کد خبر: ۴۸۶۱۸۵۱
تاریخ انتشار: ۱۵ خرداد ۱۳۹۳ - ۲۱:۲۶

شب که می‌شود حوصله‌ها مانند سایه ماه کوتاه است و کمرنگ. داستانک، قلقلکی کوتاه برای فکر و روحمان است تا در ساعات پایانی شب، لحظات کوتاه امروز را با خواندن جملاتی کوتاه بهتر و بیشتر قدر بدانیم.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران؛
چوپان بیچاره خودش را کشت که بز چالاک از جوی آب بپرد اما نشد که نشد. او می  دانست پریدن بز از جوی آب همان و پریدن یک گله گوسفند به دنبال آن همان. عرض جوی آب قدری نبود که حیوانی چون این بز نتواند از آن بگذرد. نه چوبی که بر تن و بدنش می  زد سودی بخشید و نه فریادهای چوپان. پیرمرد دنیا دیده  ای از آن جا می  گذشت، وقتی متوجه ماجرا شد پیش آمد و گفت: من چاره کار را می  دانم. آنگاه چوب دستی خود را در جوی آب فرو برد و آب زلال جوی را گل آلود کرد. بز به محض آن که آب جوی را دید از سر آن پرید و در پی او تمام گله پرید. چوپان مات و مبهوت ماند.
این چه کاری بود و چه تأثیری داشت؟ پیرمرد که آثار بهت و حیرت را در چهره چوپان جوان می  دید گفت: تعجبی ندارد تا خودش را در جوی آب می  دید حاضر نبود پا روی خودش بگذارد. آب را که گل کردم دیگر خودش را ندید و از جوی پرید و من فهمیدم این که حیوانی بیش نیست، پا بر سر خویش نمی  گذارد و خود را نمی  شکند چه رسد به انسان.

برای مشاهده مجله شبانه اینجا کلیک کنید
کانال تلگرام - پایین شرح خبر
کانال تلگرام باشگاه خبرنگاران موبایلی - پایین صفحه خبر
کانال تلگرام باشگاه خبرنگاران موبایلی - پایین صفحه خبر
کانال تلگرام باشگاه خبرنگاران موبایلی - پایین صفحه خبر
کانال تلگرام باشگاه خبرنگاران موبایلی - پایین صفحه خبر
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
اپلیکیشن باشگاه خبرنگاران- صفحه خبر