سلام بر بانوی صبر و عشق.خودت می دونی چی میخوام. همه رو بدون پشیمونی حاجت روا کن من رو هم نه به خاطر لیاقت بلکه از روی محبت خود مایوس نگردون ان شاالله... دستم به دامن پاکت
ام البنین جانم شفای پسر شش سالم رو ازت میخوام تورو به جون چهارتا پسرت قسمت میدم تو رو به دستای بریده حضرت عباس خانمی کن عزیزم از خدا بخواه زبون بچم رو باز کنه دیگه خسته شدم هر روز دارم زجر میکشم فقط شفای پسرم رو میخوام کمکم کنید
سلام بر همه بزرگواران
من ی خواستگاری داشتم که همه جوره از لحاظ اخلاق ۲۰بود ولی نمیدونستم مریضه
خودشم بعد از این همه سال،چندماهه که متوجه شده و نمیدونست که فعلا نباید ازدواج کنه.بخاطر وجدان پاکش ازم خواست برای اينکه زندگیم بهمنریزه، نامزدی رو ی جوری بهم بزنم که آبروی هیچ کدوممون نره.ولی به جز پزشکش من میدونم که او مریضه.براش خیییلی ناراحتم که کسی نمیدونه تا براش دعا کنه.البته بخاطر ذات و اخلاق درستش دوسش دارم.ی وویسی تو گوشیم داشتم ولی خدا خودش میدونست که من از این وویس هیچ اطلاعی نداشتم ولی وقتی گوشش دادم گفت به حضرت ابوالفضل و مادر مهربونش حضرت ام البنین متوسل شیم.
ازتون خواهش دارم براش دعا کنین.التماستون میکنم از حضرت ام البنین بخواین که منو دست خالی از درش رد نکنه.بگو اولین باره اومد سراغت فقط شفای این جوون رو ازش میخوام.خییییلی زود هم.
الهی حضرت حاجت همتونو برآورده کنه.
بهم گفت ما آدمای بدی نیستیم ولی این مریضی نمیزاره......
هر جا رفتین زیارت و ذکر گفتین دعاش کنید که در حد معجزه شفا پیدا کنه.
الهی همه بیماران شفا پیدا کنن.چه اونایی که میدونن چه نمیدونن.
خانم جان شفای تک پسرمو میخوام مهدیارم حتی ننیتونه یه لیوان آب تنهایی بخوره پسرم راه نمیتونه بره ۵سالشه فقط حسرت میخوره جدیدا میپرسع مامان چرا من نمیتونم خواهر دوقلوش داره افسردگی میگیره خانم جان اگه امتحان من مریضی بچمه منو بکشید چون هر رو ز با حرفاش ۱۰۰۰بار میمیرم تو رو به آبروی خانم فاطمه زهرا به دستای بریده ابوالفضل ناامیدم نکن..
سلام.دعای مشلول را هر روزصبح بخون من هم پسرم اصلا راه نمیرفت حتی تا ۳سالگی نمی نشست کاردرمانگرش میگفت مشکلش مخچه اییه واحتمال بهبودش معجزه هست الان مشکلش اینه که از لحاظ ذهنی مشکل داره نمیدونم چیکار کنم
غریب
۰۰:۴۸ ۱۴ اسفند ۱۴۰۰
یا ام البنین به حق دست های قطع شده عباس ظهور امام زمان را نزدیک کن آمين
سلام به صلابت عشقت که خبر مرگ ۳ پسرت شنیدی باز بیقرار حال حسین رو پرسیدی خانوم امالبنین..سلام به خلوصتون که تا قاصد گفت حسینت شهید شده بی اختیار فریاد زدی بشیر رگهای قلبم رو پاره کردی
حضرت اموالبنین تور به جان چهارتاپسرت قسمت میدم ازخدا بخای منم مادرشم
دکترها جوابم کردن میگن نمیتونم صاحب بچه بشم
من ی خواستگاری داشتم که همه جوره از لحاظ اخلاق ۲۰بود ولی نمیدونستم مریضه
خودشم بعد از این همه سال،چندماهه که متوجه شده و نمیدونست که فعلا نباید ازدواج کنه.بخاطر وجدان پاکش ازم خواست برای اينکه زندگیم بهمنریزه، نامزدی رو ی جوری بهم بزنم که آبروی هیچ کدوممون نره.ولی به جز پزشکش من میدونم که او مریضه.براش خیییلی ناراحتم که کسی نمیدونه تا براش دعا کنه.البته بخاطر ذات و اخلاق درستش دوسش دارم.ی وویسی تو گوشیم داشتم ولی خدا خودش میدونست که من از این وویس هیچ اطلاعی نداشتم ولی وقتی گوشش دادم گفت به حضرت ابوالفضل و مادر مهربونش حضرت ام البنین متوسل شیم.
ازتون خواهش دارم براش دعا کنین.التماستون میکنم از حضرت ام البنین بخواین که منو دست خالی از درش رد نکنه.بگو اولین باره اومد سراغت فقط شفای این جوون رو ازش میخوام.خییییلی زود هم.
الهی حضرت حاجت همتونو برآورده کنه.
بهم گفت ما آدمای بدی نیستیم ولی این مریضی نمیزاره......
هر جا رفتین زیارت و ذکر گفتین دعاش کنید که در حد معجزه شفا پیدا کنه.
الهی همه بیماران شفا پیدا کنن.چه اونایی که میدونن چه نمیدونن.