کد خبر: ۸۱۶۴۲
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۹۰ - ۰۸:۳۸
شریعتمداری با اشاره به انتخابات مجلس نهم؛

مزروعي در بروكسل فقط نقش رابط ميان اتحاديه اروپا و شوراي داخلي فتنه را برعهده دارد.

به گزارش سرویس سیاسی باشگاه خبرنگاران، حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز روزنامه کیهان نوشت: رئيس دوره اي «شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات»! بي آن كه به تركيب اين شورا اشاره اي داشته باشد و يا درباره وزن شوراي ياد شده كه بعد از فتنه88 فقط پوسته اي بدون مغز از آن باقي مانده است سخني گفته و توضيحي بدهد، در مصاحبه با خبرگزاري ايلنا، اعلام كرد: «شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات تصميم گرفته است كه اصلاح طلبان در انتخابات شركت نكنند» اظهارات وي بلافاصله با مخالفت برخي از مدعيان اصلاحات روبرو شد كه نسبت به هويت شوراي مزبور ابراز ترديد كرده و آن را در جايگاهي نمي دانستند كه براي اصلاح طلبان تعيين تكليف كند. به عنوان مثال آقايان محمدرضا تابش نماينده فراكسيون اقليت و سخنگوي اين فراكسيون، خباز، كواكبيان و چند تن ديگر در اظهارنظرهاي مشابه در حالي كه از يكسو نمي خواستند صريحا به پوشالي بودن شوراي موسوم به «هماهنگي جبهه اصلاحات» اعتراف كنند و از سوي ديگر با اعلام نظر شوراي ياد شده به شدت مخالف بودند، سناريوي تحريم انتخابات را رد كرده و اعلام داشتند؛ «اظهارنظر شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات ربطي به فراكسيون اقليت ندارد» و اينكه «فراكسيون اقليت مجلس مستقل از شوراي ياد شده است و ما در انتخابات شركت خواهيم كرد». اين عده با تلويحي نزديك به تصريح از فروپاشي جبهه موسوم به اصلاحات و بي اعتباري آن خبر داده و گفتند «چون اصلاح طلبان پرچم و تابلويي تحت عنوان اصلاحات ندارند، ما به عنوان فرد، در انتخابات پيش رو شركت مي كنيم». كه در اين باره گفتني است؛
1- مدعيان اصلاحات، مخصوصا، سران و عوامل فتنه آمريكايي -اسرائيلي 88 به دليل وطن فروشي آشكار و ايفاي نقش ستون پنجم دشمنان بيروني، نه فقط كمترين صلاحيتي براي شركت در انتخابات ندارند بلكه به عنوان مفسد في الارض، مستحق اشد مجازات هستند، اين عده اساسا در حلقه نظام تلقي نمي شوند چه رسد به آن كه درباره مسائل نظام، نظير انتخابات حق اظهارنظر داشته باشند. فقط يكي از ده ها جنايت و خيانتي كه اين عده مرتكب شده اند مي تواند در تمامي سيستم هاي حقوقي و قضايي دنيا، مستحق اشد مجازات باشد.
2- آن عده از مدعيان اصلاحات كه خود در فتنه 88 حضور فعال نداشته ولي از آن حمايت كرده اند نيز صلاحيت نامزد شدن براي نمايندگي مجلس و يا نامزدي در هيچ انتخابات ديگري را ندارند، زيرا مطابق سوگندي كه نمايندگان مجلس مطابق اصل 67 قانون اساسي ملزم به اداي آن شده اند، «شرف انساني»، «پاسداري از حريم اسلام»، «نگهباني از دستاوردهاي انقلاب اسلامي و مباني جمهوري اسلامي» و... اصلي ترين شرايط براي حضور در خانه ملت است. بنابراين، كساني كه از فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 حمايت كرده اند، بر فرض كه در آن حضور فعال نداشته اند، نيز فاقد صلاحيت نمايندگي مجلس شوراي اسلامي هستند و كمترين جرم آنها حمايت از پروژه براندازي بيگانگان است كه به تنهايي جرمي سنگين و در حد و اندازه «خيانت» تلقي مي شود و چنانچه از مجازات آنها صرف نظر شود، خيانت آنان قابل چشم پوشي نيست.
3- شمار ديگري از مدعيان اصلاحات نيز قابل اشاره اند كه در فتنه 88 حضور نداشته و از آن، حمايت نيز نكرده اند. اين عده را بايد در دو گروه جداگانه جاي داده و صلاحيت آنان را به ارزيابي نشست.
