ادم میگه از سیگارو سیگاری بدم میاد ولی اصل مطلب اینه ادم باباشم سیگاری باشه ولی دوست نداره شوهرش سیگاری باشه منم سره خواستگاری باشوهرم حرف زدیمو باهاش شرط کردم نکشه ولی از همون اولم نامردی کرده بوده و منه ساده نفهمیدم بیشتراز سیگار دروغ ادمو نابود میکنه وقتی بعداز ۶سال فکر سیگاری بودن شوهرم میاد تو سرم، سرم درد میگیره و گریم میاد کاش تو جامعه ی ما برا ادب کردن سیگاری های بدقول که زیره قولشون میزنن یه تبصصره ای چیزی تو دفتر عقد بود... چرا باید الان بایه بچه همش سره سیگار بی ارزش که نمیدونم چه حسی بهشون میده انقدر بدبخت شدن بجای وابستگی به همسرو بچه وابسته ی اون شدن منم دلم پره ۲۵سالمه ولی احساس پیری و پوچی میکنم چرا باید دعوا سره سیگارو پیشه بچه تحمل کنه ولی درد ترک سیگارو نتونه تحمل کنه کاش برمیگشتم ب ۱۸سالگی که بزرگترین اشتباه زندگیمو مرتکب شدم اونم ازدواج با ادمی که میدونستم سیگاری وای به حالشون من یکی که هیچوقت هیچوقت حلالش نمیکنم بخاطر بدقولیشو و دورغ گویی هاش.
مردا اینقدسیگاروقلیون بکشن تاسکته کنن
حرص ما زنا ازاونجاس که به حرفمون اهمیت نمیدن و بخاطرمون ترک نمیکنن و قلیونو ترجیح میدن .الهی هرمردی که بخاطر دود خانوادشو ادیت میکنه یه شب مرگ یه شب درد و سرطان
سلام، مدتیه ک عقد کردیم و متوجه پنهانی سیگار کشیدن شوهرم شدم....این موضوع خیلی اعصابمو بهم میریزه، خیلی ناراحت میشم
چند بار بهش گفتم ک سیگار رو ترک کنه،حتی گفتم ک آروم آروم یه نخ یه نخ کم کن تا بتونی کامل بزاری کنار ولی فقط میگه سعی خودمو میکنم و هیچ کاری نمیکنه
حتی به جدایی هم فکر کردم ولی واقعا نمیدون چه کاری انجام بدم، چه کاری درسته ک انجام بدم
سلام بنظرم تا وقتی که کنار نذاشت سیگارشو باهاش زیر یه سقف نرو بعده ها به مشکل بر میخوری فردا روزی یه بچه هم پس میندازی حالا بیا درستش کن این مردا الان روی خوش نشون میدن خرشون که از پل گذشت میگن حالا هر جا میخوای بری برو به سلامت
زمان خاستگاری همسرم گفت قبلا بخاطر یه مشکل بزرگی که تو زندگیشون داشتن سیگار میکشیده یه مدتی(مشکلشونم بهم گفت) و دیگه نمیکشه
دوران نامزدی یبار تو ماشین پیدا کردم یه بسته و ورداشتم گذاشتم تو کیفش ولی چیزی بهش نگفتم
اما هربار بوشو حس میکردم از لباساش
یبارم خواستم مطرح کنم که نذاشت چیزی بگم و گفت خودم شرمنده م و سعیمو میکنم درستش کنم
ولی الان باز یه مدتیه هی میکشه و من از اینور اونور وسیله هاش فندک و سیگار پیدا میکنم و ميندازم دور
نمیدونم چیکار کنم
اصلنم نمیخوام رومون تو روی هم باز بشه که بخواد جلوی منم بکشه
خیلی هم میترسم خونوادش یا خونواده من بفهمن و بد بشه
همش فکر میکنم مشکل داره که میکشه و مشکلشو بهم نمیگه (البته الان اوایل زندگیمونه و یکم مشکلات معمول که همه دارنو ماهم داریم)
دلم خیلی براش میسوزه
هر مردی که دوست داره سیگار بکشه باید خودش را مسئول بدونه که صادقانه روز های خواستگاری به همسرش بگه که من سیگار می کشم و معلوم هم نیست که ترک کنم یا نه فکرات را بکن می توانی با یک مرد سیگاری زندگی کنی یا نه، این طوری اون خانم خودش تصمیم می گیره که با این اقا ازدواج بکنه یا نه ، حالا معلوم نیست چرا مردها سیگار کشیدنشون پنهانی شده مگه زندگی مسخره بازیه
