
باشگاه خبرنگاران جوان - اخیراً بحثهای درباره اصالت و پیشینه خانواده پهلوی در فضای سیاسی و رسانهای ـ بهویژه در خارج کشور ـ شکل گرفته است. ایرج رودگرکیا، پژوهشگر تاریخ، در کتاب «ایران از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ تا سقوط رضاشاه» در اشاره به وضعیت رضاخان در دوران جوانیاش به سابقه دزدی او از سفارت هلند پرداخته است.
این تاریخپژوه مینویسد: «او در این ایّام [دوران جوانی رضاخان] سِمَت غلام اسکورت کُنبل، وزیرمختار هلند و مِهتری اسبان آن سفارتخانه را بر عهده داشت. و بنا به اظهار هاواردِ انگلیسی در همین شغل بود که جواهرات زین و برگ مرصع اهدایی از طرف یکی از شاهزادگان هلند به ظلالسلطان را شبانه سرقت کرد و به جرم این عمل، به سی ضربه شلّاق محکوم گردید».
این ویژگی ـ یعنی دزدی ـ تا آخر زندگی رضاخان با وی همراه بود. مثلاً وقتی رضاخان به قدرت رسید، تا آن زمان هیچ مال و اموالی نداشت؛ اما وقتی در پایان حکومتش، هزاران قطعه زمین و روستا به نام خود زده بود.
در کتاب «روحت شاد مباد» با استناد به چند منبع معتبر تاریخی، به زمینخواریهای رضاشاه اشاره شده است: «رضاخان که ولیعهد خود را در خانهای مستأجری در تهران به دنیا آورد و به قول سلیمان بهبودی در اوایل مشهور شدنش با قرض کردن از دیگران توانست خانهای در تهران بخرد، در کمتر از چند سال به ثروتمندترین پادشاه آسیا و مالک مرغوبترین اراضی ایران تبدیل شد؛ طوری که نشریات فرانسوی به او لقب «جانور زمینخوار» دادند. او در طی شانزده سال، صاحب سه میلیون هکتار و یا سی میلیارد متر از زمینهای مرغوب ایران شد که این روایتی عجیب و غریب دارد. میل مفرط او به داشتن زمین که برخی از آن با عنوان «جنون» یاد کردهاند، نظر بسیاری از مورخان را به سوی خود جلب کرده است.
برخی معتقدند که این رویه ناشی از تلاش رضاشاه برای کسب مشروعیت نداشتهاش بود. او گمان میکرد، با داشتن زمین و تبدیل شدن به ثروتمندترین مرد ایران و مالک بهترین زمینهای کشاورزی و مسکونی میتواند، حکومت خود را قانونی جلوه دهد. رضاخان بهطور مشخص، روند گسترش املاکش را از سال ۱۳۰۵ خورشیدی آغاز کرد؛ زمانی که موفق شد زمینهایی را در اطراف تهران به دست آورد. او سپس گستره این تصاحب را به سراسر ایران کشاند؛ بیشتر زمینهای حاشیه دریای خزر و مناطقی مانند همدان کرمانشاه و خراسان و... به مالکیت رضاخان در آمد.
غصب این زمینها به دو صورت انجام میشد؛ نخست با تهدید مالک و واگذاری بی قید و شرط املاک. دوم، با پرداخت چند درصد از قیمت واقعی زمین! در خصوص روش نخست، نمونههای متعددی را میتوان مثال زد؛ مشهور بود که بیشتر زندانیان سیاسی ثروتمند که به بهانههای مختلف و بیشتر به دلیل بدگمانی رضاخان به زندان میافتادند، پیش از مرگ و دیدار با پزشک احمدی که مأمور زدن آمپول هوا بود، باید در اتاق مخصوصی، اسناد واگذاری املاکشان را امضا میکردند.
روزنامه «ستاره» در شماره ۱۱۷۰ خود که پس از فرار رضاخان منتشر شد، از زبان یکی از کسانی که زمینهایش توسط رضاخان تصاحب و خودش تبعید شد، نوشت: «مِلک این کمترین را در کجور مازندران، بدون خریداری، بدون فروختن، بدون تعويض، حتى بدون امضاء و بدون اخطار ضبط کردند. آقایان وکلای مجلس و هیئت دولتِ امروز، همان موقع سر کار بودند! وقتی من و هزاران مثل مرا تبعید میکردند، هیچ کسی حرفی نزد. یک مأمور شهربانی، اثاث و لباس ما را هم حراج کرد و دیناری از پول آن را هم به ما نداد.»
حسین فردوست، رئیس سازمان بازرسی شاهنشاهی که از کودکی با محمدرضا پهلوی بزرگ شده بود، در خاطراتش مینویسد: «رضاخان در طول سلطنتش تمام املاک مرغوب شمال را به زور سرنیزه به نام خود کرد. البته گاهی هم پول مختصری میداد. املاک را به منطقههای مختلف تقسیم کرد و در هر منطقه یک افسر گمارد و کل املاک او را سرلشکر کریم آقاخان بوذرجمهری اداره میکرد... اگر میخواستید رضاخان خوشحال شود، درجه بدهد، مقام بدهد یا پیشنهادی را تصویب کند، بهتر بود قبل از شروع، نام چند ملک را با مشخصات آن مطرح میکردید و مطمئن بودید کارتان انجام میشود.»
البته آنچه که رضاخان در دوران قدرتش از مردم میدزدید، صرفاً زمین و املاک نبود. محمدقلی مجد، در بخشهای مختلف از کتابِ خود، به موضوع فساد مالیِ رضاخان پرداخته است. وی مینویسد: «شواهد مستندی وجود دارد که نشان میدهد، از ۱۵۵ میلیون دلاری که بابت حقالامتیاز نفت پرداخت شد، حداقل ۱۰۰ میلیون دلارِ آن را رضاشاه به جیب زد. برای درک بزرگیِ این مبلغ در آن زمان، همین قدر کافی است که بدانیم، کل ظرفیت وامدهی بانک وارداتصادرات آمریکا در سال ۱۳۱۸ شمسی، در حدود ۱۰۰ میلیون دلار بوده است». (محمدقلی مجد، رضاشاه و بریتانیا، صفحه ۲۹.)
همچنین، محمدقلی مجد، در مورد فساد مالی در دوران رضاشاه، اینطور بیان میکند: «فساد مالی در ایران [زمان رضاشاه] کاملاً عادی است. اختلاس و رشوهخواری آنقدر گسترده و جاافتاده است که بسیاری از مقامات کشور هم برای تکمیل حقوقهای غیرمکفی و داشتن سطح زندگی مناسب به آن متکی هستند و بدترین نوع اختلاس، دزدیدن بخشی از حقوق سربازان و یا کسانی است که حقوقشان حتی کفاف نیازهای خودشان را هم نمیدهد». (محمدقلی مجد، رضاشاه و بریتانیا، صفحه ۳۷۵.)
منبع: فارس