الف: كساني كه هرچند از فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 حمايت نكرده اند ولي در مقابل آن، سكوت كرده و موضع نيز نگرفته اند. اين عده نيز براي نمايندگي مجلس شوراي اسلامي صلاحيت ندارند، چرا كه علت سكوت آنها از دو حال خارج نيست. اول آن كه از توان ذهني و شعور لازم براي درك ماجرا برخوردار نبوده اند، كه در اين صورت؛ بايد گفت؛ خانه ملت جاي افراد كندذهن و كم دان نيست.
ب: و اما، برخي از اصلاح طلبان نيز بوده اند كه نه فقط در فتنه 88 دخالتي نداشته و از آن حمايت نكرده اند، بلكه عليه آن موضع هم گرفته اند. اين عده نشان داده اند كه به بهانه اختلاف سليقه حاضر به وطن فروشي و يا سكوت در مقابل وطن فروشان نيستند و بديهي است كه فقط همين عده از اصلاح طلبان شايستگي و صلاحيت نمايندگي مجلس شوراي اسلامي را دارند و مي توان گفت اين عده با موضع گيري خود عليه فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 كه علي رغم حضور آنها در جبهه اصلاحات بوده است، امتياز مثبتي نيز در كارنامه سياسي خويش ثبت كرده و نشان داده اند كه وقتي پاي مباني نظام و منافع ملي در ميان باشد، قبيله گرايي نمي كنند.
4- اكنون با توجه به نكات ياد شده كه به يقين مدعيان اصلاحات از آن باخبرند و بارها نيز با تلويح و تصريح به آن اعتراف كرده اند، جاي اين سؤال است كه چرا شوراي موسوم به «هماهنگي جبهه اصلاحات» اعلام مي كند اصلاح طلبان تصميم گرفته اند در انتخابات شركت نكنند و چرا برخي از نمايندگان فراكسيون اقليت به گونه اي دوپهلو درباره اين تصميم اظهارنظر مي كنند؟ پاسخ اين سؤال را در چند محور زير پي مي گيريم؛
الف: جرج سوروس، سرمايه دار صهيونيست و از مديران بيروني فتنه 88 كه محمد خاتمي حداقل دو بار با وي ملاقات طولاني داشته و شماري ديگر از عوامل فتنه نيز به ديدار او رفته بودند، در يكي از دستورالعمل هاي مشترك خود با جين شارپ، ريچارد رورتي و هالوي تاكيد مي كند كه اگر انقلاب رنگي - بخوانيد كودتاي مخملي- با شكست روبرو شد، عوامل باقيمانده كودتا بايد از عرصه واقعي- منظورش كف خيابان هاست- كه قابل اندازه گيري است به فضاي مجازي كوچ كنند و توضيح مي دهد كه در فضاي مجازي مي توان بدون نياز به ارائه نشانه بر فراواني طرفداران تاكيدكرد. گفتني است كه بعد از حماسه 9 دي كه به قول «ريچارد هاس» مسئول شوراي روابط خارجي آمريكا، نشان داد مهندسي معكوس فوكوياما در فتنه 88 نتيجه معكوس داده است، خانم هيلاري كلينتون در مصاحبه اي خطاب به سران فتنه توصيه كرد جنبش سبز(!) از خيابان ها به فضاي مجازي برود و اعلام كرد آمريكا براي اين جابه جايي مبلغ 400 ميليون دلار بودجه در نظر گرفته است.
بديهي است اعلام حضور در انتخابات به معناي خروج از فضاي مجازي و ورود به عرصه واقعي است و سران فتنه مي دانند كه در اين وزن كشي، بار ديگر و اين بار به مراتب سخت تر از قبل شكست خورده و مفتضح مي شوند. مردم در 9 دي نشان دادند كه به كمتر از اشد مجازات فتنه گران رضايت نمي دهند بنابراين چگونه ممكن است براي حضور در خانه ملت به آنان راي بدهند؟!
ب: اصلاح طلبان در صورت اعلام شركت در انتخابات بر سلامت انتخابات در ايران اسلامي و دروغ بودن ادعاي تقلب كه آن همه از بيرون و درون روي آن سرمايه گذاري شده بود، اعتراف كرده اند. اين نكته نيز علت ديگري است كه آنان را به اعلام عدم حضور مي كشاند!
ج: و اما، تصميم اعلام شده از سوي مدعيان اصلاحات به معناي تحريم انتخابات است و مفهوم ديگر آن اعتراف اصلاح طلبان به خروج از نظام خواهد بود و اين در حالي است كه آنان به دو علت عمده و اصلي سعي در اجتناب از آن دارند.
