با سلام ما 25 سال از زندگیمون میگذره توی این همه سال از اول زندگی با مردی زندگی کردم که همیشه خودم و خانواده منو تحقیر کرده و همیشه منو محکوم کرده که منم لنگه اوناهستم و منو طولانی مدت از دیدن خانواده ام هی محروم میکنه البته میدونم اول ازدواج پدر من کمی اذیتمون کرد و پدرم کارنامه درخشانی نداره ولی ابن عامل همیشه منو ازار داده و روابط ازاد شوهرم در حیطه چرب زبونی کردن با زنان رو هم داره باعث ازار من میشد شاید هر کسی از دور ببینه همسر منو ارزوی بودن باهاشو میکنه ولی باید باهاش زندگی کنی که به بفهمید من چی میگم ظاهر امر عالی خانواده دوست پرفکت ولی در ظاهر در مسایل زناشویمون احساس خوبی ندارم با حرفهاش منو ازار میده. با سه بچه قد و نیم قد احساس میکنم به اخر خط رسیدم هر کاری کردم که بفهمه داره اشتباه میکنه خودش من ترغیب کرد برم خیانت کنم گفت تو هم مثل من ازاد باش و وقتی بهش نشون دادم منم میتونم کتکم زد 2 سال تموم شکنجه ام داد و حالا خائن داستان من شدم و اون فرشته ای که گیر این خانواده افتاده چون پدر من ازدواج متعدد داشته. و حالا دختر بزرگم شوهر دادم و داماد دارم و بخاطر خجالت باز هم باید سکوت کنم زندگی سخت پیچیده ای پیدا کردم و مشکلات قدیم هی سر باز میکنه و عمیق و عمیق تر میشه فکر می کنم فقط خدا میتونه کمکم کنه معجزه میخوام.
سلام تحقیر خیلی بده من شوهرمو خیلی دوس داشتم اما یه کاری کرده دیگه هیچ حسی بهش ندارم.اون محل زندگیمونو با اینکه خودش هم محله ماست تقریبا، مسخره میکنه جهزیمو مسخره میکنه چهرمو مسخره میکنه با اینکه از هر لحاظ ازش سرترم همش میخاد منو بکوبه و بگه تو پایین تری من آدمت کردم حالم خیلی بده دیگه نمیکشم چون همشششش داره تکرار میشه هر چقد دعوا کردیم معذرت خاسته از دلم در اورده اما باز دوباره تو دعواهای بعدی تکرار کرده.میخام ازش جدا بشم دیگه بریدم
خیلی از برتریهای ما بردیگران امتحان الهی وموقتی هست ودیریازود ورق برمیگرده همسرمن هم بسیار متکبرومستبدبود ومن و دیگران را تحقیرمیکردفقط مادرپدروخواهربرادر خودش مستثنی بودندچون شوهرم از یه خانواده خیلی ضعیف رشته پزشکی قبول شده بودومایه فخر پدرمادرش بود و انتظار داشت درمحل کار یا خانواده من هم همه بهش احترام خیلی ویژه بزارندوهمانطورکه مادرپدرش همه کارهاش را تایید میکردندهرکار میکنه بقیه هم به به وچه چه کنند ولی این اخلاقش باعث نابودی آینده بچه هام شدباتصمیمات اشتباه و اصرار برانها هیچ عزت و اعتباری پیش من وبچه ها نداره و الان متوجه اشتباهش شده ولی ضررهای جبران ناپذیری به بچه هام زده که نمیتونم ببخشمش
سلام منم با این نظر موافقم که باید قبل از ازدواج با چشم وگوش باز وارد عمل بشیم تا ب مشکلات نخوریم اگر دختر و پسر هم دیگر رو بشناسند نیاز ب تحقیر کردن هم دیگر نیست مثلا اگر هنر ندارد یا آشپزی یا هر عیب و ایرادی دیگر دست خودشان هست که قبل از ازدواج انتخاب کرده اند.
من و شوهرم باهم سختی و بی پولی کشیدیم بی کاری کشیدیم حادثه دیدیم مستاجری کشیدیم اما با توکل بر خدا دوباره خودمون رو جمع کردیم عاشقانه کنار هم زندگی کردیم پول جمع کردیم یه خونه ی ویلایی خریدیم و دوتا دختر خوشگل و سلامت داریم آدم باید قانع باشه و هدف داشته باشه هرکسی به نوبه خود وظایفی داره که باید متعهد باشه بیایید به جای تحقیر از همسرانمون دستگیری کنیم اونهارو همراهی کنیم .یادمون باشه یک دست صدا نداره و برکت فقط توی همدلی و قناعته ..قناعت به معنی قانع بودن نه خسیس بودن
تورو خدا هیچ کسی رو تحقیر وتوهین نکنید... وقتی قلب کسی بشکنه دیگه محاله دوباره بدست آوردنش.... شاید ظاهرا از دلش در بیاری واز ت راضی بشه.. ولی جای زخم همیشه هست....
وقتی در شرایط بین سنت و مدرنیته گیر میفتی و برای پایبند بودن به قید و بندهای خانواده مجبوری با کسی ازدواج کنی که شناختی از روحیات و تربیت خانوادگی او نداری و از نظر سطح سواد و درک اجتماعی هیچ برابری بین زوجین وجود ندارد و بلافاصله صاحب فرزند میشی