
باشگاه خبرنگاران جوان؛ مهدی سیف تبریزی - پرونده جفری اپستین، میلیاردر یهودی و قاچاقچی بینالمللی دختران، دیگر تنها یک پرونده جنایی ساده در میان هزاران پرونده دادگاههای فدرال نیست؛ این یک زلزله ویرانگر است که پیدرپی ستونهای کاخهای سیاست و ثروت در غرب را در هم میکوبد. اپستین، فردی که از هیچ به ثروتی افسانهای رسید، در واقع معمار یکی از کثیفترین شبکههای اخاذی و فساد سیستماتیک در تاریخ معاصر بود. او با خرید جزیرهای اختصاصی به نام «سنت جیمز کوچک» در دریای کارائیب، آنجا را به قربانگاهی برای معصومیت کودکان و مرکزی برای «دیپلماسی سیاه» تبدیل کرد. با انتشار تدریجی بیش از سه میلیون سند، چند صد هزار حلقه فیلم مخفیانه و هزاران قطعه عکس که اخیراً از وزارت دادگستری آمریکا منتشر شده، مشخص شده است که او نه یک تاجر، بلکه مأمور اجرای پروژهای برای به زانو درآوردن نخبگان جهان از طریق رسواییهای جنسی، شکنجه و مناسک شیطانی بوده است.
سونامی در لندن؛ دولت «استارمر» در آستانه فروپاشی
در حالی که بریتانیا همواره خود را مهد دموکراسی پارلمانی و استانداردهای والای اخلاقی در حکمرانی میداند، افشای اسناد جدید در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که فساد تا مغز استخوان خاندان سلطنتی و بدنه دولت فعلی نفوذ کرده است. رسوایی شاهزاده اندرو و ارتباطات نزدیک او با اپستین تنها نوک کوه یخ بود که سالها پیش دیده شد. اکنون فاش شده است که ابعاد این رابطه بسیار عمیقتر از چند عکس یادگاری است. اسناد حاکی از آن است که ویلاهای متعلق به خاندان سلطنتی، میزبان میهمانیهایی بودهاند که در آن دختران زیر سن قانونی به عنوان «هدایای دیپلماتیک» جابجا میشدند.
این افشاگریها دولت «کییر استارمر» را به لبه پرتگاه کشانده است. استارمر که با شعار پاکدستی و ترمیم اعتماد عمومی روی کار آمد، اکنون با بحرانی روبروست که مشروعیت کل حزب کارگر را زیر سؤال برده است. فاش شده است که پیتر مندلسون، مهره کلیدی حزب و از نزدیکان استارمر، نه تنها با اپستین در ارتباط تنگاتنگ بوده، بلکه در زمان بحران مالی ۲۰۰۸ اطلاعات حساس اقتصادی را با او به اشتراک گذاشته است. خشم عمومی در انگلیس به حدی است که تظاهراتهای گستردهای در لندن شکل گرفته و بسیاری از تحلیلگران، سقوط قریبالوقوع دولت او را پیشبینی میکنند. این رسوایی ثابت کرد که در بریتانیا، برخلاف ادعاهای دموکراتیک، شبکهای مخفی از اشرافزادگان و سیاستمداران فاسد بر سرنوشت مردم حاکم است که در محافل خصوصی، به بدترین جنایات علیه بشریت دست میزدند.
آمریکا در چنبره فساد؛ اتحاد شوم کلینتون و ترامپ
در آن سوی اقیانوس اطلس، اسناد منتشر شده پرده از چهره دو قطب قدرت در آمریکا برداشته است. بیل کلینتون، رئیسجمهور سابق، که نامش بارها در لیست پروازهای «لولیتا اکسپرس» (هواپیمای اختصاصی اپستین) دیده شده بود، اکنون با شهادتهای جدیدی روبروست که حضور او در جزیره و مشارکت در مجالس غیرقانونی و حتی مناسک مذهبی انحرافی را تأیید میکند. هیلاری کلینتون نیز که همواره خود را مدافع حقوق زنان نشان میداد، اکنون در برابر اسنادی قرار گرفته که از نقش دفتر او در سرپوش گذاشتن بر این جنایات و حقالسکوت دادن به قربانیان حکایت دارد.
از سوی دیگر، دونالد ترامپ نیز از این لجنزار در امان نمانده است. عکسها و یادداشتهای تازهای که از گاوصندوقهای مخفی اپستین به دست آمده، روابط نزدیک و رفتوآمدهای مشکوک او با اپستین را در دهههای گذشته برملا کرده است. شهادتهای جدید نشان میدهد که کلوپ «مار-آ-لاگو» در مقاطعی به عنوان ایستگاه میانی برای انتقال دختران به جزیره عمل میکرده است. فساد در آمریکا دیگر یک موضوع حزبی نیست؛ بلکه نشاندهنده یک «فرهنگ سیستماتیک» است که در آن ثروت و لذتجویی بر هر قانونی مقدم است. این اسناد نشان میدهند که چگونه غولهای فناوری، از جمله بیل گیتس که به خاطر ارتباط با اپستین با چالشهای خانوادگی روبهرو شد، و دیگر چهرههای والاستریت در این شبکه تنیده شده بودند تا چرخدندههای فساد غرب هرگز از حرکت نایستد.
تجارت خون و معصومیت؛ حراج دختران در ویترین جزیره
شاید هولناکترین و غیرانسانیترین بخش این پرونده، فاش شدن ابعاد تجارت انسان و قاچاق دختران خردسال از کشورهای بحرانزده باشد. گزارشهای مستند و اعترافات تکاندهنده برخی از همدستان اپستین حکایت از آن دارد که این شبکه با سوءاستفاده از هرجومرج ناشی از حوادث ناگوار، مانند زلزلههای هائیتی و ترکیه در سالهای گذشته، کودکان یتیم یا ربوده شده از بیمارستانها را هدف قرار داده بود.
