باشگاه خبرنگاران جوان - حدود ۵۰ روز قبل بود که نوسانات ارزی و رکود شدید در بازارهای کشور موجب شد تا کسبه در مناطق مختلف به خصوص در بازار دست به اعتراض بزنند، اعتراضی به حق که حتی مقام معظم رهبری هم در دیدارهای اخیر خود به آن اشاره فرمودند، اما مدتی نگذشت که با موج سواری دشمنان این آب و خاک، این اعتراضات به حق مردم و کسبه به خشونت و اغتشاش تبدیل شد.
براساس تصاویری که در فضای مجازی و رسانههای کشور منتشر شد، در روزهای نخست مشخص بود کسبه فقط به وضعیت اقتصادی معترض هستند و حتی در یکی از فیلمها وقتی یک خانم در روزهای اول اعتراضات از کسبه میخواهد فضا را ملتهب کنند با پاسخ منفی از طرف آنها روبهرو میشود و کسبه در پاسخ به این فرد میگویند نه به خیابان میروند و نه آسیبی به جایی میزنند، فقط در محدوده مغازههای خود راه میروند و اعتراض میکنند.

منافقین وابسته به پهلوی وقتی که دیدند تیرشان به سنگ خورده و مردم با شناختی که از گذشته از آنها دارند و با آنها همراهی نمیکنند، دست به دامان ارباب خود شدند و در نتیجه ربع پهلوی روزهای ۱۸ و ۱۹ دی را برای به آشوب کشیدن خیابان انتخاب کرد.
تصور این بود که این فراخوان هم مانند فراخوانهای گذشته باشد چرا که در وقایع قبلی، چون اغتشاشات سال ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ هم ربع پهلوی و طرفدارانش با سوار شدن بر روی اعتراضات مردمی و استفاده از عده معدودی فضای کشور را ملتهب و اعتراض را به اغتشاش کشاندند، اما گویا این بار ماجرا و فضای عملیاتی فرق داشت.

همکاری رسانههای معاند و افراد مسلح برای نابودی ایران
تا روز پنجشنبه ۱۸ دی همه چیز عادی بود و مردم فقط اعتراض داشتند، اما ناگهان از بعدازظهر آن روز فضای اعتراضات کاملا تغییر کرد؛ افراد ماسک زده که سر و صورت خود رو پوشانده بودند در میان جمعیت معترض دیده شدند و شروع به سردادن شعارهایی کردند که با خواست و اعتراض مردم همخوانی نداشت؛ به همین دلیل خیلی از معترضین از اطراف این افراد کنار کشیدند، اما این برای ضدانقلاب پایان بازی نبود.
آنها دستور گرفته بودند تا عملیات را نهایی کنند؛ آنان باید همچون گذشته با سردادن شعارهای هنجارشکنانه و آسیبزدن به اموال عمومی برای تحریک احساسات مردم و افزایش میزان خشم ملت با کشتهسازی خیابانها را شلوغتر کنند؛ پس مسلح به خیابان آمده بودند، آن هم مسلح به انواع سلاحهای سرد و گرم. نکته ترسناک ماجرا اما آنجا بود که مزدوران صهیونیست در فضای مجازی تصاویر حمله به ماموران و حتی به شهادترساندن این عزیزان را منتشر میکردند تا رعب و وحشت را به جان مردم بیندازند؛ تصاویری از چگونگی حمله و به شهادت رساندن ماموران مدافع امنیت و مردم با گلوله و چاقو؛ یا پرتاب کوکتلمولوتف به سمت نیروهای حافظ امنیت و زنده زنده سوزاندن نیروهای امنیتی؛ همه اینها یک نشانه بود، نشانهای از تغییر فاز عملیاتی دشمنان.

