شوهرم پیش خونوادش فامیلاش منو خورد میکنه بهم زنگ نمیزنه پی ام نمیده باهام بد رفتاری میکنی دعوام میکنه نمیدونم چرا اینجوری میکنه بنظرتون چیکار کنم فامیلاشو میبینه منو فراموش میکنه انگار یه عمر با اونا زندگی میکنه
سلام
شوهر نم هینجوری هس ا 4 ماه عقد کردیم فقط من اگه شد بهش زنگ بزنم و محبت کنم دیگه اون زنگ و نه اس میده
نه پول داره نه محبت کجای دلم قرارش بدم
دیگه از پریشب تصمیم گرفتم زنگ و اس ندم و ببینم تا که زنگ و اس نمیده
فقط من نازشو کشیدم و از هفته اول عقدمون دعوا و طلاق کشی داشته
دیگه خسته شدم و موندم چطور اینو خواستم من ازش متنفر بودم و چرا مادر و پدرا یکم به فکر دختراشون نیستن
از اون شب نه اس داده نه زنگ
به نظرتون چکارکنم؟؟
مردا هم احتیاج دارند واسه خودشون خلوت کنند تو تنهایی به مشکلاتشان فکر کنند اگر زن لحظه به لحظه به شوهرش زنگ نزنه اجازه بده مرد هم دلتنگ بشه به خدا چیزی نمیشه شما زنها ارزش بیشتری دارید پس غرورتون ارزشتون پایین نیارین اینطوری هم مرد دلش واسه زنش تنگ میشه هم محبت زن جبران میشه زیاد پا پیچ مردها نشین محبت گدایی نکنین
منم نامزدم با اینکه نزدیک نه ماه نامزدیم همه با هم نه بار بهم زنگ نزده هر زور پیام میده ولی دیگه خسته شدم همه حرفامون خلاصه میشه تو ی سلام خوبی چیکار میکنی من حتیساده ترین چیزا رو نمیدونم مثلا شوهرم چ رنگی دوست داره اگه زنگم میزنه اوج حرفامون همونایی ک تو پیام بهم میگیم اگه خودمم زنگ میزنم ب یک دقیقه نمیریه میگه کاری نداری بای از اینا گذشته خیلی خسیسه فکر کنم بخاطر پول شارژشه ک نمیزنگه زور تولدم خووشو کشت ی گوسفند از اون عروسکای ده تمنی برام خریده بود پیش خونوادم بدجوری شکستم من از ی خونواده با وضع مالی خیلی خوبم نامزدمم وضعشون خیلی خوبه ولی چه فایده وختی نمیتونه واسه خودش خرج کنه دیگه خسته شدم از بس مامانم اینا پرسیدن چرا بهت زنگ نمیزنه اینقده سرکوفت کادوی تولدمو خوردم اونو گذاشتم انباری ک حتی نگاهمم بهش نیوفته
من بعد از شش ماه اومدم شهرستان خونه مادرم سر بزنم الان دوهفته است همسرم بهم زنگ نزده حتی حالم رو بپرسه یک سال ازدواج کردیم هنوز جهیزیه ام رو نیومده ببره خونه رو نقاشی نکرده هرچی بهش میگم اصلا اهمیت نمیده حدسم اینه که دوستم نداره میخواد اینجوری برخورد کنه که جدا بشم خیلی بهم ریختم چون واقعا نمیدونم چرا اینجوری میکنه ای کاش صادقانه باهام حرف میزد و دلیلش رو میگفت
شوهر نم هینجوری هس ا 4 ماه عقد کردیم فقط من اگه شد بهش زنگ بزنم و محبت کنم دیگه اون زنگ و نه اس میده
نه پول داره نه محبت کجای دلم قرارش بدم
دیگه از پریشب تصمیم گرفتم زنگ و اس ندم و ببینم تا که زنگ و اس نمیده
فقط من نازشو کشیدم و از هفته اول عقدمون دعوا و طلاق کشی داشته
دیگه خسته شدم و موندم چطور اینو خواستم من ازش متنفر بودم و چرا مادر و پدرا یکم به فکر دختراشون نیستن
از اون شب نه اس داده نه زنگ
به نظرتون چکارکنم؟؟