«اسکورت»؛ جدال وجدان در جاده‌های جنوب

باشگاه خبرنگاران جوان؛ علیرضا مرادی* - در میان تولیدات سال‌های اخیر سینمای ایران فیلم «اسکورت» ساخته‌ی یوسف حاتمی‌کیا تلاشی قابل توجه برای پیوند دادن سینمای اکشن با درامی انسانی و اجتماعی است. فیلمی که می‌کوشد از دل جاده‌های سوزان جنوب، روایتی درباره انتخاب، بقا و مسئولیت فردی بیرون بکشد. حاتمی‌کیا در دومین تجربه‌ی بلند سینمایی خود نشان می‌دهد که علاقه‌مند است از حاشیه‌های کمتر دیده‌شده‌ جامعه آغاز کند و به یک روایت پرتنش اما عاطفی برسد.

داستان «اسکورت» حول دو شخصیت اصلی حلما با بازی هدی زین‌العابدین که به‌عنوان یک شوتی در مسیرهای پرخطر جنوب ایران فعالیت می‌کند و اصلان با بازی امیر جدیدی که به‌تازگی خدمت سربازی‌اش را به پایان رسانده؛ مکانیکی ماهر و راننده‌ای زبده که هنوز جای خود را در زندگی نیافته، است. پیوند این دو شخصیت نه صرفاً بر پایه‌ی ضرورت‌های اکشن بلکه از دل یک روایت انسانی شکل می‌گیرد. تلاش برای پیدا کردن و رساندن دارو به بیماران. همین خط داستانی است که فیلم را از یک تعقیب‌وگریز صرف جدا می‌کند و به آن بعدی اخلاقی می‌بخشد. علاقه‌ای که میان این دو شکل می‌گیرد اصلان را ناخواسته وارد مسیری می‌کند که در آن باید در کنار حلما، نقش «اسکورت» را بر عهده بگیرد نقشی که نه‌تنها ذهن و روح بلکه وجدان او را نیز درگیر می‌کند.

فیلمنامه‌ی «اسکورت» یکی از نقاط قوت اصلی فیلم است روایت خطی، شفاف و مبتنی بر موقعیت‌های بحرانی طراحی شده و فیلم از همان دقایق ابتدایی ریتم خود را تثبیت می‌کند. فیلمنامه موفق می‌شود بدون پرگویی اطلاعات لازم را به مخاطب منتقل کند و به‌تدریج ابعاد شخصیتی قهرمانانش را آشکار سازد. با این حال در برخی مقاطع فیلمنامه بیش از حد به ضرباهنگ بالا تکیه می‌کند و فرصت پرداخت عمیق‌تر به پیشینه‌ی اجتماعی شخصیت‌ها را از دست می‌دهد. مسئله‌ی شوتی‌ها که می‌توانست بستری برای نقد ساختاری عمیق‌تر باشد گاهی به سطح یک موقعیت داستانی پرخطر تقلیل می‌یابد.

امیر جدیدی در نقش سربازی که تازه خدمت سربازی‌اش تمام شده تصویری باورپذیر از نسلی ارائه می‌دهد که مهارت دارد اما مسیر روشنی پیش روی خود نمی‌بیند. او نه قهرمان کلاسیک است و نه ضدقهرمان بلکه فردی است که در بزنگاه‌های اخلاقی مجبور به انتخاب می‌شود. بازی کنترل‌شده و فیزیکی جدیدی به‌ویژه در صحنه‌های رانندگی و تعقیب یکی از نقاط اتکای فیلم است.

در سوی دیگر هدی زین‌العابدین در نقش یک شوتی زن تصویری متفاوت از زنان در سینمای جاده‌ای ایران ارائه می‌دهد. او شخصیتی منفعل نیست تصمیم می‌گیرد، ریسک می‌کند و بار روایت را به دوش می‌کشد. در عین حال فیلم با ظرافتی خاص لایه‌های بیشتری از زندگی درونی و گذشته‌ این شخصیت را آشکار می‌کند تا کنش‌های او عمق بیشتری داشته باشد.

یوسف حاتمی‌کیا در «اسکورت» نشان می‌دهد که به زبان سینما مسلط است و به‌خوبی از امکانات بصری برای خلق تنش استفاده می‌کند. جاده‌ها، شب، بیابان و حرکت مداوم خودروها به عناصر روایی بدل می‌شوند و حس ناامنی دائمی را به مخاطب منتقل می‌کنند. کارگردانی فیلم به‌ویژه در صحنه‌های تعقیب‌وگریز حساب‌شده و دقیق است دوربین اغلب در خدمت کنش است و از اغراق‌های رایج در سینمای اکشن پرهیز می‌شود، با این حال گاهی فیلم در دام تکرار موقعیت‌های مشابه می‌افتد و می‌توانست با تنوع بصری بیشتر از یکنواختی برخی بخش‌ها جلوگیری کند.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای «اسکورت» استفاده از تکنولوژی صدای پیشرفته (Atmos) است امری که تجربه‌ تماشای فیلم را به‌طور محسوسی ارتقا می‌دهد. صدا در این فیلم صرفاً عنصر مکمل نیست بلکه به‌عنوان بخشی از روایت عمل می‌کند. صدای موتور، باد، ترمزها و سکوت‌های ناگهانی همگی در ایجاد تعلیق نقش دارند. البته این نوآوری فنی با یک محدودیت جدی همراه است همه‌ی سالن‌های سینما امکان بهره‌بردن کامل از این طراحی صوتی را ندارند و همین مسئله می‌تواند تجربه‌ مخاطبان را نابرابر کند.

اما فیلم سینمایی «اسکورت» جسارت ورود به موضوعی ملتهب را دارد اما در پرداخت نهایی تا حدی محافظه‌کار باقی می‌ماند. فیلم بیشتر بر تجربه‌ فردی شخصیت‌ها تمرکز دارد تا تحلیل ساختارهایی که آن‌ها را به این مسیر سوق داده است این انتخاب اگرچه به تمرکز روایت کمک می‌کند اما باعث می‌شود ظرفیت انتقادی فیلم به‌طور کامل بالفعل نشود.

در مجموع «اسکورت» فیلمی است که تلاش می‌کند اکشن را در خدمت یک روایت انسانی قرار دهد و تا حد زیادی نیز در این هدف موفق است. ریتم بالا، بازی‌های قابل قبول، نوآوری در صداگذاری و انتخاب سوژه‌ای متفاوت آن را به اثری قابل توجه در سینمای معاصر ایران تبدیل کرده است.

با وجود برخی ضعف‌ها در پرداخت اجتماعی و عمق شخصیت‌پردازی فیلم نشان می‌دهد که یوسف حاتمی‌کیا در مسیر یافتن زبان سینمایی مستقل خود قرار دارد مسیری که اگر در آثار بعدی با جسارت بیشتر و نگاه اجتماعی عمیق‌تر ادامه یابد، می‌تواند به شکل‌گیری فیلم‌سازی صاحب‌امضا منجر شود.

*کارشناس فرهنگی و منتقد سینما