هیچ انسانی با تقلید و تکلیف به شناخت و معرفت نمیرسد. آنها که عقل و اختیار را تعطیل و با عشق و تکلیف زندگی میکنند، زیانکارند و شخصیت و ارزش وجودی خود را نادیده گرفته اند.
بعد از مرگ برای من چه اتفاقی می افتد؟ در پاسخ به این سوال هیچگونه منبع علمی در دست رس نداریم غیر از باور های دینی. باور های دینی و بخصوص جدایی روح از بدن و مهاجرت او به عالم برزخ و الا آخر برای این حقیر کافی و قانع کننده نبوده و نمی باشد. لذا یا باید در انتظار روزی بنشینم که علم سرانجام بتواند پاسخ قانع کننده ای به این سوال بدهد و اگر هم با باورهای دینی قانع نمی شوم ، حداقل سعی کنم که باور خودم را پیدا کنم که در پاسخگویی در این زمینه مرا قانع نماید. باوری که این حقیر خود به آن دست یافته ام و یا رحمت و فیض و عنایت الهی مشمول حال ام گردیده و سبب این دستیابی شده است به اختصار به شرح زیر می باشد :
پس از فرا رسیدن اجل مرگ چه معلق و چه طبیعی این حقیر به خواب ژرف و عمیق مرگ فرو می روم . این خواب آنقدر عمیق خواهد که اگر بر فرض محال فرشته ای تحت عنوان اسرافیل به هنگام رستاخیز مردگان از قبور در روند برپایی روز قیامت دینی دو بار در صور یا شیپور خود به دمد و طنین آوا و صدای آن در پهنه گیتی یا عالم پخش شود، باعث بهم زدن آرامش خواب این حقیر نخواهد گردید. در طول خواب ژرف مرگ من ، عمر این عالم دنیوی - شهودی در آخرین لحظات انقباض مجدد به پایان خواهد رسید و محتوای کل و کثیر جهان در مرکز آن به دمای محض و پیوسته و همگن تبدیل خواهد گردید و به وحدت اولیه خواهد رسید. پس از آن دوباره منبسط خواهد گردید و همین عالم دنیوی - شهودی از نو آفریده خواهد شد و همین کثرات و گوناگونی ها در سطح برتر و کمال یافته تری به ظهور خواهند رسید و این حقیر هم در مکان و زمان خاص و ویژه خویش روی همین کره زمین در لحظه بسته شدن نطفه در رحم مادر شریف و بزرگوار دوباره از خواب ژرف مرگ به بیداری مجدد خواهم رسید و پس از نُه ما پا به عرصه گیتی بعدی خواهم گذاشت و آنهم همیشه چند درجه بهتر ؛ خوب تر و زیبا تر از قبل و الا آخر تا رسیدن به معاد و کمال اولیه ایده آل بهشتی در مبداء. فاصله زمانی بین لحظه مرگ من در این عالم و لحظه بیداریم در عالم بعدی ، یعنی طول زمانی خواب مرگ ، برابر است با طول عمر کیهان که آنهم برابر است با فاصله زمانی بین دو قیامت و یا دو مه بانگ متوالی. عمر کلی کیهان هنوز توسط منجمین و کیهان شناسان محاسبه و تعیین نگردیده است و تا آینده دور دستی هم قابل محاسبه نخواهد بود. اما جهت سهولت در تصور و تفکر به عنوان مثال می توان مقدار عددی سرعت نور را بتوان دو رساند و پسوند سال را به مقدار آن افزود که برابر خواهد بود با 90 میلیارد سال. نیمی از این عمر به فاز انبساط و نیمی دیگر به فاز انقباض تعلق دارد. طول خواب مرگ برای کلیه افراد انسانی و در کلیه اعصار گذشته و حال و آینده بطور مطلق مساوی و همیشه برابر است با طول عمر عالم که همیشه محدود است بین اولین لحظه انبساط و آخرین لحظه انقباض. تا اینجا فقط بخشی از حقیقت بیان گردید و نه همه آن. این