اندیشکده آتلانتیک نوشت:
بحران لجستیک و بن‌بست راهبردی واشنگتن

باشگاه خبرنگاران جوان؛ سمیه خلیلی - بررسی‌های اخیر نشان می‌دهد که میان ادبیات تهاجمی کاخ سفید و توان اجرایی پنتاگون شکافی عمیق ایجاد شده است. در حالی که دونالد ترامپ با تکیه بر واژگانی نظیر «نابودی هسته‌ای»، بر طبل جنگ می‌کوبد، گزارش‌های واصل شده از لایه‌های دفاعی آمریکا حکایت از یک توقف اضطراری دارد.

طبق خبر منتشر شده، مقامات نظامی ارشد ایالات متحده به این نتیجه رسیده‌اند که تجهیزات مستقر در منطقه، از جمله ناوگروه «آبراهام لینکلن»، توان پشتیبانی از یک نبرد فرسایشی و طولانی‌مدت را ندارند.

محاسبات غلط؛ وقتی ماشین جنگی ریپ می‌زند
دولت آمریکا در حالی سناریوی حمله را روی میز گذاشته که با دو چالش اساسی روبروست:

۱. خلأ لجستیکی: اعزام ناوگروه دوم برای تکمیل ظرفیت تهاجمی، دست‌کم به دو هفته زمان نیاز دارد؛ زمانی که در محاسبات نظامی، یک فرصت طلایی برای بازدارندگی حریف محسوب می‌شود.
۲. فقدان بانک اهداف: برخلاف ادعا‌های تبلیغاتی، واشنگتن هنوز نتوانسته به یک نقشه راه عملیاتی و اهداف استراتژیک شفاف برای «ساعت صفر» دست یابد.

پارادوکس قدرت نظامی ایران
تحلیلگران منتقد بر این باورند که واشنگتن در برآورد توان داخلی ایران دچار خطای استراتژیک شده است. اگرچه فشار‌های اقتصادی بر ایران سنگینی می‌کند، اما بدنه نظامی و دفاعی این کشور نه تنها دچار فروپاشی نشده، بلکه با تکیه بر زرادخانه‌های موشکی و پهپادی، آمادگی پاسخ متقابل را حفظ کرده است. این واقعیت که سپاه پاسداران همچنان یکپارچه و مقتدر عمل می‌کند، رویای «تغییر رژیم از طریق حمله برق‌آسا» را به یک ماجراجویی پرهزینه و غیرممکن تبدیل کرده است.

هراس متحدان و دیپلماسی اجباری
ناکامی در ایجاد یک ائتلاف منطقه‌ای، ضربه نهایی را به پیکر طرح‌های جنگ‌طلبانه آمریکا وارد کرد. کشور‌های حاشیه خلیج فارس با درک حساسیت تنگه هرمز و وابستگی اقتصاد جهان به عبور ۲۰ درصد نفت از این آبراه، از همراهی با واشنگتن سر باز زده‌اند. حضور دریادار «براد کوپر» در میز مذاکرات عمان، بیش از آنکه نشان از صلح‌طلبی باشد، گویای بن‌بست راهبردی دولتی است که میان «تعللِ فرصت‌ساز برای ایران» و «اقدامِ انتحاری علیه اقتصاد جهانی» گرفتار شده است.