
باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمد امیرحسینی - یعقوب توکلی پژوهشگر تاریخ معاصر و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی در گفتوگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان با اشاره به فشارهای اقتصادی و معیشتی وارد بر مردم تأکید میکند: با توجه به فشارهای اقتصادی و معیشتی، طبیعی است که مردم به دنبال راهحل باشند؛ اما پرسش اینجاست که چرا در چنین شرایطی، بخشی از جامعه به سمت رضا پهلوی کشیده میشود.
او در توضیح این مسئله میگوید: بخشی از این توجه محصول این واقعیت است که مؤسسات فکری و فرهنگی ما به قدر کفایت کار نکردهاند و متوجه واقعیات عرصه تلاش رسانهای دشمن نبودهاند.
توکلی با تأکید بر نقش همزمان دو عامل میگوید: من هم تلاش دشمن در آنسو را جدی میبینم و هم کمکاری آقایان در اینسو را.
این عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی با انتقاد از عملکرد برخی مسئولان تأکید میکند: وزرای فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزشوپرورش و علوم عملاً نسبت به فرآیند شکلگیری فرهنگ اجتماعی و فرهنگ سیاسی در ایران بیتوجه بودهاند.
او در تبیین پیامدهای این غفلت میافزاید: کافی است نگاهی به مسیر سینمای کشور، جهتگیری رسانهها و انبوه رسانههای فعال در فضای عمومی بیندازیم؛ اینکه این جریانها امروز در چه مسیری حرکت میکنند و در کدام نقطه ایستادهاند، خود گویای نتیجه این وضعیت است.
توکلی با تأکید بر این نکته میگوید: تمام این مجموعهها از بیتالمال ارتزاق میکنند و از ظرفیتها و فرصتهای رسانهای کشور بهره میبرند، اما در عمل شاهدیم که بخشی از جوانان ما جذب تبلیغات و رسانههای آنسوی مرزها میشوند.
او در ادامه تصریح میکند: ممکن است بپذیریم که برای بخشی از این جوانان، انگیزههای اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی مطرح باشد، اما در مجموع، سهم اصلی این وضعیت به کمکاری و ضعف عملکرد آقایان در داخل بازمیگردد.
وقتی روایت نمیکنید، توهم جای تاریخ را میگیرد
توکلی با اشاره به نارضایتیهای معیشتی امروز جامعه میگوید: مردم امروز بهحق از گرانی و تورم رنج میبرند و ناراضیاند، اما گاهی دچار این توهم میشوند که در دوران پهلوی چنین مشکلاتی وجود نداشته و زندگی ایدهآل بوده است. درحالیکه این تصویرسازی فاصله زیادی با واقعیت تاریخی دارد، اما مسئله از جایی آغاز میشود که در راهبری فرهنگی کشور، نسبت به این ادعاها واکنشی نشان داده نمیشود.
او تأکید میکند: وقتی وزارت علوم، آموزشوپرورش، تربیت معلم و سایر نهادهای فرهنگی و آموزشی در این حوزه فعال نباشند، نتیجه همین میشود. مسئله فقط اقتصادی نیست؛ هرچند اشکال اقتصادی وجود دارد، اما پرسش جدی این است که چرا دانشگاههای ما بعد از سالها و با بلعیدن بودجههای کلان، حتی از دل دو دانشکده مهم اقتصاد، یک پروژه علمی یا طرح اقتصادی جدی بیرون ندادهاند؟!
توکلی ادامه میدهد: مشکل اصلی، عدم هماهنگی رفتارها و تصمیمها با جریان انقلاب است. وقتی اساتید ایده نمیدهند، یا در برابر ایدههای موجود مقاومت میکنند و آنها را به سخره میگیرند، طبیعی است که وضعیت به اینجا برسد.
توکلی با انتقاد از نبود پاسخگویی در پروندههای کلان اقتصادی تصریح میکند: رئیس بانک آینده این همه فاجعه مالی در کشور ایجاد کرده، اما توسط دستگاه قضایی مورد سؤال قرار نمیگیرد؛ بسیاری دیگر هم همینطور. پروندههای خرد خیلی سریع به عدالت و شفافیت میرسند، اما مسائل بزرگ بیپاسخ میمانند.