حقیر در لحظه مرگ نه تنها به خواب ژرف مرگ فرو خواهم رفت بلکه بطور همزمان در عالم روئیا بیدار خواهم گردیدد و از حیات روئیایی در سطح کمال ایده آل بهشتی بر خوردار خواهم گردید و در بین کلیه گذشتگان و آیندگان خویش در کمال سعادت و خوشبختی و صلح و صفا و سلامتی و مملو از لذت و شادی و خرّمی آن حیات را ادامه خواهم داد تا فرا رسیدن لحظه مرگ در حیات روئیایی و لحظه بیداری مجدد در عالم واقعی - عینی - دنیوی - شهودی بعدی. طول عمر این حقیر در حیات روئیایی برابر خواهد بود با 90 میلیارد سال. تا این جا همه حقیقت بیان نگردید است و به شرح زیر ادامه دارد. پس از مرگ، مکانیزم درک گذر زمان بطور کامل مختل می گردد، طوریکه مردگان دیگر قادر به درک گذر زمان نخواهند بود و بر اثر عدم توانایی درک گذر زمان ، طول زمانی90 میلیارد ساله خواب مرگ در مقابل دیدگان خوابیده آنان به یک ثانیه تقلیل می یابد. این همه سال فقط در مقابل دیدگان بیدار زندگان بسیار طولانی است و نه در مقابل دیدگان خوابیده مردگان. امیدوارم که با بیان این حقایق سر خوانندگان گرامی را بدرد نیاورده و مزاحم آرامش خواب ژرف مردگان نشده باشم. این مطلب که در این جا بیان گردید یک دهم حقیقت را در مورد سرنوشت انسان منعکس نموده است و اگر فرصتی دست داد و خداوند خواست، در همین سایت ارزشمند، نُه دهم بقیه حقیقت هم به استحضار خوانندگان گرامی خواهد رسید.
اگر در این اندیشه ؛ فکر ؛ خیال ؛ وهم و باور باشیم که کتب دینی در مورد سرنوشت انسان ، کلام و سخن و حرف آخر و نهائی را بیان داشته اند، خدای ناخواسته سخت در گمراهی ؛ ظلمت و جهل علاج ناپذیر فرو رفته ایم. باور حقیقی و منطبق بر واقعیت این است که خداوند متعال در مبداء یعنی در حالت اولیه کمال ایده آل بهشتی هستی و وجود، کلیه افراد انسانی را بطور همزمان یعنی بدون تسلسل نسل و در سطح کمال خوبی و زیبایی و هم سن و سال و در یک سن معتدل آفریده است و به آنها حیات جاودانه اهداء نموده است. در معاد همه افراد انسانی در همه اعصار حیات زمینی دوباره با همان سن معتدل و خوبی و زیبایی اولیه بطور همزمان به ظهور خواهند رسید و حیات اولیه خودرا در کمال صلح و صفا و سلامتی ؛ سعادت و خوشبختی دوباره از نو آغاز خواهند نمود، بدون پیر شدن . آن حیات تازمانی ادامه خواهد یافت که خداوند متعال تصمیم به سفری دیگر بگیرد. پدیده تولید مثل از راه آمیزش جنسی والدین و تسلسل نسل فقط متعلق به طول سَفَر آفرینش می باشد و در پایان راه و سفر برداشته و حذف می شود. مهم این است که بدانیم و آگاه باشیم که در حکمت ؛ رحمت ؛ صبر ؛ عشق و محبت ؛ علم و قدرت ؛ عدالت و و اخلاق مطلق و بیکران خداوند هیچگونه محاکمه ؛ استنطاق ؛ باز پرسی و بازجوئی ؛ ملامت و سرزنش و عذاب و جزای جهنمی وجود ندارد و کلیه اعمال نیک و بد دنیوی افراد انسانی در سرنوشت؛ سعادت و خوشبختی نهایی و غایی آنها هیچگونه تاثیرات منفی و یا مثبت نخواهد داشت. عبارت دینی " خداوند انسان را بخاطر طاعت و بندگی آفریده است " یک باور اوهامی است و نه حقیقی و منطبق بر واقعیت، زیرا خداوند بی نیاز مطلق است و