تو محل ما هم یکی هست به اسم عباس مارو یه اتاق تو خونه داره پر ماره ...یبار همراهش رفتیم کوه یه مار 1 متری گرفت هر پنج تا ناخنشو دونه دونه میاورد جلو مار نیشش میزد بعد دوباره بعدی دستش پر خون شده بود بعد اونو همراش برد خونه ..اونم اینجا معروفه باور کنید من تا ندیدم باور نکردم
من کارم کشاورزی است کشاورزان میدانندزمان گندم دروکه هواگرم است ظهرزیردرخت خابم برددرحال خواب شکمم سنگین شدچشمم راواکردم یک مارجعفری روی شکمم خوابیده بودازترسم فقطگفتم بورو حیوان بدون توجورفت هنوز این جریان برام ترسناک است ولی تابه حیوان ازارنرسانی کاری ندارد
مارها مغز کوچیکی دارند و دوستی و این چیزا را درک نمی کنند . تا وقتی خطر خاصی احساس نکنند نیش نمی زنند . ولی در عین حال ممکن است بدون دلیل خاصی احساس خطر کرده و تحریک شوند و نیش بزنند و نگهداری این موجود در خانه خطرناک و توجیه ناپذیر است .
اگر یک روز خدای نکرده مار یکی از فرزندانش را نیش بزند، و بچه اش جلوی چشمش پر پر شود، آنوقت می فهمد که بازی با مارها یعنی چه، و چه ظلمی در حق بچه اش کرده است و باعث جوانمرگ شدن بچه اش شده است. اینی هم که با افتخار می گوید مار را به بانک برده و باعث گرفتن وام شده است، این کار جرم بوده و قابل تعقیب، وآنوقت بچه اش درس نمی خواند و با تهدید مار می خواهد از معلم اش نمره بگیرد.