عجیب اما واقعی؛ حمله به مراکز نظامی در دستور کار قرار میگیرد، آن هم برای جنگ مسلحانه در کف شهر!
نکته عجیب در این میان، تغییر فاز عملیات بود، تغییر فازی عجیب و البته ترسناک؛ نکته اینجا بود که بسیاری از کانالهای تلگرامی به زمین بازی وارد شدند آن هم نه برای انعکاس واقعیت، بلکه برای معرفی اهدافی که توسط مزدوران مورد هجوم قرار گیرد، برخی از کانالیهایی که شدیدا وابستگی به رسانههای فارسی زبان ضدانقلاب دارند و خوراک آنها را تامین میکنند فهرستی بلند بالا از مراکز نظامی را منتشر کرد و مدعی شد نیروهای این مراکز مردم را هدف قرار میدهند؛ در حالی که خود این کانالها اسامی مراکز نظامی و اسلحهخانهها را منتشر میکردند و از مردم دعوت به عمل میآوردند تا به آن مراکز حمله کنند و مسلح شوند!
در فهرست مورد اشاره این کانالها از کلانتریها، زاغههای مهمات و مقرهای نیروهای بسیج و سپاه پاسداران در همه شهرهای کشور وجود داشت تا فرمانداریها و مراکز صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران! از شرق تا غرب گرفته تا شمال و جنوب؛ و خداوند میداند که اگر مقاومت جانانه فرزندان ملت نبود و این مزدوران موساد و پهلوی به این مراکز دست پیدا میکردند چه اتفاقاتی رخ میداد؛ مزدورانی که از لحاظ تسلیحاتی از بیرون کشور تغذیه میشدند؛ به قول خودشان معترضینی بودند که فقط برای اعتراض آمده بودند؛ اعتراضی با یوزی، کلاشینکف، انواع نارنجک، قمه و سلاحهای دستساز عجیب و غریب.
کانالهایی که صفر تا صدشان هزاران کیلومتر دورتر از این آب و خاک بودند آتش بیار معرکه شدند و به افراد مسلح گِرا میدادند تا به این مراکز حیاتی و راهبردی حمله کنند، آن هم به این دلیل واهی که در اطراف این مراکز مردم را میکشند و این یعنی تمرکز بیشتر روی پروژه کشتهسازی! حال آن که هدفی دیگر پشت پرده بود، معرفی این مراکز برای این بود دست مزدوران به سلاحهای بیشتری برسد تا بتوانند درگیریهای مسلحانه را بیش از پیش ادامه دهند که خوشبختانه با اقتدار و جاننثاری مدافعان امنیت به مقصود خود نرسیدند.
اما هدف این تغییر فاز عملیاتی مشخص بود؛ بالا بردن آمار کشتهها اصلیترین هدف مزدوران بود، تا جایی که حتی از میان خودیهایشان هم، بسیاری از آدمهای فریبخورده و سادهلوح را حذف کردند که شلیک از نزدیک، ضربه چاقو و یا شلیک از پشت سر که در پیکرها بهوفور دیده میشد، این امر را ثابت میکند.
این افراد با اندک سلاحی که به صورت غیرقانونی در اختیار داشتند چنان فاجعهای را با کشتار بیش از ۳ هزار نفر رقم زدند که هنوز با گذشت ۵۰ روز کشور داغدار و عزادار است، حالا تصور کنید اگر دست این خائنها به اسلحه خانه مراکز نظامی میرسید چه فاجعه بزرگی رقم میخورد.

اغتشاشات اخیر حاصل همکاری سه جریان بود؛ نخست، شبکهها و گروهکهای برانداز که در سالهای اخیر با سرمایهگذاری گسترده فکری، مالی، سیاسی و رسانهای از بیرون مرزها، به دنبال ایجاد شکاف در لایههای اجتماعی و بیاعتبارسازی نهادهای حاکمیتی بودند.
دومین جریان، گروههای معاند مسلح و تجزیه طلب بودند که با عبور از فضای مجازی و عملیات روانی، وارد فاز درگیری فیزیکی با نیروهای انتظامی و امنیتی شده و با تخریب معابر و مراکز شهری، صحنه را به یک نبرد چریکی در بافت شهری تبدیل کردند.
جریان سوم اما، فریب خوردگانِ داخل کشور که دچار خطای محاسباتی شده بودند. این گروه تحت تاثیر دو گروه اول، دچار تلقی نادرستی از اعتراضات معیشتی اصناف و برخی دیگر از اقشار مردم شده بودند. آنها حرکت اعتراضی مردم را مقدمهای برای براندازی میدانستند، در حالی که رویدادهای بعدی مانند جدایی مردم از صفوف اغتشاشگران و حمایت تمام قد آنها از کشور و نظام اسلامی آن، نشان داد که این نارضایتیها هرگز به معنای پذیرش یک پروژه براندازی خارجی نیست.
شاید بد نباشد که بدانید در بسیاری از کشورهای دنیا حمله به پلیس و مقرهای پلیس مجازارتهای سنگینی دارد؛ مثلا در آمریکا که بسیاری آن را مدینه فاضله میدانند؛ اگر شخصی فقط قصد صدمهزدن به مأموران با وسیلهای به غیر از وسایل مرگبار یا خطرناک داشته باشد؛ به ۱۰ سال زندان و یا جزای نقدی بیشتر از ۲هزار و ۵۰۰ دلار محکوم میشود، دقت کنید، اگر فقط قصد صدمه زدن داشته باشد.
یا مثلا اگر تهدید پلیس حتی اگر واقعی نباشد، با مجازات روبهرو میشود؛ بهعنوان مثال، اگر فردی اسلحه پلاستیکی کودکان را در حالتی زیر لباس خود قرار دهد که تصور شود سلاح گرم است و باعث ترس مأموران شود، تا ۱۲ماه حبس در انتظار اوست.
همین آمریکا با این قوانین حمایتی برای ماموران امنیتی و پلیس خودش، برخی جوانان ایرانی را فریب داد تا پلیس بسوزانند، سر پلیس ببرند و روی سینهاش بگذارند و زیر مشت و لگدشان پلیس ایرانی را به شهادت برسانند!

