
باشگاه خبرنگاران جوان - کشته شدن حتی یک نفر از شهروندان بیگناه، فارغ از هر گرایش سیاسی یا اجتماعی، امری تلخ، تأسفبار و غیرقابل قبول است. هر جان از دسترفته، خانوادهای را داغدار میکند، بخشی از سرمایه انسانی کشور را از میان میبرد و جامعه را با تبعات روانی و اجتماعی مواجه میسازد. این گزاره، یک اصل انسانی و ملی است و محل اختلاف نیست.
با این حال، بررسی روند روایتسازی رسانههای معاند درباره حوادث مرتبط با اعتراضات، سپس اغتشاشات و در نهایتا عملیاتهای تروریستی دیماه نشان میدهد که مسأله اصلی دشمنان ایران، نه همدردی با قربانیان بلکه بهرهبرداری هدفمند از مرگ و خشونت در قالب جنگ روانی و عملیات رسانهای سازمانیافته است.
عددسازی بهعنوان ابزار عملیات روانی
هفته گذشته بنیاد شهید و امور ایثارگران طی بیانیهای رسمی درخصوص جزئیات تعدادشهداوجانباختگان حوادث تروریستی ۱۸ و ۱۹ دیماه اعلام کرد: با قلبی آکنده از اندوه و مالامال از غمی جانکاه ومصیبتی سترگ، به اطلاع ملت بیدار ایران اسلامی میرسانیم که بنابر اطلاعات دریافتی از سازمان پزشکیقانونی، در حوادث تروریستی روزهای گذشته که یادآور جنایات بیرحمانه و خشن گروههای تکفیری و داعشی بود، ۲۴۲۷ نفر از شهروندان مظلوم و بیگناه ایران عزیزمان- اعم از نیروهای حافظ امنیت و اقشار گوناگون مردم- از مجموع ۳۱۱۷جانباخته آن حوادث، به فیض شهادت نائل آمدهاند.
رسانهها و محافل وابسته به آمریکا و رژیم صهیونی بهسرعت تلاش کردند تا با جعل آمار به تقابل با این گزارش بپردازند. اینترنشنال و بیبیسی فارسی، از همان روزهای ابتدایی، مسیری متفاوت را در پیش گرفتند. نخستین بار آنها آمار کشته شدهها را رقم ۵۰۰۰ نفر اعلام کرده بودند و سپس در ۲۳ دی، اینترنشنال مدعی شد که حوادث دیماه «۱۲ هزار کشته» برجای گذاشته است اما کمتر از دو هفته بعد، این شبهرسانه در یک شعبدهبازی جدید گفت: براساس ارزیابیهای شورای سردبیری اینترنشنال(!) تعداد کشتهشدگان ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر است.رضا پهلوی نیز که کینه اخراج پدرش از ایران در انقلاب سال۵۷ را دارد، در مصاحبهای مدعی کشته شدن ۵۰هزارنفر از مردم ایران شد. این جهش جعلی آماری و خندهدار به این معناست که براساس روایت این رسانه، در بازهای که عملا خبری از درگیری یا ناآرامی نبوده است (۲۰ دیماه تا زمان طرح این ادعا)، روزانه بیش از ۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰ نفر به آمار کشتهها افزوده شده است؛ ادعایی که نه با شواهد میدانی همخوانی دارد، نه با گزارشهای مستقل و نه حتی با خروجیهای تصویری خود این رسانهها.
سقوط استانداردهای حرفهای رسانهای
باید به این نکته توجه کرد که مسأله صرفا «بزرگنمایی آماری» نیست بلکه تغییر جایگاه رسانه از ناظر به کنشگر امنیتی است. در این ادعاها نه منبع دادهها و نه روش جمعآوری و راستیآزمایی این ادعا مشخص نیست. این جعل آمار در شرایطی است که در هیچ نظام رسانهای حرفهای، «شورای سردبیری یک شبکه خبری مستقر در خارج از کشور» مرجع تعیین آمار تلفات یک کشور مستقل محسوب نمیشود. چنین رفتاری، خروج آشکار از اصول روزنامهنگاری و ورود به حوزه عملیات روانی و اطلاعاتی با پوشش رسانهای است.
