
باشگاه خبرنگاران جوان - دشمن گاهی آنقدر صحنهسازی و نورپردازی میکند که حتی گاهی سربازان جبهه حق هم وسوسه میشوند؛ مدام میگوید: «بیا! عزت اینجاست.» اما واقعاً عزت کجاست؟ کلید قدرت در دست کیست؟ چرا بعضی ارتشها و حکومتها با آنهمه ظاهرِ پرزرقوبرق ناگهان فرو میریزند، و در مقابل، بعضی ملتها زیر سنگینترین فشارها خم نمیشوند؟
ماه رمضان امسال با ۳۰ راه قرآنی، در تلاش هستیم از طوفانها و پستی و بلندیهای زندگی، باز نمانیم و راه را محکم ادامه دهیم.راهی که از دل تجربه پیامبران، شهیدان و بندگان صابر خدا بیرون آمده است. راههایی برای اینکه در برابر تمسخر، تهمت، تهدید، فقر، خستگی، غربت و وسوسه، ایمان را نگه داریم و از پا نیفتیم. یقین به این حقیقت که هر کس خدا با او باشد شکست ندارد.
پشتوانههای قرآنی
دشمن گاهی آنقدر صحنهسازی و نورپردازی میکند که حتی سربازان جبهه حق هم وسوسه میشوند؛ مدام میگوید: «بیا! عزت اینجاست.» اما واقعاً عزت کجاست؟ کلید قدرت در دست کیست؟ چرا بعضی ارتشها و حکومتها با آنهمه ظاهرِ پرزرقوبرق ناگهان فرو میریزند، و در مقابل، بعضی ملتها زیر سنگینترین فشارها خم نمیشوند؟
همهٔ عزت، آن هم از نوع واقعی و ماندگارش، تنها از آنِ خداست و هر اتکایی جز به او، سرابی بیش نیست.کجا داری میگردی؟ «أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا».آیا عزت را نزد آنان میجویند؟! درحالیکه همهٔ عزت از آنِ خداست. وابستگیِ دل، انسان را آرامآرام به اسارتِ نگاه دیگران میبرد. دلش تأیید میخواهد و رضایت میجوید، اما سرانجام خستگی از درون تهنشین میشود و دل بدون تکیهگاه میماند. عزت از بیرون نمیآید؛ نه از قدرت و قرارداد، نه از نگاه و جیب مردم. هر تکیهگاهی به غیر خدای مهربان، مثل ساختمان بنا شده روی شن بیپایه است. عزّت فقط وقتی معنا دارد که دل به خدا تکیه کند؛ آنگاه انسان در بیتوجهی و فشار هم خم نمیگردد و شأنش حفظ میشود؛ چون نگاهش را به هیچ قدرتی نمیسپارد.
راز خستگی منافق!
«وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ».عزت، از آنِ خدا و پیامبر او و مؤمنان است، ولی منافقان نمیدانند.«مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعًا».هر کس عزت میخواهد، بداند که همهٔ عزت از آنِ خداست.
تفاوت مؤمن و منافق همینجاست
مؤمن عزت، سربلندی و آیندهاش را در کمک و تکیه بر خدای مهربان میبیند، اما منافق نگاهش به دست مردم و قدرتهاست و خیال میکند عزت را میشود از لطف دیگران به دست آورد. مؤمن مطمئن است هر چه خیر و پیشرفت است، از خدا میجوشد، و همین باور او را آرام و پایدار نگه میدارد. در زندگی هم همین معنا جاری است. کسی که برای رضای دیگران کوتاه میآید و دلش به نگاه دیگران خوش است، زود خسته و بیانگیزه میشود؛ ولی آنکه کارش را برای رضای خدا انجام میدهد، حتی اگر سختی بکشد، خدا خودش راههای بسته را به رویش باز میکند و محترمش میگرداند؛ چون عزت فقط از جانب اوست.