او توضیح میدهد: وقتی جامعه چند بار از شما سیگنال منفی میگیرد و پاسخ درست دریافت نمیکند، یا وقتی مسئولان به وظایف خود عمل نمیکنند، آنوقت هر دروغی از آنطرف شنیده میشود و خریدار پیدا میکند. دیگر کسی نمیآید بگوید در گذشته خانوادهها هشت یا ده نفر در یک اتاق میخوابیدند، یا شرایط زندگی چگونه بوده است.
توکلی میافزاید: ما در جاهایی دچار کوتاهی شدیم و هرچه دلسوزان انقلاب این مسائل را گوشزد کردند، مسئولان نشنیدند. حتی وقتی اعتراض میشد، نوعی کاپیتولاسیون برای برخی مسئولان شکل گرفت؛ این وضعیت برای جامعه اعتراض ایجاد کرد، بخشی را بیطرف، بخشی را ناراضی، بخشی را ناراضی جدی و عدهای را به مخالف تبدیل کرد.
توکلی تأکید میکند: در چنین فضایی دشمن بهراحتی میتواند سوءاستفاده کند، افراد ناراضی را پیدا کند و از طریق شبکههای اجتماعی با آنها وارد معامله، همکاری یا همراهی شود، آنها را جذب یا حتی خریداری کند.
به گفته او، راه برونرفت از وضعیت موجود روشن است: ما باید صفوف خود را منسجمتر کنیم، اقداماتمان را با دقت و تلاش بیشتری پیش ببریم، شنوایی مسئولان را افزایش دهیم و مسئولیتپذیری آنها را جدی کنیم. بیتوجهی به این مسائل تاکنون باعث شده کشور آسیبهای جدی ببیند.
حل مشکلات کشور با تعویض چهره ممکن نیست
توکلی در پاسخ به این پرسش که آیا راه حل مشکلات کشور جایگزینی یک فرد وابسته و کمتجربه است، میگوید: اصلاً این راه حل امکانپذیر نیست. حتی اگر همه امکانات و تجهیزات فراهم باشد و موتور دستگاه پمپ چاه کاملاً آماده باشد، اما اگر هواگیری انجام نشده باشد یا شلنگها نشتی داشته باشند، هیچ آبی منتقل نمیشود. در بسیاری از موارد، مشکل اصلی ساختاری است و باید آن را «هواگیری» کنیم، نه اینکه صرفاً افراد را تغییر دهیم.
او ادامه میدهد: برخی افراد در بدنه کاری نمیکنند و باید کنار گذاشته شوند. در مواقع دیگر، لازم است با پرسش درست و رسمی، مطالبه جدی ایجاد کنیم. این مطالبه باید هم از بالا و هم از پایین شکل بگیرد تا به سمت حل واقعی مشکلات حرکت کنیم، نه اینکه با مشکلات دمساز شویم و صرفاً بگوییم: مشکل هست.
توکلی با اشاره به تجربه تاریخی توضیح میدهد: در دوره مشروطه، یکی از مطالبات جنبش حل مشکل فردی به نام اصغرگاریچی بود که مسافرها را اذیت میکرد. امروز نیز وقتی مردم در خیابان، تاکسی یا فضای صنفی و پزشکی با زورگویی یا هزینههای نامتعارف مواجه میشوند، علت اصلی این است که مسائل حل نشده و به حالت لاینحل باقی ماندهاند. این مشکلات مثل علفهای هرز در مزرعه کشور رشد کرده و باید پاکسازی شوند.
او تأکید میکند: حتی اگر عاقلترین و توانمندترین افراد در راهبری کشور حضور داشته باشند، وقتی بدنه پاسخگو نباشد، مسیر درست طی نمیشود. در سلسله مراتب، گاهی شلنگها سوراخ میشوند؛ این سوراخها میتواند ناشی از منفعتطلبی، اختلاس یا کمدانشی باشد. فردی که چندین پست مدیریتی دارد، نمیتواند در همه جایگاهها به درستی عمل کند و این موجب مشکلات لاینحل میشود.
توکلی در پایان میگوید: راه حل این است که پستها منسجم و واحد شود؛ یک نفر در یک جایگاه مسئولیت داشته باشد و بتوان از او پاسخ گرفت. پرسشگری باید هم از بالا و هم از پایین صورت گیرد. نمیتوان گفت شما جوانها بروید و مسائل را پیگیری کنید، چون نتیجهای ندارد. وقتی یک جوان چندبار تلاش میکند و به نتیجه نمیرسد، حالت طرفداری او کمکم به نارضایتی و در نهایت به مخالفت تبدیل میشود.