رسانه در جنگ ترکیبی؛ از خبر تا سلاح
رسانه در جنگهای نوین، صرفا ابزار اطلاعرسانی نیست بلکه بخشی از جنگ ترکیبی و شناختی به شمار میرود. هدف این نوع جنگ، نه اشغال سرزمین بلکه تغییر ادراک، ایجاد شوک روانی، القای بحران دائمی و تضعیف انسجام اجتماعی است. دراین چارچوب،«عددوآمار» یکی از مؤثرترین ابزارهاست؛ زیرا همزمان شوک ایجاد میکند و امکان راستیآزمایی ندارد.عددسازیهای اخیر دقیقا در همین چارچوب قابل تحلیل است: تولید اعداد بزرگ، شناور و متناقض برای القای وضعیت فاجعهبار و آمادهسازی افکار عمومی داخلی و خارجی برای فشارهای سیاسی و امنیتی بعدی. این آمارسازی تلاش دارد تا آمریکا را به بهانه وجود شکاف در ایران برای حمله به کشورمان متقاعد و برای هرگونه اقدام و جنایت احتمالی واشنگتن در ایران مشروعیتسازی کند. به بیان دیگر این جعل آمار در پی آن است تا القا نماید وقتی در چند ساعت درگیری شهری میتوان شاهد ۳۰ تا ۵۰ هزار کشته بود، کشته شدن هزاران ایرانی در حمله احتمالی آمریکا و رژیم صهیونی به ایران مسألهای غیرطبیعی نخواهد بود!
حقوق بشر گزینشی و انحراف افکار عمومی
باید توجه داشت که همین رسانهها و کارفرمایان غربی آنها که مدعی دغدغه حقوق بشری هستند نه تنها در برابر نسلکشی دو ساله رژیم صهیونیستی در غزه سکوت اختیار کردهاند که بیشترین کمکهای نظامی و لجستیکی را از این کشتار تاریخی انجام دادهاند؛ جنایتی که بیش از ۷۰ هزار شهید فلسطینی برجای گذاشته و با نابود کردن کامل زیرساختهای انسانی، اساسا این نقطه از زمین را غیرقابل سکونت کرده است.نه پروژه عددسازی رسانهای برای غزه شکل گرفته، نه شورای سردبیری برای شمارش قربانیان بیانیه صادر کرده و نه فشار حقوقبشری علیه عاملان این جنایت اعمال شده است. در عین حال، همین کشورها ایران را تحت تحریمهای غیرقانونی و فراسرزمینی قرار دادهاند؛ مانع دسترسی به دارو و تجهیزات پزشکی شدهاند و هزینههای انسانی این تحریمها را نادیده گرفتهاند و حتی مشوق دخالت خارجی آمریکا برای کشتار بیشتر ایرانیان هستند. با این وجود، همین بازیگران، با آمارهای جعلی و روایتهای بیپایه، خود را مدافع حقوق بشر در ایران معرفی میکنند.
پیوست تاریخی-امنیتی؛ از ۲۸ مرداد تا امروز
نقش رسانههای غربی در پروژههای براندازانه، سابقهای تاریخی دارد. در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، رسانههایی مانند بیبیسی، نه بهعنوان ناظر بلکه بهعنوان جزئی از عملیات اطلاعاتی عمل کردند. طبق اسناد منتشرشده، بیبیسی فارسی رمز کودتا را با اعلام «ساعت دقیقا دوازده نیمهشب است» مخابره کرد؛ اقدامی که بعدها در اسناد رسمی آمریکا و بریتانیا نیز مورد اشاره قرار گرفت.کودتای ۲۸ مرداد که در اسناد رسمی آمریکا با عنوان Operation Ajax ثبت شده، نمونه کلاسیک پیوند رسانه، عملیات روانی و مداخله امنیتی است. امروز نیز گرچه ابزارها تغییر کردهاند اما منطق عملیات همان است: مهندسی ادراک از طریق رسانه برای ایجاد بحران سیاسی و زمینهسازی تصمیمهای پرهزینه امنیتی. هر چند پمپاژ دروغ و روایتهای ساختگی از سوی این دست رسانهها قابل قیاس با تحولات دهها سال قبل نیست.تجربه تاریخی نشان داده است که این عددها در نهایت فرومیریزند اما هزینه جنگ روانی بر ذهن و روان جامعه، نیازمند هوشیاری رسانهای و روایت مسئولانه است؛ امری که رسانههای معاند، آگاهانه از آن فاصله گرفتهاند.
منبع: روزنامه جاجمجم