باشگاه خبرنگاران جوان - پشت چهره دموکراسی جویانه و حقوق بشر خواهانه ترامپ سیاستی نهفته است که بر تهدید آشکار دولتها، پیشبینی فروپاشی کشورها و ادعای حق تصرف سرزمینهای مستقل استوار است.
موضع دونالد ترامپ درباره وضعیت کنونی ونزوئلا و آینده این کشور و تهدید منابع مالی و انرژی آن بار دیگر چهره واقعی سیاست خارجی آمریکا را به نمایش گذاشت.
عملیات نظامی بیسابقه آمریکا در خاک ونزوئلا؛ عملیاتی که طی آن نیروهای آمریکایی با یورش مستقیم به کاراکاس، نیکلاس مادورو، رئیسجمهور قانونی ونزوئلا و همسرش را بازداشت و به ایالات متحده منتقل کردند حتی در معیارهای سنتی مداخلهگری آمریکا نیز نمونهای آشکار از نقض حاکمیت ملی یک کشور مستقل به شمار میرود.
ترامپ در ادامه این مسیر تهاجمی، اینبار کوبا را هدف قرار داد و مدعی شد دولت این کشور «در آستانه فروپاشی» قرار دارد. او بدون ارائه هیچ سند یا تحلیل اقتصادی مشخص با لحنی تحقیرآمیز گفت: «به نظر میرسدکوبا آماده سقوط است. نمیدانم چقدر دیگر دوام بیاورد.»
ادعایی که نهتنها تازگی ندارد، بلکه دهههاست از سوی رؤسای جمهور آمریکا تکرار میشود؛ همان پیشبینیهایی که حتی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیز محقق نشد و کوبا همچنان پابرجا باقی ماند.
با این حال، اهمیت سخنان ترامپ نه در صحت آن، بلکه در نشان دادن میزان امید و انتظار کاخ سفید از تغییر رژیم در چندین کشور بهصورت همزمان است. شاید صریحترین و نگرانکنندهترین بخش سخنان ترامپ، جایی بود که عملاً حاکمیت ونزوئلا را از آنِ آمریکا دانست. او در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت قدرت در کاراکاس گفت: «از من نپرسید چه کسی آنجا مسئول است، چون بحثبرانگیز میشود؛ ما مسئول هستیم.»
اظهاراتی که یادآور ادبیات استعمار کلاسیک است؛ جایی که قدرتهای بزرگ بدون هیچگونه مشروعیت بینالمللی، خود را تصمیمگیر نهایی برای ملتها میدانستند. ترامپ سپس افزود که قصد دارد ابتدا زیرساختهای نفتی ونزوئلا را بازسازی کند و پس از آن، انتخاباتی برگزار شود؛ انتخاباتی که بهزعم او، مردم بتوانند «رهبر خودشان» را انتخاب کنند. روایتی آشنا که پیشتر در عراق، افغانستان و لیبی نیز تکرار شد؛ با نتایجی فاجعهبار برای ملتها.
در همین چارچوب، وزیر بازرگانی آمریکا نیز بهصراحت از احیای صنایع فولاد و آلومینیوم ونزوئلا برای منافع ایالات متحده سخن گفت؛ موضوعی که ماهیت واقعی «بازسازی» مورد ادعای واشنگتن را آشکار میکند. ترامپ همچنین تهدید کرد در صورت «عدم همکاری» دولت جدید ونزوئلا، آمریکا آماده انجام «ضربه دوم» خواهد بود؛ عبارتی که عملاً حق حمله مجدد نظامی را برای خود محفوظ میداند.
دامنه تهدیدها به ونزوئلا و کوبا محدود نماند. ترامپ، رئیسجمهور کلمبیا، گوستاوو پترو را نیز هدف حملات لفظی قرار داد؛ آن هم بهدلیل انتقاد او از عملیات آمریکا در ونزوئلا. رئیسجمهور آمریکا، بدون ارائه مدرک، پترو را «مردی بیمار» توصیف کرد و او را به تولید و ارسال کوکائین متهم ساخت؛ اتهامی که بیش از آنکه سیاسی باشد، بیانگر نگاه تحقیرآمیز و مداخلهجویانه واشنگتن به دولتهای مستقل آمریکای لاتین است.
در اوج این مواضع جنجالی، ترامپ بار دیگر تمایل خود برای الحاق گرینلند را تکرار کرد؛ آن هم ساعاتی پس از آنکه نخستوزیر دانمارک این تهدید را محکوم کرده بود. ترامپ گفت: «ما از نظر امنیت ملی به گرینلند نیاز داریم. اتحادیه اروپا هم به این نیاز ما احتیاج دارد.» جملهای که بهخوبی منطق سیاست خارجی آمریکا را خلاصه میکند: آنچه آمریکا «نیاز» بداند، باید به دست آورد؛ حتی اگر به قیمت نقض حاکمیت کشورها و بیاعتنایی به حقوق بینالملل باشد.
مجموع این اظهارات، تصویری نگرانکننده از سیاست خارجی دولت ترامپ ترسیم میکند؛ سیاستی که در آن مداخله نظامی، تهدید اقتصادی، توهین به رهبران منتخب و رؤیای تصرف سرزمینها نه استثنا بلکه قاعده است. در حالی که واشنگتن اقدامات خود را با شعارهایی چون «مبارزه با مواد مخدر» یا «امنیت جهانی» توجیه میکند، تجربههای گذشته نشان داده است که نتیجه این مداخلات، چیزی جز بیثباتی، غارت منابع و رنج ملتها نبوده است. آنچه امروز از زبان رئیسجمهور آمریکا شنیده میشود، بیش از هر چیز یادآور این واقعیت است که مشکل اصلی جهان، نه دولتهای مستقل آمریکای لاتین، بلکه سیاستی است که خود را فراتر از قانون، اخلاق و اراده ملتها میداند.
منبع: فارس