه نیاز به شناخت بهتر گروهای قومی و مذهبی داریم، که در این روند ما ابتدا به شناخت یک جریان انحرافی به نام سلفی گری خواهیم پرداخت.
یکی از جریان های انحرافی که در قرون میانی به تدریج در حوزه اندیشه و مذاهب اسلامی اثر گذاشت و خط فکری جدیدی را بنیان نهاد جریان سلفی گری است که در عصر اخیر نه به عنوان یک مکتب فکری خاص با یک سلسله اصول و فروع عقیدتی بلکه به شکل یک جریان گذشته گرای فکری با یک ساختار سیاسی ویژه شناخته می شود.
مکتب سلفی به عنوان یک جریان در قرن چهارم هجری قمری شکل گرفت. سلفی ها اهل سنت بوده و از افکار احمد بن حنبل ریشه گرفته اند. آنان رو به افول نهادند تا در قرن دوازدهم قمری (١٧ میلادی) محمد بن الوهاب این اندیشه ها را بار دیگر در عربستان زنده کرد. با تاسیس پادشاهی آل سعود، این آئین به مذهب رسمی تبدیل شد. سلفی ها از اتباع مذهب حنبلی هستند ولی از تمام اندیشه های احمد بن حنبل پیروی نمی کنند.
سلفی گری در معنای لغوی به معنی تقلید از گذشتگان، کهنه پرستی یا تقلید کورکورانه از مردگان است، اما سُلَفیه  (اصحاب السف الصالح) در معنای اصطلاحی آن، نام فرقه ای است که تمسک به دین اسلام جسته، خود را پیرو سلف صالح می دانند و در اعمال، رفتار و اعتقادات خود، سعی بر تابعیت از پیامبر اسلام(ص)، صحابه و تابعین دارند. آنان معتقدند که عقاید اسلامی باید به همان نحو بیان شوند که در عصر صحابه و تابعین مطرح بوده است؛ یعنی عقاید اسلامی را باید از کتاب و سنت فراگرفت و علما نباید به طرح ادله ای غیر از آنچه قرآن در اختیار می گذارد، بپردازند. در اندیشه سلفیون، اسلوبهای عقلی و منطقی جایگاهی ندارد و تنها نصوص قرآن، احادیث و نیز ادله مفهوم از نص قرآن برای آنان حجیت دارد.
در خاورمیانه جدید که توسط رایس گفته شد،  برای مهار و مقابله با رویکرد اسلام گرایی، ترویج اسلام سکولار از یک سو و تقویت سلفی‌گری و گرایش به مذاهب انحرافی و دست‌ساز از سوی دیگر مورد توجه قرار گرفت، که نمونه های آن را در ترکیه، با رویکرد سکولاری، و عربستان و دیگر کشورهای خاورمیانه با رویکرد سلفی گری مشاهده می شود.
سلفی گری در خاورمیانه می تواند باعث خطراتی برای امنیت ملی جمهوری اسلامی شود، که تهدایات ناشی از آن آینده هویت و قومیت و مذهب را در ایران به خطر  می اندازد.
ایران تنها کشوری است که به طور قاطع، در برابر سیاست های غرب و در رأس آن، آمریکا مقاومت می کند، به طوری که  آمریکا سیاست های خاصی را در جهت افزایش تعارض ها و ناامنی در منطقه به ضرر امنیت ایران و در جهت منافع خود اتخاذ کرده است که به مواردی از آنها اشاره می کنیم:
1. جنگ روانی و تبلیغات علیه ایران و ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران که از دیدگاه غربی ها و حتی بعضی از کشورهای اسلامی همسایه، با نوعی افراطی گری اسلامی و روحیه ی براندازی رژیم های میانه رو همراه است. به نظر می رسد این اقدامات به منظور عقب نشینی ایران از موضع گیری های ارزشی در سطح بین الملل، کاهش نقش منطقه ای و بین المللی و ممانعت از الگوگیری دیگر ملت ها از ایران و فشار مضاعف بر جریانات ناب شیعی و اسلامی طرفدار جمهوری اسلامی و تضعیف کیان اسلام و تشیع صورت می گیرند. در این زمینه، آمریکا همواره سعی کرده است با اطلاق عناوینی همچون «تروریسم» و «بنیادگرا» ایران را در انزوا قرار دهد، و افکار عمومی را بر ضد آن تحریک کند.
2. توسعه ی نفوذ روز افزون آمریکا بر کشورهای همجوار، منطقه و جهان و ایجاد و تقویت حکومت های حامی سیاست های آمریکا، که به طور طبیعی در تقابل با منافع جمهوری اسلامی ایران قرار می گیرند.
3. توسعه ی نفوذ اسرائیل بر کشورهای همجوار، منطقه و جهان، حل مسائل فیما بین اسرائیل و جهان عرب و رو در رو قرار دادن حاکمیت های آن کشورها در برابر ایران به منظور ممانعت از دست یابی به اهداف و منافع خود.
4. دخالت و اعمال نفوذ غرب (آمریکا) به منظور ایجاد اختلال و تضعیف روند نزدیکی و اعتماد سازی ایران با کشورهای عربی منطقه ی خلیج فارس از طریق حمایت از طرح مسائل اختلاف انگیز همچون اشغال جزایر - به اصطلاح اماراتی.
5. گسترش پدیده های فرقه ای یا قومی فرامرزی که می تواند در گسترش تمایلات تجزیه طلبانه و مرزگریز درکشور مورد استفاده قرار گیرد.
6. رواج بی دینی، سکولاریسم، فرقه گرایی، سلفیگری و وهابیگری، پان ترکیسم، گسترش بودیسم و پروتستانتیزم که اینها از جمله چالش های رویارویی حوزه ی تمدن ایرانی هستند.
 
نظر شما :
نام:
ایمیل:
* نظر: