
باشگاه خبرنگاران جوان؛ احسان موحدیان* - در سالهای پایانی سال ۲۰۲۵ و آغاز سال ۲۰۲۶ میلادی، ارمنستان برای اولین بار پس از چند دهه شروع به واردات بنزین و فرآوردههای نفتی از جمهوری آذربایجان کرده؛ اقدامی که هم جنبه اقتصادی دارد و هم در فضای مبتنی بر تنشزدایی و صلح با این کشور همسایه مورد توجه قرار گرفته، اما ارمنستان تا چه حد میتواند در دراز مدت در این زمینه روی دولت علیف حساب کند؟ در آذر ماه گذشته رسانههای آذربایجانی از برگزاری جلسهای میان مقامات آذربایجان و ارمنستان در هفته قبل از آن خبر دادند، جلسهای که نشاندهنده گامهای عملی باکو برای فروش فرآوردههای نفتی به ایروان بود. این اقدام، که بدون هیاهوی رسانهای و اعلام رسمی دنبال شد، در صورت تداوم اجرا میتواند نخستین نشانه ملموس عبور تدریجی دو کشور از مسیر خصومت به سمت همکاری اقتصادی باشد.
در نهایت، حدود ۱،۲۱۸ تن بنزین در دی ماه از آذربایجان به ارمنستان ارسال شد. این محموله از طریق مسیر ترانزیتی گرجستان و با قطار به ایستگاه «آیروم» در ارمنستان رسید. واردات توسط شرکتهای خصوصی ارمنی مثل Mega Trade (Ran Oil) و Shisha World انجام شد که به مقامات دولتی این کشور نزدیک هستند. در ژانویه ۲۰۲۶ منابع رسمی و رسانهها گزارش دادند که دومین محموله شامل حدود ۲۸۰۰ تن بنزین و حدود ۱،۰۰۰ تن گازوئیل هم از آذربایجان به ارمنستان ارسال شده است. وزیر اقتصاد ارمنستان اعلام کرده که تحویل پیوسته سوخت از آذربایجان ادامه خواهد داشت، و این روند به صورت تجاری و نه دولتی انجام میشود.
نگاه باکو، گرجستان و ارمنستان به این موضوع
از یکسو باکو آگاهانه از جریان سازی خبری در این زمینه خودداری میکند. فضای اجتماعی آذربایجان پس از جنگ ۲۰۲۰ هنوز بهطور کامل برای پذیرش عادیسازی روابط با ارمنستان آماده نیست و فروش سوخت به کشوری که سالها «دشمن» تلقی میشد، میتواند حساسیتبرانگیز باشد. از همین رو، تمرکز رسانههای نزدیک به دولت بیشتر بر اختلافات با گرجستان بر سر تعرفههای ترانزیتی قرار گرفته تا اصل معامله با ایروان. نبود یک چارچوب سیاسی و حقوقی شفاف میان آذربایجان و ارمنستان نیز بر این احتیاط افزوده است. منتقدان در باکو میپرسند که در غیاب معاهده صلح نهایی و با تداوم برخی اختلافات ساختاری، چه تضمینی وجود دارد که این همکاری اقتصادی در صورت بازگشت تنشها به تهدیدی امنیتی تبدیل نشود. این تردیدها سبب شده است که دولت آذربایجان، حداقل در مرحله نخست، سیاست «سکوت» را در پیش بگیرد.
گرجستان در این میان به حلقه واسط اجتنابناپذیر تبدیل شده است. نبود مسیر مستقیم میان باکو و ایروان، تفلیس را به بازیگری کلیدی بدل کرده؛ بازیگری که ابتدا با پیشنهاد تعرفههای بالا، خشم رسانههای آذربایجانی را برانگیخت. تصمیم نخستوزیر گرجستان برای انتقال رایگان نخستین محموله، اگرچه بحران را موقتاً مهار کرد، اما تردیدهایی جدی درباره نیتهای سیاسی تفلیس در ذهن باکو باقی گذاشت. در ارمنستان، رویکردی محتاط، اما عملگرایانه مشاهده میشود. تأکید مقامهای ایروان بر بازارمحور بودن معامله و نقش شرکتهای خصوصی است. این امر تلاشی برای کاستن از بار سیاسی این تصمیم در داخل جامعه ارمنستان و مقابله با مخالفتها تلقی میشود.

ارمنستان سالانه حدود ۳۰۰ هزار تن بنزین و گازوئیل مصرف میکند که تقریباً ۹۰ درصد آن از روسیه و بخشی نیز از رومانی، گرجستان و سایر کشورها تأمین میشود. کارشناسان یادآور میشوند که کیفیت، قیمت و تطابق با استانداردهای اتحادیه اقتصادی اوراسیا تعیینکننده موفقیت یا شکست این ابتکار است. با این حال، اهمیت اصلی این توافق نه در حجم سوخت، بلکه در پیام سیاسی آن نهفته است. خرید بنزین و گازوئیل توسط ارمنستان از آذربایجان را میتوان تلاشی هدفمند برای کاهش وابستگی انرژی ارمنستان به روسیه دانست.
برای نیکول پاشینیان، که به دنبال روابط نزدیکتر با غرب است، این مسیر مزایای اقتصادی و ژئوپلیتیکی همزمان دارد. حزب حاکم نخست وزیر ارمنستان «پیمان مدنی» میکوشد پیش از انتخابات پارلمانی ژوئن ۲۰۲۶، نفوذ مسکو را تضعیف کند و تنوعبخشی به منابع انرژی، ابزاری کلیدی در این راه است. در صورت پیروزی تیم پاشینیان، احتمال فاصلهگیری بیشتر ایروان از روسیه و افزایش شانس توافق صلح با آذربایجان تقویت خواهد شد. از این منظر، توافق سوخت میان باکو و ایروان صرفاً یک معامله اقتصادی نیست، بلکه بخشی از یک بازی ژئوپلیتیکی گستردهتر بهشمار میرود.
وابستگی ایروان به سوخت باکو چه خطراتی دارد
در عین حال در مورد اینکه چنین اقدامی تا چه حد به نفع ارمنستان بوده و وابستگی به خرید انرژی از باکو تا چه میزان به حفظ امنیت ملی و استقلال این کشور محصور در خشکی و مورد طمع کشورهای به اصطلاح جهان ترک کمک میکند، تردیدهای جدی وجود دارد. در شرایطی که باکو هنوز ایده تبلیغاتی آذربایجان غربی را در مورد ارمنستان کنار نگذاشته و قصد دارد بخشی از ساکنان این کشور را به ارمنستان بازگرداند تا برای دستکاری هویتی و تمدنی ارمنستان اقدام کند و در موقعیتی که تبلیغات رسانههای جمهوری آذربایجان در مورد تعلق به سیونیک به این کشور و تقدیم آن به ارمنستان در قالب طرحی روسی متوقف نمیشود، گره زدن امنیت انرژی ایروان به باکو چندان عاقلانه و دوراندیشانه تلقی نمیشود.
به نظر میرسد باکو با اجرای این طرح قصد دارد به نوعی از نیکول پاشینیان نخست وزیر فعلی ارمنستان حمایت تبلیغاتی به عمل آورد تا زمینه را برای انتخاب مجدد وی به عنوان نخست وزیر ارمنستان فراهم کند. اقداماتی از این دست این امر را در جامعه ارمنستان القا میکند که فضای صلح و آرامش توسط نخست وزیر فعلی و حامیان وی در قفقاز جنوبی قابل ایجاد است و انتخاب مجدد او به این فضا تداوم میدهد. خبرهایی که در مورد احتمال بازشدن مرز زمینی ارمنستان و ترکیه و گسترش تعاملات تجاری دو طرف منتشر میشود را نیز باید در همین راستا تفسیر کرد.
همچنین باید توجه داشت که همکاریهای باکو با ارمنستان برای تامین سوخت تابعی از فشارهای رئیس جمهور آمریکا برای ایجاد مسیر ترامپ در قفقاز جنوبی و دسترسی به منابع معدنی و زیرزمینی این منطقه، ایجاد کریدوری ارتباطی برای تهدید منافع اقتصادی و امنیتی ایران و روسیه و چین و باز کردن پای ناتو و تروریستهای تکفیری و وهابی به نزدیکی این کشورهاست. باکو تا پیش از این علاقه داشت تا با حمایت ترکیه و انگلیس به زور کریدور جعلی زنگزور را از طریق تصرف جنوب ارمنستان ایجاد کرده و جهان ترک را منسجمتر سازد.
این ایده هنوز از ذهن حاکمان باکو بیرون نرفته و گاه و بیگاه در رسانههای دولتی این کشور به اشکال مختلف مطرح میشود. با توجه به اینکه تضمینی وجود ندارد که ایده مسیر ترامپ پس از پایان ریاست جمهوری وی توسط حاکمان بعدی آمریکا مورد حمایت قرار بگیرد و در این شرایط باکو به رویه تهاجمی قدیمی خود در قبال ارمنستان بازخواهد گشت، گره زدن امنیت انرژی ارمنستان به باکو و وابستگی در این زمینه به دولت علیف به بهانه کاستن از نفوذ روسیه منطقی به نظر نمیرسد.
