سلام از طريق اينترنت با دختري اشنا شدم. البته از همان ابتدا پرتوقع بود لازم بذكر است كه من شمال شهر مي شينم و ايشان جنوب شهر و از خانواده ضعيفي هستند از همان ابتدا نسبت به ازدواج با ايشان شك و ترديد داشتم و با هيچ معيارم سازگار نبود. اما متاسفانه بعداز مدتي مادر ايشان درگذشت و در من تاثير بدي گذاشت اه و ناله و بي تابي ايشا باعث شد كه من علي رغم هزينه بالا و عدم اطمينان به اين ازدواج به مدت 6 ماه قبل از ازدواج منزلي تهيه كردم تا ايشان كم كم جهيزيه خود را داخل ان بگذارد. و پول اجاره را از حقوق ناچيز كارمندي پرداخت كردم. بعدا علي رغم مخالفت خانواده امبخاطر اينكه شادي به زندگي اين دختر بياورم و كمكش كرده باشم ازدواج كرديم. متاسفانه بدليل تحريم و تورم و گراني اكنون حقوق من فقط كفاف اجاره را مي دهدو براي گذران زندگي از پدر پيرم كمك مي گيرم. كار بجايي رسيده كه واقعا توانايي تامين هزينه زندگي را ندارم. چند بار به ايشان گفتم كه به اپارتمان پدرم كه نسبتا بزرگ است و معمولا خالي است نقل مكان كنيم تا كمي از هزينه هاي زندگي و فشار ان كم شود. اما تنها اين حرف را شنيدم كه مي خواستي ازدواج نكني! بايد با همين وضع ادامه بدي. منم بدليل شرايط مالي و فشار وضعيت بدي دار. بطوري كه شبها با چند قرص مي خوابم. به نظر شما چكار كنم؟
بعید میدونم راه حلی داشته باشه . این مشکل معمولاً از طرف خانم هاست که ریشه در چشم و هم چشمی داره . خدا نکنه همسایه یا فامیل مثلاً یک خودکار بخره ... تا خانم خونه شوهر رو تبدیل به خودکار نکنه ول کن نیست . متاسفانه بعضی سایت ها طوری یکطرفه می نویسن که آدم تعجب میکنه . مثلاً رفتار با همسر دروغگو . رفتار با همسر بد زبان . رفتار با همسر ناسازگار و ... بعد که مطلب رو میخونی میبینی همه ایراد ها رو به آقایون نسبت داده . اینا تا حالا زن دروغگو ی پرخاشگر ناسازگار ندیدن ؟
بهترهست همه به فکرهزینه قبرخودودیگران فکرکنندوبعدمقایسه کنندکه کدام مهم هست ازدواج یاسرکاررفتن یادیگرمسائل که درمقایسه هزینه قبرجواب همه مشکلات رامیدهند.ثروت خیلی چیزهارامیگیردودرخودخوشبختی رادفن میکند.کنارهم ماندن مهم هست.چون هزینه قبربالاست.
شوهرمن خیلی پرتوقع هراشتباهی بکنه فقط منو مقصر میدونه هر حرف زشتی بزنه منو مقصر میدونه اصلا یکبار هم نمیگه که آره اینبار من مقصرم معذرت میخوام همش میگه تو مقصری ده ساله داریم باهم زندگی میکنیم اوایل اینجوری نبود ولی بعد از مدتی از ازدواجمون اینجوری شده زندگی کردن باهاش خیلی سخته اما من دوتا بچه دارم هیچوقت دوست ندارم به جدایی فک کنم
خسته شدیم دیگه مادخترا
پرتوقع رو که خودمون تشخیص میدیم...
ديگه اين نکات قديمي شده کسي ديگه ازدواج نميکنه امروزه با اين وضعيت اقتصادي