به پرستش و ستایش و نیایش و مناجات و قربانی و طاعات و بندگی ها از طرف انسان نیازی ندارد. وعده های پاداش بهشتی و عذاب جهنمی حاصل فعالیت های ذهنی و قوای ادراکی فهم و عقل محدود و خام و ناپخته انسان در سطح زندگی ایلی ؛ قبیله ای ؛ طایفه ای و قومی در اعصار مختلف باستان و شرایط گوناگون تاریخی می باشد و ریشه در فهم و عقل بیکران خداوند ندارند. هستی و وجود بین دو سرحد ؛ یکی نهایت نقصان و دیگری نهایت کمال در حرکت و نوسان است و بین این دو سرحد، حالت های کلی بیشماری امکان پذیر اند که به ترتیب پشت سر هم از طریق وقوع سلسله قیامت ها به ظهور می رسند. اولین و برترین حالت نهایت کمال اولیه در چهار چوب طرح مطلق آفرینش و براساس مفاد ثابت و تغییر ناپذیر آن به امر خداوند یکباره نزول یافته و به نهایت نقصان رسیده است و از آن زمان به بعد و تاکنون و تا پایان سَفَر آفرینش، هستی و وجود در حال حرکت تکاملی به سوی باز گشت به حالت کمال اولیه یعنی معاد به سر می برند. حرکت هستی و وجود پس از نزول یکباره اولیه ، چه در منازل نزولی و چه در منازل صعودی به سوی کمال جاری است. اگر یکباره کلیه آیین ها ؛ ادیان و مذاهب مختلف و گوناگون ناپدید گردند به هستی و وجود نامتناهی ؛ بیکران و بی نهایت خداوند متعال به اندازه یک ذره زیر اتمی و یا به قدر کوتاه ترین طول موج نوری خراشی وارد نخواهد شد. نکته مهم دیگر این است که بدانیم که باور و اعتقاد و ایمان مقدم بر آیین و دین و مذهب می باشند. زیرا انسان های اولیه قبل از اینکه دین و مذهب داشته باشند اول به خدایان باور داشته اند.
سرنوشت انسان همیشه در دو حیطه مکانی و زمانی جاری میگردد. در سه بعد مکان و کلیه جهات اصلی و فرعی آن هر فرد انسانی مختار است در چهار چوب قوانین طبیعت و زنجیره علت و معلول و قوانین و مقرارت اجتماعی قدم بردارد و عمل کند، اما در بعد زمانی انسان از خود هیچگونه اختیاری ندارد و از این لحاظ جبر مطلق بر وجود او حکم فرماست. هر قدمی را که در ابعاد سه گانه و در جهات مختلف مکان بر دارد ، آن قدم در بعد زمان در آینده فرود می آید. انسان اگر تمامی اختیارات ؛ استعداد ها ؛ توانیایی های علمی و تکنیکی خودرا روی جمع کند و بخواهد به کمک آنها گذر زمان را یک لحظه متوقف و ترمز نماید و یا یک لحظه زمان را به سمت گذشته برگرداند و یا یک لحظه حرکت زمان را به سوی آینده شتاب دهد، کلیه سعی و کوشش وی در این زمینه عبث و باطل و بی ثمر خواهد بود. ضمنا و از همه مهمتر این که خداوند متعال برای کلیه افراد انسانی تنها یک سرنوشت جنسی به شکل " یا مرد و یا زن " تعیین ننموده است بلکه پنج نوع مختلف .
تمام مطالب صحیحه، ولی باید گفت بعضا شرایطی برای بعضی افراد. پیش می آید که طرف بر اساس شرایط مجبور میشوند، مثلا فردی که در خانواده فقیر، بدنیا می آید، لاجرم نمی تواند خیلی از آرزوها را داشته باشه، هر چند که این ربطی به اراده الهی نداره
بااین همه ....من بهرقسمت اعتقاددارم .دلایل خودم رودارم.خوب به دنیا آمدن دریک خانواده خاص ازاراده بشر خارج است.یک دخترساده میشه عروس خاندان سلطنتی............