قصد دشمن برای ایجاد جنگ داخلی و پشتیبانی از بیرون
افراد مسلح که رسانههای خارجی فارسی زبان و ضدانقلاب آنها را معترض یا وطنخواه مینامند هیچ هدفی نداشتند جز آشوب؛ جز این که در ایران جنگ داخلی راه بیاندازند و هدفی که اربابانشان ۴۷ سال است به دنبال آن است را محقق کنند؛ اگر مدافعان امنیت نبودند شاید اکنون ایران هم روزگار کشورهایی میافتاد که چنین اتفاقی در آنها رخ داده است.
برای نمونه همین سوریه که روزی در برابر تروریستهای داعشی ایستاده بود، بعد از شورش و سرنگونی دولت بشار اسد حالا به چنان روزی افتاده که هر گوشه کشور را یک گروه اداره میکند و دولت موقت مرکزی قدرت چندانی ندارد؛ حالا از اعدام و قتلها و سرقتها که بگذریم؛ وضعیت سوریه دقیقا مشابه وضعیت سوریه درگیر با داعش شده است و شاید هم بدتر.
کشور دیگری که این روزها اخبار آن به خاطر درگیری و جنگ داخلی بسیار در فضای مجازی و رسانه مطرح شده سودان است که تاکنون طبق برخی آمار ۴۰ هزار و طبق برخی منابع دیگر بیش از ۱۵۰ هزار کشته و بیش از ۱۰ میلیون آواره داشته است؛ سودانی که دقیقا با شعارهای آزادی به ظاهر زیبای یک زن وارد فاز براندازی شد و امروز سودانیها نه تنها براندازی را فراموش کردهاند؛ بلکه تنها هدفشان زندهماندن است؛ این که بتوانند فقط زنده بمانند.

منافقین و پهلوی مشترک در یک اصل؛ فاز مسلحانه
در کشور خود ما هم مدتی چنین شرایطی بود آن هم درست وقتی تازه انقلاب مردم با رهبری امام راحل شکل گرفته و کودک نوپای انقلاب در حال حرکت بود، برخی گروهها که ابتدا خود را مدافع انقلاب مینامیدند دست به اسلحه بردند؛ بله منظور همان سازمان تروریستی منافقین است که در سالهای ابتدای انقلاب به بهانه آزادی ملت پس از آن که دیدند نمیتواند به مقاصد خود برسند اسلحه کشیدند و بیش از ۱۷ هزار نفر را تا امروز شهید کردند.
وقتی به وقایع ۱۸ و ۱۹ دی نگاه میکنیم میتوانیم شباهتهای این اغتشاشات شبه کودتایی را با روزگار حضور منافقین در کشور ببینیم؛ این که چگونه همان سناریو، اما این بار با اسم دموکراسی و نابودی جمهوری اسلامی از آستین پهلوی و طرفدارانش بیرون آمد؛ در واقع منافقین و پهلوی هر دو در این اصل مشترک هستند که برای نابودی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران باید دست به اسلحه برد و مردم بی گناه را به خاک و خون کشید.
اما با کمی تامل میتوان وجوه تشابه قابل تأملی میان این شبهکودتای نافرجام با سایر کودتایهای آمریکایی از جمله کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دید؛ مهمترین وجه تشابه، نقش محوری و تعیینکننده دستگاههای اطلاعاتی و سیاسی آمریکا در این واقعه است. در هر دو واقعه، آمریکا به عنوان طراح و تأمینکننده مالی و لجستیکی عمل کرد و البته همان گونه که انگلیس برای حفظ منافع نفتی خود، به صورت ویژه در کودتای ۲۸ مرداد در کنار آمریکا بود، این بار، اما رژیم صهیونیستی به عنوان ذی نفع اصلی تضعیف قدرت ملی ایران، در کنار آمریکا قرار گرفت.