
باشگاه خبرنگاران جوان - در روزگاری که مدیریت هزینههای زندگی به یکی از دغدغههای اصلی خانواده تبدیل شده و تغییرات اقتصادی، سبک زندگی و حتی اولویتهای ما را تحت تاثیر قرار داده است، بسیاری از والدین نگرانند که این فضاها وتنشهای پنهان چه تاثیری روی آرامش و آینده روان فرزندانشان میگذارد. در این میان سوال مهم این است که چگونه میتوان در شرایطی که واقعیتهای اقتصادی اجتناب ناپذیر شدهاند همچنان کودکی شاد و سالم تربیت کرد و دیواری امن در برابر اضطرابها برای آنها ساخت.
انتقال استرس به کودکان از طریق فضای هیجانی خانه
آرزو سادات ملکنیا روانشناس کودک و نوجوان درباره نحوه انتقال نگرانیهای اقتصادی والدین به فرزندان میگوید: پژوهشها نشان میدهد که کودکان حتی پیش از آنکه بتوانند مفهوم پول و مشکلات مالی را به درستی بفهمند تغییر حال والدین را کاملا احساس میکنند. کودکان به شکل طبیعی رفتارهای پدر ومادر را زیر نظر دارند و از لحن صدا، حالت چهره، میزان حوصله و حتی سکوتهای خانه پیام میگیرند. وقتی والدین نگرانند، معمولاً کمتر میخندند، زودتر خسته میشوند و واکنشهای تندتری نسبت به مسائل عادی نشان میدهند. همین تغییرهای کوچک برای کودک معنای بزرگی دارد. حتی اگر والدین چیزی نگویند بچهها میفهمند که امنیت وآرامش قبل کمی کمرنگ شده است؛ بنابراین مسیر اصلی انتقال نگرانی، بیشتر از حرفها، همان فضای هیجانی خانه و شیوه تعامل بزرگسالان با یکدیگر است.
هشدارهای رفتاری کودکان و نوجوانان در شرایط حساس
ملکنیا درباره اولین نشانههای روانی یا رفتاری که نشان میدهد فشار اقتصادی خانواده روی فرزند اثر گذاشته است، میگوید: مهمترین نکته این است که به «تغییر» توجه کنیم. هر کودک یا نوجوانی یک سبک رفتاری مشخص دارد و والدین معمولاً فرزند خودشان را بهتر از هر کسی میشناسند. اگر ببینیم روالهای همیشگی او به هم ریخته، باید حساس شویم. در کودکان کمسنتر، علائمی مانند بیقراری، ترسهای تازه، کابوسهای شبانه، دلدردهای مکرر یا وابستگی بیش از حد به مادر و پدر زیاد دیده میشود. بعضی بچهها ممکن است بهانهگیر شوند یا در مدرسه افت تحصیلی پیدا کنند. در نوجوانان هم نشانهها شکل متفاوتی دارد؛ ممکن است گوشهگیری کنند، حوصله گفتوگو نداشته باشند، زود عصبانی شوند یا نسبت به خرج کردن پول خانواده وسواس و حساسیت افراطی نشان دهند. اینها اغلب واکنشهای طبیعی به فضایی است که احساس امنیت در آن کمتر شده، نه الزاماً مشکل شخصیتی فرزند.
اشتباهات رایج والدین در مواجهه با مشکلات
به گفته ملکنیا یکی از بزرگترین اشتباه والدین در مواجهه با مشکلات این است که ناخواسته فرزند را مسئول حال بدخودشان بدانند. وقتی فشار روانی زیاد میشود، بعضی پدر ومادرها کنترل هیجانهایشان را از دست میدهند و با سرزنش و مقایسه با کودک حرف میزنند.
این روانشناس با اشاره به آسیبپذیری کودکان در این شرایط توضیح میدهد: جملاتی مثل «تو اصلاً نمیفهمی ما چه میکشیم» یا «اگر بیشتر تلاش میکردی این همه خرج روی دست ما نمیگذاشتی» میتواند عمیقاً مخرب باشد. اشتباه دیگر، درگیر کردن بیش از حد کودک در گفتوگوهای بزرگسالانه است. از سوی دیگر، پنهانکاری کامل هم درست نیست؛ چون بچهها وقتی هیچ توضیحی نمیگیرند، خودشان داستانهایی در ذهنشان میسازند که معمولاً ترسناکتر از واقعیت است. بهترین شیوه این است که والدین میان صداقت و حمایت تعادل برقرار کنند و اجازه ندهند مشکلات، رابطه عاطفی با فرزند را تحت تأثیر قرار دهد.
جادویِ حمایت عاطفی؛ کلید آرامش نوجوان در روزهای پرتنش
ملکنیا در پاسخ به این پرسش که والدین در شرایطی که فرزندان با اخبار نگرانکننده روبهرو هستند چه نقشی دارند و چگونه میتوانند نگرانیهای خود را مدیریت کنند، میگوید: امروز فرزندان ما فقط در خانه زندگی نمیکنند؛ آنها بخشی از وقتشان را در فضای مجازی میگذرانند و طبیعتاً با حجم زیادی از اطلاعات روبهرو میشوند. در چنین شرایطی، نقش والدین بسیار شبیه به یک پناهگاه امن است. بچهها نیاز دارند جایی داشته باشند که در آن احساس آرامش کنند و از نگرانیهای بیرونی فاصله بگیرند. والدین میتوانند با محدود کردن گفتوگوهای پرتنش در حضور فرزند، کنترل زمان استفاده از فضای مجازی و توضیح دادن واقعبینانه مسائل، به کاهش اضطراب کمک کنند. اگر نوجوان بداند پدر و مادرش شرایط را مدیریت میکنند و او قرار نیست بار مشکلات را به دوش بکشد، بسیار آرامتر خواهد بود. حمایت عاطفی، گوش دادن به حرفهای فرزند و جدی گرفتن احساسات او مهمترین ابزار والدین در این مسیر است.
کلید طلایی تربیت در روزهای سخت
ملکنیا در توصیهای به والدین میگوید: همیشه به یاد داشته باشید که فرزندان بیش از هر چیز به آرامش و ثبات والدین نیاز دارند. ممکن است شرایط اقتصادی خانواده در دورههایی سخت یا آسان باشد، اما آنچه شخصیت کودک را میسازد، میزان محبت، امید و امنیت روانی در خانه است. اگر والدین بتوانند در کنار همه دغدغه ها رابطه ای گرم و حمایتگر با فرزندشان حفظ کنند در واقع بزرگترین قدم را برای سلامت روان او برداشتهاند.
ملکنیا ادامه میدهد: نگرانیهای مالی بخشی از واقعیت زندگی بسیاری از خانوادههاست و قرار نیست کودکان و نوجوانان از این واقعیت کاملا جدا باشند اما تفاوت بزرگ میان خانوادههای سالم و آسیبپذیر در شیوه مواجهه با همین نگرانیهاست. والدینی که میتوانند هیجانهای خود را مدیریت کنند، با فرزندشان گفت و گوی سنجیده داشته باشند و مهارتهای عملی زندگی را به او بیاموزند، کمک میکنند فرزندان حتی در روزهای پرچالش هم احساس امنیت و امیدواری داشته باشند. تمرکز بر سلامت روان خانواده، توجه به نیازهای عاطفی کودکان و حفظ فضای آرام در خانه، راهکارهایی عملی است که میتواند کیفیت زندگی روانی نسل آینده را تضمین کند.
منبع: ایرنا