پس از فرا رسیدن اجل مرگ چه معلق و چه طبیعی این حقیر به خواب ژرف و عمیق مرگ فرو می روم . این خواب آنقدر عمیق خواهد که اگر بر فرض محال فرشته ای تحت عنوان اسرافیل به هنگام رستاخیز مردگان از قبور در روند برپایی روز قیامت دینی دو بار در صور یا شیپور خود به دمد و طنین آوا و صدای آن در پهنه گیتی یا عالم پخش شود، باعث بهم زدن آرامش خواب این حقیر نخواهد گردید. در طول خواب ژرف مرگ من ، عمر این عالم دنیوی - شهودی در آخرین لحظات انقباض مجدد به پایان خواهد رسید و محتوای کل و کثیر جهان در مرکز آن به دمای محض و پیوسته و همگن تبدیل خواهد گردید و به وحدت اولیه خواهد رسید. پس از آن دوباره منبسط خواهد گردید و همین عالم دنیوی - شهودی از نو آفریده خواهد شد و همین کثرات و گوناگونی ها در سطح برتر و کمال یافته تری به ظهور خواهند رسید و این حقیر هم در مکان و زمان خاص و ویژه خویش روی همین کره زمین در لحظه بسته شدن نطفه در رحم مادر شریف و بزرگوار دوباره از خواب ژرف مرگ به بیداری مجدد خواهم رسید و پس از نُه ما پا به عرصه گیتی بعدی خواهم گذاشت و آنهم همیشه چند درجه بهتر ؛ خوب تر و زیبا تر از قبل و الا آخر تا رسیدن به معاد و کمال اولیه ایده آل بهشتی در مبداء. فاصله زمانی بین لحظه مرگ من در این عالم و لحظه بیداریم در عالم بعدی ، یعنی طول زمانی خواب مرگ ، برابر است با طول عمر کیهان که آنهم برابر است با فاصله زمانی بین دو قیامت و یا دو مه بانگ متوالی. عمر کلی کیهان هنوز توسط منجمین و کیهان شناسان محاسبه و تعیین نگردیده است و تا آینده دور دستی هم قابل محاسبه نخواهد بود. اما جهت سهولت در تصور و تفکر به عنوان مثال می توان مقدار عددی سرعت نور را بتوان دو رساند و پسوند سال را به مقدار آن افزود که برابر خواهد بود با 90 میلیارد سال. نیمی از این عمر به فاز انبساط و نیمی دیگر به فاز انقباض تعلق دارد. طول خواب مرگ برای کلیه افراد انسانی و در کلیه اعصار گذشته و حال و آینده بطور مطلق مساوی و همیشه برابر است با طول عمر عالم که همیشه محدود است بین اولین لحظه انبساط و آخرین لحظه انقباض. تا اینجا فقط بخشی از حقیقت بیان گردید و نه همه آن. این حقیر در لحظه مرگ نه تنها به خواب ژرف مرگ فرو خواهم رفت بلکه بطور همزمان در عالم روئیا بیدار خواهم گردیدد و از حیات روئیایی در سطح کمال ایده آل بهشتی بر خوردار خواهم گردید و در بین کلیه گذشتگان و آیندگان خویش در کمال سعادت و خوشبختی و صلح و صفا و سلامتی و مملو از لذت و شادی و خرّمی آن حیات را ادامه خواهم داد تا فرا رسیدن لحظه مرگ در حیات روئیایی و لحظه بیداری مجدد در عالم واقعی - عینی - دنیوی - شهودی بعدی. طول عمر این حقیر در حیات روئیایی برابر خواهد بود با 90 میلیارد سال. تا این جا همه حقیقت بیان نگردید است و به شرح زیر ادامه دارد. پس از مرگ، مکانیزم درک گذر زمان بطور کامل مختل می گردد، طوریکه مردگان دیگر قادر به درک گذر زمان نخواهند بود و بر اثر عدم توانایی درک گذر زمان ، طول زمانی90 میلیارد ساله خواب مرگ در مقابل دیدگان خوابیده آنان به یک ثانیه تقلیل می یابد. این همه سال فقط در مقابل دیدگان بیدار زندگان بسیار طولانی است و نه در مقابل دیدگان خوابیده مردگان. امیدوارم که با بیان این حقایق سر خوانندگان گرامی را بدرد نیاورده و مزاحم آرامش خواب ژرف مردگان نشده باشم. این مطلب که در این جا بیان گردید یک دهم حقیقت را در مورد سرنوشت انسان منعکس نموده است و اگر فرصتی دست داد و خداوند خواست، در همین سایت ارزشمند، نُه دهم بقیه حقیقت هم به استحضار خوانندگان گرامی خواهد رسید.