امام حسین(ع) حاضر شد خودش، خانوادهاش و حتی کودکانش در راه خدا کشته شوند، اما زیر بار ذلت نرود. کسی که نام «حسین» را بر زبان دارد، باید از رفتار او بیاموزد که هیچچیز در دنیا ارزش زیر پا گذاشتن عزت را ندارد؛ چه در سیاست و دیپلماسی، چه در خانواده و کوچهخیابان، چه در محیط کار و امور اداری، چه در اقتصاد و معامله و پیشنهاد، در همهجا باید مراقب باشد خودش را کوچک نکند؛ عزتش را نفروشد و برای هیچ لبخند یا منفعتی دست از عزت نکشد.
از نگاه رهبری
خدای مهربان مسیر عزت را روشن کرده، اما بعضی عمداً از راه غلط میروند و میخواهند با خمشدن مقابل قدرتهای دنیا، به رفاه و احترام برسند؛ درحالیکه همان خمشدن، آغاز ذلت است. اگر نان و آب و برق و گاز و حتی نفس کشیدنمان را از بیگانگان ببینیم، اگر گره اقتصاد و معیشت را به لبخند دشمنان و اجازهٔ ستمگران دنیا پیوند بزنیم، اگر فکر کنیم پای میز مذاکره با آمریکا و همپیمانانش عزت و گشایش میرسد، همانجا عزتمان را از دست دادهایم. تجربه هم نشان داده که سالهایی که بعضیها همهچیز را به مذاکره و برجام گره زدند، نتیجهاش نه رفاه بود و نه گشایش؛ بلکه گرانی و فشار اقتصادی بیشتر بود؛ همانطور که رهبر انقلاب در توصیف آن فرمودند: «خسارت محض». هم به سرمایههای هستهای و علمیمان ضربه خورد، هم طرف مقابل به وعدههایش عمل نکرد و هم سبب کاهش ارزش پول و سنگینترشدن بار زندگی مردم شد.
ما چه کنیم؟
هر تکیهای به دشمن (حتی اگر امروز پرزرقوبرق و قدرتمند باشد) در لحظهٔ بحران فرومیریزد. تجهیزاتی که کلیدش در جیب بیگانه باشد، با یک اشاره از آنسوی آب از کار میافتد. اقتصاد وابسته، با یک تحریم میلرزد و دشمن همیشه عزتِ اجارهای را گروگان نگه میدارد تا هر وقت بخواهد، آن را بگیرد. راه رهایی این است که ستون عزت را بر زمین خودمان بنا کنیم: ابزار بسازیم که کلیدش در دست خودمان باشد. علم و فناوری را بر پایهٔ خلاقیت ایرانی جلو ببریم و اقتصادی بسازیم که با تصمیم خودمان بالا برود و با اخم بیگانه فرو نریزد؛ اقتصادی متکی بر تولید داخلی، نیروی جوان و شرکتهای دانشبنیان.
در این میان اگر در مسئله جمعیت کوتاهی کنیم، جامعه به سمت پیری و کمتحرکی میرود و در آینده ناچار میشویم برای جبران کمبود نیرو، از بیرون آدم وارد کنیم. این یعنی از دستدادن بخشی از استقلال و ضربه به خودکفایی ملی. جمعیت جوان، همان پشتوانه عزت کشور است. وقتی کارخانه وطنی فعال شود، خانوادهها پرجنبوجوش بمانند و مردم بهجای تکیه بر محصولات خارجی، پشت تولید داخلی بایستند، آنوقت کلید هیچ سازوکاری در جیب دشمن نیست و عزت این ملت دیگر در گروی لبخند هیچ قدرتی نخواهد بود؛ بلکه عزتی ریشهدار، مستقل و ماندگار در سایهٔ فرمان خدا خواهد داشت.
یادمان باشد عزتی که خدا میدهد، هیچ قدرتی توان گرفتنش را ندارد، پس کلید عزتت را در جایی بگذار که در گرو هیچکس نباشد؛ بلکه در دست عزیز واقعی باشد؛ همان خدایی که اگر بخواهد، از دل خاک هم بندهاش را برمیکشد، و اگر نخواهد، صاحب تخت و تاج را بر خاک میاندازد؛ زیرا هر راهی جز راه او، هرچند در ظاهر آراسته و روشن باشد، در پایان به بنبست ذلت میرسد.
منبع: فارس