مقامات ارمنستان باید توجه داشته باشند در صورت هر تنش سیاسی یا امنیتی با جمهوری آذربایجان، باکو میتواند عرضه سوخت را کاهش داده یا متوقف کند و حتی تهدید ضمنی به قطع صادرات سوخت، روی ارتش، حملونقل، صنعت برق و لجستیک این کشور اثر فوری منفی خواهد داشت. این دقیقاً همان کاری است که روسیه پس از وابسته کردن اروپا به انرژی خود انجام داد و اروپا بهایش را در سال ۲۰۲۲ و پس از آغاز جنگ اوکراین پرداخت. نکته دیگر آن است که وقتی سوخت ارمنستان از باکو که سالها با ایروان دشمنی داشته تامین شود، هر اختلال فنی، به عنوان یک بحران امنیت ملی تعبیر شده و دولت مجبور میشود ملاحظات سیاسی را وارد تصمیمات خود در حوزه انرژی کند. در این شرایط فضای تصمیمگیری مستقل محدود شده و استقلال سیاست خارجی ارمنستان محدود میشود. اگر باکو پس از مدتی ارتش، اقتصاد و جامعه ارمنستان را به سوخت صادراتی خود وابسته کند، آنگاه در جریان مذاکرات مرزی، ترانزیتی، حقوقی (در مورد آزادی اسرا، کریدورها و نیروهای خارجی دست بالاتری خواهد داشت و در نهایت تامین انرژی به «اهرم خاموش» باج گیری مبدل میشود.

همچنین مسیر فعلی انتقال سوخت مذکور (باکو–گرجستان–ارمنستان)، طولانی، آسیبپذیر و قابل اختلال با فشار سیاسی بر تفلیس است و اگر این مسیر تثبیت شود، تنوع واقعی وارداتی ارمنستان برای تامین انرژی از بین میرود. حتی اگر سوخت ارزان خارجی باکو بدون هیچ شیطنتی وارد ارمنستان شود، سرمایهگذاری برای ذخیرهسازی راهبردی، تامین انرژی از مسیرهای جایگزین و بهبود بهرهوری کاهش مییابد و نتیجه نهایی، آسیبپذیری بلندمدت ارمنستان در حوزه امنیت انرژی است، حتی اگر امروز قیمتهای پیشنهادی باکو پایین و وسوسه کننده باشد. باکو با ایجاد وابستگی خزنده، بی سروصدا و تدریجی به انرژی خود میتواند نقشه محدود کردن توان اعمال حاکمیت ارمنستان را به اجرا درآورد؛ بنابراین برای ارمنستان عاقلانه نیست که امنیت انرژی خود را به باکو گره بزند، زیرا اصرار بر این روند به فرسایش استقلال سیاسی و امنیت ملی ارمنستان منجر میشود.
بازار انرژی ایران؛ گزینه اصلی جایگزین
تفاوت بنیادین ایران و باکو از نگاه امنیت ملی ارمنستان برای صادرات انرژی در آن است که ایران، برخلاف آذربایجان، دشمن راهبردی ارمنستان نیست. حتی در بدترین دورههای اختلاف دو کشور که بسیار محدود بوده، ایران هیچگاه از انرژی بهعنوان ابزار فشار علیه ارمنستان استفاده نکرده است. ایران تمامیت ارضی ارمنستان را بهصراحت به رسمیت شناخته و با هرگونه تغییر ژئوپلیتیک اجباری (ایجاد کریدور جعلی زنگزور و تغییر در مرزهای ارمنستان) مخالفت کرده و این مخالفت خود را در عمل و با اجرای مانورهای نظامی و اقدامات دیگر ثابت کرده است. این یعنی، ریسک «امنیتیسازی انرژی» توسط ایران در قبال ارمنستان بهمراتب کمتر است.
علاوه بر این دو کشور هم مرز بوده و جاده مستقیم، کوتاه، غیرقابل محاصره توسط بازیگران ثالث و خارج از کنترل باکو و آنکارا بین دو کشور وجود دارد. در حالی که، مسیر باکو، گرجستان و ارمنستان، غیرمستقیم، امنیتی و آسیبپذیر است. ایران میتواند سوخت مایع (بنزین، گازوئیل، مازوت)، گاز طبیعی و برق را به طور همزمان برای ارمنستان تأمین کند. این یعنی ایران بر خلاف باکو یک تأمینکننده انرژی با سبدی متنوع است و این مساله به کاهش ریسک ساختاری برای ارمنستان منجر میشود.
دو کشور از سالها قبل، تجربه موفق صادرات گاز ایران در برابر واردات برق ارمنستان را بدون بحران سیاسی، فشار امنیتی و هیچ مشکل جدی اجرا کردهاند. این الگو، قابل گسترش و قابل تعمیم به صادرات فرآوردههای نفتی است. در سالهای اخیر ایده تاسیس یک پالایشگاه کوچک ایرانی در استان سیونیک ارمنستان که خوراک آن با لوله کشی از پالایشگاه تبریز تامین شود، مطرح بوده و امید میرود با اجرایی شدن این ایده منافع مشترکی برای هر دو کشور ایران وارمنستان شکل بگیرد.
*کارشناس مسائل آسیای مرکزی و قفقاز