
باشگاه خبرنگاران جوان - عدالت اجتماعی نه تنها یکی از شعارهای محوری انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ بود، بلکه به عنوان بنیان نظری و مشروعیتبخش حکومت اسلامی، ریشه در آموزههای عمیق دینی و سیره ائمه اطهار بهویژه حضرت علی (ع) دارد. تحقق عدالت، آرمانی است که از سپیدهدم آفرینش با فطرت بشر گره خورده و هرگونه خدشه در آن، بستر دگرگونیهای بزرگ اجتماعی را فراهم میکند.
انقلاب اسلامی ایران در شرایطی به وقوع پیوست که جامعه ایرانی از نابرابریهای فاحش طبقاتی و بیعدالتی ساختاری رنج میبرد؛ از این رو، بررسی نسبت میان انقلاب و عدالت اجتماعی، بازخوانی یک ضرورت تاریخی و آرمانی است که همواره با فرصتها و چالشهای متعددی روبهرو بوده است.
در تفکر اسلامی، عدالت یک ارزش نسبی یا متغیر نیست، بلکه از اصول ثابت و مطلق اخلاقی به شمار میرود. قرآن کریم در آیات متعددی از جمله «ان الله یأمر بالعدل و الاحسان»، صراحتاً به اجرای آن فرمان داده و حتی کینهتوزی با دشمنان را مجوزی برای خروج از جاده عدالت نمیداند. یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَیٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَیٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ؛ای اهل ایمان! همواره [در همه امور]قیام کننده برای خدا و گواهان به عدل و داد باشید؛ و نباید دشمنی با گروهی شما را بر آن دارد که عدالت نورزید؛ عدالت کنید که آن به پرهیزکاری نزدیکتر است؛ و از خدا پروا کنید؛ زیرا خدا به آنچه انجام میدهید آگاه است.
این نگاه وحیانی، عدالت را نه یک توصیه اخلاقی صرف، بلکه «شاغول» و تراز قوام جامعه میبیند. پیامبر اکرم (ص) نیز بقای آسمانها و زمین را در پرتو عدل دانسته و هشدار دادهاند که برهم خوردن این موازنه، فروپاشی کل هستی و نظام اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.
در مکتب نهجالبلاغه که الهامبخش اصلی گفتمان انقلاب اسلامی است، عدالت بر «جود» (بخشش) ارجحیت دارد. دلیل این برتری آن است که جود یک جریان استثنایی و بخشی است، اما عدل یک قانون عام است که همه را سر جای خود مینشاند. امیرالمؤمنین (ع) عدالت را عامل «یکدستی» و «همسطح شدن» جامعه میدانستند که از شکلگیری طبقات اشرافی و تضییع حقوق ضعفا جلوگیری میکند. برای آن حضرت، حکومتی که در آن حق ضعیف بدون لکنت از قوی گرفته نشود، از «کفش کهنه» یا «آب بینی حیوان» کمبهاتر بود.
انقلاب اسلامی با تغییر پارادایم حکمرانی، عدالت را از یک مفهوم انتزاعی به یک طرح عملیاتی تبدیل کرد. اولین فرصتی که انقلاب فراهم آورد، بازتعریف «کارگزار اسلامی» بود. در نگاه علوی که الگوی نظام ایران است، کارگزار باید در کوچکترین رفتارها، حتی در نگاه کردن و تحیت گفتن به مراجعان، مساوات را رعایت کند تا نه بزرگان در ستم طمع کنند و نه ناتوانان از عدالت مأیوس شوند.
انقلاب اسلامی با تاکید بر نفی تبعیضهای دوران پیشین، فرصت توزیع عادلانه منابع و امکانات را در مناطق محروم ایجاد کرد. نهادهای انقلابی در دهههای نخستین با روحیه جهادی، تلاش کردند تا فاصله طبقاتی را کاهش داده و دسترسی محرومین به حقوق اولیه نظیر آموزش، بهداشت و زیرساختها را تسهیل کنند. این حرکت، ناشی از این باور بود که عدالت اقتصادی باید با «تقسیم بالسویه بیتالمال» آغاز شود؛ همانگونه که علی (ع) در دومین روز خلافت خود، علیرغم مخالفت صاحبان امتیاز، سهم همگان را برابر پرداخت کرد.
با وجود آرمانهای بلند، مسیر تحقق عدالت همواره با چالشهای سختی روبهرو بوده است. یکی از اصلیترین چالشها، مقاومت «عادتیافتگان به تبعیض» است. همانطور که در صدر اسلام، برخی صحابه که به حقوقهای کلان عادت کرده بودند در برابر تقسیم عادلانه بیتالمال توسط امام علی (ع) ایستادند، در دوران پس از انقلاب نیز منافع طبقات جدید و ساختارهای بوروکراتیک، گاهی مانع اجرای دقیق عدالت شده است.
چالش دیگر، مسئله «نسبت میان قانون و عدالت» است. اگر قانون خود منشأ بیعدالتی باشد یا در اجرای آن تبعیض صورت گیرد، اعتماد عمومی که سرمایه اصلی نظام اسلامی است، خدشهدار میشود. عدالت در بعد اجتماعی زمانی محقق میشود که از «خانه» آغاز شده و تا دورترین لایههای جامعه امتداد یابد. فقدان نظارت دقیق بر کارگزاران و نفوذ روابط بر ضوابط، از جمله آسیبهایی است که میتواند آرمانهای عدالتخواهانه انقلاب را با چالش جدی مواجه کند.
در نهایت باید گفت که از منظر اندیشه اسلامی و تجربیات انقلاب، عدالت تنها یک هدف نیست، بلکه «شرط لازم» برای بقای حکومت است. عدالت مایه روشنی چشم کارگزاران و قوام زندگی انسان است. انقلاب اسلامی تنها با پایبندی مستمر به این اصل و بازگشت دائم به سیره علوی در برخورد با ویژهخواری و رانت، میتواند فرصتهای جدیدی برای شکوفایی ایجاد کرده و بر چالشهای اقتصادی و اجتماعی فائق آید. عدالت اجتماعی، آزمون بزرگی است که تداوم پیوند مردم و حاکمیت به موفقیت در آن بستگی دارد.
منبع: مهر