اول؛ مدعيان اصلاحات اگرچه به دلايل پيش گفته از حلقه نظام خارج شده اند ولي با اين احتمال كه شماري از آنها امكان ادامه حيات سياسي داشته باشند، حاضر نيستند رسما به ضد انقلابي بودن و خروج از نظام اعتراف كنند.
دوم؛ شواهد و قرائن موجود حكايت از آن دارند كه مديريت بيروني جبهه اصلاحات در انتخابات پيش روي ماموريت جديدي به اين جبهه داده است. لازمه انجام اين ماموريت به گونه اي كه بعدها توضيح بيشتري خواهيم داد و در اين وجيزه به اشاره اي اكتفا مي كنيم، اعلام حضور و شركت در انتخابات است. بخوانيد؛
5- در جريان فتنه 88، تضعيف نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و در صورت امكان، زمينه سازي براي براندازي آن نياز آمريكا و متحدانش و اهداف پلكاني فتنه بود كه با شكست سختي روبرو شد و حماسه 9 دي ايستگاه آخر آن بود. امروزه اما، نياز مبرم مثلث آمريكا، انگليس و اسرائيل، مخدوش كردن الگوي انقلاب اسلامي در ميان ملت هاي مسلمان و انقلابي منطقه است و به گفته صريح هيلاري كلينتون وزير خارجه آمريكا و براساس گزارش مشترك «آمريكن اينترپرايز»، «آيپك» و ده ها اظهارنظر صريح ديگر از سوي مقامات رسمي آمريكايي، انگليسي و صهيونيستي، انتخابات پيش روي مجلس شوراي اسلامي به عنوان مناسب ترين فرصت براي اين منظور معرفي شده است. برپايه همين شواهد و اسناد، يكي از ماموريت هاي تعريف شده جبهه اصلاحات، دميدن دوباره بر شيپور فريب تقلب در انتخابات است كه رسانه هاي آمريكايي و اروپايي و صدها سايت و نشريه وظيفه انعكاس انبوه آن را برعهده دارند. از اين روي جبهه اصلاحات براي انجام ماموريت ياد شده نياز به حضور در انتخابات و سپس ادعاي تقلب در آن را دارد و تحريم انتخابات با انجام ماموريت مورد اشاره همخواني ندارد.
6- به نظر مي رسد- و براي آن شواهدي در دست است- كه اعلام تحريم انتخابات از يكسو و اعلام حضور در انتخابات از سوي ديگر، ترفندي دوسويه براي عبور از بن بست ياد شده است. در اظهارنظر برخي از مدعيان اصلاحات- تاكيد مي شود كه فقط برخي از آنها- درباره شركت و حضور خود در انتخابات دقت كنيد. اين عده به گونه اي هماهنگ ضمن تاكيد بر وابستگي خود به جبهه اصلاحات، تصميم شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات مبني بر شركت نكردن در انتخابات را رد مي كنند! در اين باره گفتني هاي ديگري است كه به بعد موكول مي كنيم و در پايان تنها اين نكته را گفتني مي دانيم كه برخي از عوامل نشان دار فتنه براي انجام ماموريت يادشده و هماهنگي با مديريت بيروني به آمريكا و چند پايتخت اروپايي از جمله لندن، پاريس و بروكسل اعزام شده اند. به عنوان مثال؛ در بروكسل پايتخت بلژيك تعداد بسيار اندكي از عناصر ضد انقلاب حضور دارند و ظاهرا اعزام آقاي رجبعلي مزروعي و اقامت وي در بروكسل قابل توجيه به نظر نمي رسد ولي بايد توجه داشت كه دفتر و پايگاه اصلي اتحاديه اروپا در بروكسل است و مزروعي اگرچه در ميان فتنه گران نيز به كم هوشي معروف است ولي در بروكسل فقط نقش رابط ميان اتحاديه اروپا و شوراي داخلي فتنه را برعهده دارد و موارد ديگري كه به آن خواهيم پرداخت.
حسين شريعتمداري

کانال تلگرام - پایین شرح خبر
کانال تلگرام - پایین شرح خبر
کانال تلگرام - پایین شرح خبر
کانال تلگرام - پایین شرح خبر
کانال تلگرام - پایین شرح خبر
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
سروش خبر
ایتا خبر
ویسپی خبر
گپ خبر
آی گپ خبر
بله خبر
توییتر خبر
اینستاگرام خبر
اپلیکیشن باشگاه خبرنگاران- صفحه خبر