خدایا خودت کمک همه زوج های جوون خوشبخت و عاقبت بخیر بشن خدایا کمک کن همه جوونا به راه راست هدایت بشن خدآیا کمک کن همه زن هایی که مشکلشان سیگار و مخدر همسرشان به آرامش برسند و همسرانشون به. راه راست هدایت بشه
وقتی فهمیدم شوهرم اهل سیگار و قلیونه و این موضوع چند منو ناراحت میکنه،،تازه فهمیدم که پول و زندگی مرفه و .... هیچ کدام موجب آرامش نیست هیچ کدام
سلام من چهر ماه عقد کردم شوهرم اولش گفت که سیگار می کشیده در حدیه نخ که اونم ترک کرده ولی حالا بعد از عقد فهمیدم تو مغازه که تهیه غذا دارم هم سیگار میکشه هم قلیون،دنیا رو سرم خراب شد آدمی هم نیستم که بخوام دنبال طلاق برم فقط دارم به خودکشی فکر میکنم کاش مردا نفهمیدن با این کارشون. چه ضربه روحی بزرگی به زناشون. میزنن ،
من از خدا توی زندگی فقط آرامش خواستم همین خداااایا آخه بد بختی تا کی تا کجا
من از سیگار متنفرم همچنین از آدمهای سیگاری ۳۰ سالمه ۳ ساله ازدواج کردم ولی میخوام یه چند وقت بکشم تا خانمم بیشتر قدرمو بدونه اصلا خوبیهامو تو زندگی نمی بینه همش بدیهامو میکوبونه تو سرم اعصابم خورد شده دیگه تحمل ندارم
جانم همتونو درک میکنم منم شوهرم سیگاری وقتی اومد خواستگاری گفت یواش یواش میذاره کنار اما خبری نیس میگم حیف جوونیت نیست .....اصلا گوشش بدهکار نیست همه اینا یه طرف انکار کردنشم یه طرف میگم سیگارتو بکش اگه یه بسته میکشی هرچندتا میکشی ب من بگو تا کمکت کنم حداقل هفته یا ماهی یه دونه رو کنار بذارییی تا دیگه پا بشی اما انگار ن انگار میگه فشار زندگی نمیذاره ولی یه روز میذارم کنار ......بعد میمیرم وقتی بوسم میکنه ..من یه بار بخاطر اعتیاد طلاق رفتم دیگه نمیدونم این یکیو چیکارش کنم بخدا خیلی خستم کمکم کنید
حرص ما زنا ازاونجاس که به حرفمون اهمیت نمیدن و بخاطرمون ترک نمیکنن و قلیونو ترجیح میدن .الهی هرمردی که بخاطر دود خانوادشو ادیت میکنه یه شب مرگ یه شب درد و سرطان
ولش کنین بزارین که بکشن تا بمیرن
چند بار بهش گفتم ک سیگار رو ترک کنه،حتی گفتم ک آروم آروم یه نخ یه نخ کم کن تا بتونی کامل بزاری کنار ولی فقط میگه سعی خودمو میکنم و هیچ کاری نمیکنه
حتی به جدایی هم فکر کردم ولی واقعا نمیدون چه کاری انجام بدم، چه کاری درسته ک انجام بدم
دوران نامزدی یبار تو ماشین پیدا کردم یه بسته و ورداشتم گذاشتم تو کیفش ولی چیزی بهش نگفتم
اما هربار بوشو حس میکردم از لباساش
یبارم خواستم مطرح کنم که نذاشت چیزی بگم و گفت خودم شرمنده م و سعیمو میکنم درستش کنم
ولی الان باز یه مدتیه هی میکشه و من از اینور اونور وسیله هاش فندک و سیگار پیدا میکنم و ميندازم دور
نمیدونم چیکار کنم
اصلنم نمیخوام رومون تو روی هم باز بشه که بخواد جلوی منم بکشه
خیلی هم میترسم خونوادش یا خونواده من بفهمن و بد بشه
همش فکر میکنم مشکل داره که میکشه و مشکلشو بهم نمیگه (البته الان اوایل زندگیمونه و یکم مشکلات معمول که همه دارنو ماهم داریم)
دلم خیلی براش میسوزه
وقتی فهمیدم شوهرم اهل سیگار و قلیونه و این موضوع چند منو ناراحت میکنه،،تازه فهمیدم که پول و زندگی مرفه و .... هیچ کدام موجب آرامش نیست هیچ کدام
من از خدا توی زندگی فقط آرامش خواستم همین خداااایا آخه بد بختی تا کی تا کجا