من پسر۱۷سالم ازدست دادم تازه شده بودهم قدخودم تازه احساس میکردم که یک رفیق تمام عیاره که ازاین بعدلحظاتم روباهلش سپری کنم ولی افسوس صدافسوس که باچندتارفیق نامردوناجوانمرددوست بودکه اصلانمیدونم چه اتفاقی افتادکه ازطبقه پنجم افتادپایینخییییلی سخته داغ فرزندخیلی ازنون میخوام طلب صبرکنین اول برای مادرش که تنهافرزندمون بودبعدم برای من که بتونم این داغ روتااخرعمرم تحمل کنم ااااای خداااااا
خدارفتگان همتون روبیامرزه
سلام
انشالا خداوند مهربان وبخشنده همه اوموات قرین رحمت الهی قرار بده .از دست دادن عزیزان بسیار سخت است من هم در سن ۶سالگی برادره جوانمو از دست دادم و درسن۹سالگی پدرم رو با اینکه ۱۸ سال میگذره ولی هنوزم نتونسم کنار بیام و همیشه این کمبود وخلا رو احساس میکنم بعضی وقتا خیلیی دام تنگ میشه و حسرت میخورم میگم خدایا چرا من بخصوص وقتی کسایی رو میبینم که پدرشون برادرشون هستن جیگرم کباب میشه خدایا امیدوارم صبرشو به همه باقی ماندگان بده خیلی سخته خیلی
پدرم ۲۰ اسفند ۱۴۰۰ فوت شد همه برادرخواهرام اروم شدن تقریبا ،من اروم نمیشم دیونه بابام بودم جونمو براش میدادم
ولی از بیماری دیابت دووام
خیلی دلتنگم باباجون
مادر بزرگ من همه دارای من بعد از چند روز در کما رفت پیش خدا و من افسرده شدم روحیم رفته به خوابمم میاد ومن الان مریض هم شدم وقتی که مادر بزرگموخاکسپاری میکردن من سرم گیج رفت و فشارم افتاد واصلن حالم خوب نیس افسرده برای مادر بزرگم فاتحه بخونید
مادر عزیزم خانم جعفری دو هفته پیش پس از دو هفته بستری در بیمارستان از دنیا رفت خیلی متلاشی هستیم خیلی روزهای دردناکی بود و هست خواهشا فاتحه ای نثار روحش کنید خدا رفتگان شمارا بیامرزد
من چند ماه پیش مادر شوهرم از دنیا رفت بدون هیچ بیماری زمینه ای کرونا گرفت ...خیلی دلم براش تنگ شده همیشه موقعی که خونش میرفتم بعد نماز صبح باهم حرف میزدم حرفهایی که با مامان خودم نمی تونستم بزنم دوست دارم به خوابم بیاد باهام حرف بزنه
خدارفتگان همتون روبیامرزه
یادش بخیر.یاد جوانی اش بخیر.خوشابه حال کسانی که ازمیانسالی میگذرند وبه پیری می رسند.خوشابحال همسرانی که درکنارهم، فرزندانشان رابه ثمر می نشانند وذوق عروسی فرزندانشان رامی زنند.همسرمن،جوان وآرزوبه دل رفت.کرونا همسرم رابرد وزندگی ام راازمن گرفت.یادش بخیر.
انشالا خداوند مهربان وبخشنده همه اوموات قرین رحمت الهی قرار بده .از دست دادن عزیزان بسیار سخت است من هم در سن ۶سالگی برادره جوانمو از دست دادم و درسن۹سالگی پدرم رو با اینکه ۱۸ سال میگذره ولی هنوزم نتونسم کنار بیام و همیشه این کمبود وخلا رو احساس میکنم بعضی وقتا خیلیی دام تنگ میشه و حسرت میخورم میگم خدایا چرا من بخصوص وقتی کسایی رو میبینم که پدرشون برادرشون هستن جیگرم کباب میشه خدایا امیدوارم صبرشو به همه باقی ماندگان بده خیلی سخته خیلی
ولی از بیماری دیابت دووام
خیلی دلتنگم باباجون