بر اساس اسناد مالی کشف شده، برخی از این کودکان به قیمتهای باورنکردنی همچون ۲۰۰ میلیون دلار بابت کل پکیجهای نفوذ سیاسی، خریداری شده و به جزیره منتقل میشدند. این کودکان که اغلب هیچ پناهی نداشتند، در محیطی محصور و تحت تدابیر شدید امنیتی، قربانی هوسرانی و مناسک عجیب سیاستمدارانی میشدند که در مجامع بینالمللی با کراواتهای اتو کشیده دم از حقوق بشر و کنوانسیون حقوق کودک میزنند. این تجارت کثیف نشاندهنده سقوط اخلاقی کامل در ساختار قدرت غرب است؛ جایی که حتی جان و روح کودکان به کالایی برای معاملات سیاسی و لذتجوییهای شیطانی تبدیل شده است. در این میان، نقش شرکتهای پیمانکار امنیتی خصوصی که وظیفه انتقال این کودکان را داشتند، به خوبی نشان میدهد که این یک جرم فردی نبوده، بلکه یک صنعت سازمانیافته است.
فساد در ارکان قدرت؛ از سیلیکون ولی تا بروکسل
دامنه این رسوایی تنها به سیاستمداران ختم نمیشود. اسناد نشان میدهند که اپستین نفوذ عمیقی در دانشگاههای برتر آمریکا مانند MIT و هاروارد داشت. او با اهدای مبالغ کلان، دهان نخبگان علمی را میبست و از اعتبار آنها برای تطهیر چهره خود استفاده میکرد. در حوزه فناوری، ردپای بسیاری از مدیران ارشد دیده میشود که در جزیره اپستین بر سر «آینده بشریت» بحث میکردند، در حالی که در اتاقهای مجاور، جنایت علیه کودکان در جریان بود.
این نفوذ تا اتحادیه اروپا و نهادهای بینالمللی نیز کشیده شده است. نام چندین دیپلمات بلندپایه اروپایی در لیست میهمانان اپستین دیده میشود که نشان میدهد فساد در تمام ارکان غرب نهادینه شده است. ساختار فرهنگی غرب که بر پایه لیبرالیسم لجامگسیخته بنا شده، به گونهای طراحی شده که ثروتمندان را فراتر از قانون قرار میدهد و به آنها اجازه میدهد تا مخوفترین فانتزیهای خود را به بهای نابودی زندگی هزاران انسان بیگناه، جامه عمل بپوشانند.
سایه موساد و پروژه «تله عسل» صهیونیستی
در تحلیل نهایی این پرونده، نمیتوان از نقش پررنگ و مشکوک رژیم صهیونیستی و سرویس اطلاعاتی موساد چشمپوشی کرد. جفری اپستین ارتباطات بسیار حکیمانه و تنگاتنگی با رابرت ماکسول (پدر گیسلین ماکسول همسر اپستین)، که به عنوان مأمور و جاسوس برجسته موساد در غرب شناخته میشد، داشت. پس از مرگ مشکوک رابرت ماکسول، اپستین و گیسلین عملاً میراث او را در جمعآوری اطلاعات از نخبگان غربی ادامه دادند.
بسیاری از تحلیلگران اطلاعاتی معتقدند جزیره اپستین در واقع یک «تله عسل» (Honey Trap) عظیم و پیچیده بود که توسط دستگاههای اطلاعاتی اسرائیل طراحی شده بود. هدف ساده، اما هولناک بود: مستندسازی و ضبط فیلم از اعمال غیراخلاقی، تجاوزات و مناسک شیطانی سران جهان تا در لحظات حساس، از آنها برای باجخواهی سیاسی استفاده شود. این که چرا سیاستمداران غربی در مقابل جنایات اسرائیل سکوت میکنند یا حمایتهای بیدریغ مالی و نظامی ارائه میدهند، شاید پاسخش در فیلمهای ضبط شده در اتاقهای خواب جزیره اپستین نهفته باشد.
حضور ایهود باراک، نخستوزیر سابق اسرائیل، در آپارتمانهای اپستین و سفرهای مکرر او، نشاندهنده یک رابطه ساختاری است. برخی گزارشها حاکی از آن است که بخش بزرگی از ثروت اپستین از طریق کانالهای نامشخصی تأمین میشد که ردپای آن به لابیهای قدرتمند صهیونیستی در واشینگتن و تلآویو میرسد. این پرونده ثابت کرد که صهیونیسم بینالملل برای حفظ سلطه خود، از هیچ ابزار کثیفی، از تجارت کودک گرفته تا فاسد کردن اخلاقی رهبران جهان، رویگردان نیست.
فرجام سخن: سقوط اخلاقی یک تمدن
پرونده اپستین آیینهای است که چهره واقعی و بدون روتوش غرب را نشان میدهد. تمدنی که بر پایه استثمار و فساد بنا شده و در آن، شعارهای آزادی و حقوق بشر تنها ابزاری برای فریب تودههاست. نخبگانی که در جزیره اپستین به مناسک شیطانی میپرداختند، همان کسانی هستند که برای بقیه جهان نسخه اخلاق و دموکراسی میپیچند. امروز با افشای این سه میلیون سند، دیگر هیچ عذر و بهانهای برای باور به صداقت ساختارهای سیاسی غرب باقی نمانده است. این پایان یک افسانه است؛ افسانه غربِ قانونمدار، که اکنون در لجنزار خودساختهاش در حال غرق شدن است.