ریشه انحرافات علمی و دانشجویی کجاست؟

باشگاه خبرنگاران جوان - حوادث اخیر در دانشگاه‌ها و موضع‌گیری برخی دانشجویان علیه ارزش‌های دینی و ملی، این سوال اساسی را ایجاد کرده است: چرا یک جوان تحصیلکرده که نماد علم و دانایی است، دچار انحراف فکری و عملی می‌شود؟ پاسخ این پرسش را نه در کمیت علم، بلکه باید در ماهیت و هدف آن جستجو کرد. علم به خودی‌خود نه قداست دارد و نه مصونیت می‌آورد؛ بلکه این جهان‌بینی حاکم بر علم است که آن را به ابزار تعالی یا سقوط تبدیل می‌کند.

نگاه غربی به علم؛ ابزار لذت‌جویی مادی

در فرهنگ حاکم بر تمدن غربی (ماتریالیسم)، هدف غایی انسان، لذت‌جویی مادی و حداکثرسازی کام‌یابی‌های غریزی تعریف شده است. در این نگاه، علم صرفاً به عنوان «ابزار ساز» شناخته می‌شود؛ یعنی وسیله‌ای برای ساخت تکنولوژی و امکاناتی که این لذت‌جویی را تسهیل و تسریع کند. وقتی علم از هدف متعالی تهی شد و به خدمت نفس اماره درآمد، نتیجه‌ای جز پست‌تر شدن انسان نخواهد داشت. همانطور که یک ماشین پرسرعت اگر در مسیر اشتباه حرکت کند، سرعت سقوط را افزایش می‌دهد، علم بی‌هدف نیز انسان را با سرعت بیشتری به ورطه انحطاط می‌کشاند. نمونه تاریخی آن استفاده از نخبگان علمی در رژیم‌های استکباری که سلاح‌های کشتار جمعی می سازند.

علم نافع در اسلام؛ نوری برای هدایت

در مقابل، اسلام «علم نافع» را معرفی می‌کند؛ علمی که به جای ظلمت، نورانیت می‌آورد. قرآن کریم در آیه ۲۵۷ سوره بقره به زیبایی این دو مسیر را ترسیم می‌کند:

«اللهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ...»

بر اساس این آیه، تنها راه رسیدن از تاریکی‌ها به نور، قرار گرفتن تحت ولایت الله است. تحقق این ولایت نیز سه مرحله دارد:۱. معرفت: شناخت عمیق خدا، رسول و جانشینان برحقش (ائمه معصومین).۲. محبت: دل بستن به این نور مقدس.۳. تبعیت: عملی کردن آموزه‌های الهی در زندگی. در اینجا نقش «علم» مشخص می‌شود: علم مقدمه معرفت است. اگر علم در خدمت این سه عنصر قرار گیرد، به «علم نافع» تبدیل شده و نورانیّت می‌آورد. چنین علمی نه تنها انسان را پست نمی‌کند، بلکه او را به اوج قرب الهی می‌رساند. علم بدون تعهد؛ خطری بزرگ‌تر از جهلنکته کلیدی اینجاست: علم مقدمه است، اما نتیجه آن (نور یا ظلمت) به «ولایت‌پذیری» انسان بستگی دارد.

اگر عالمی تحت ولایت طاغوت (هر قدرتی که در برابر خدا بایستد) قرار گیرد، علم او به جای اینکه او را از ظلمات به نور ببرد، او را از هر نوری (فطرت، عقل سلیم، دین) به سوی تاریکی‌های بیشتر سوق می‌دهد.مصداق تاریخی این ادعا، افرادی مانند مسعود رجوی هستند که در دانشگاه تحصیل کرده و حتی تدریس می‌کردند، اما علم خود را در خدمت یک ایدئولوژی منحرف (نفاق) قرار دادند و به جنایتکارترین چهره تاریخ معاصر تبدیل شدند.

بنابراین، اینکه برخی دانشجویان امروز شعارهای ضد دین و ایران سر می‌دهند، یک اتفاق عجیب و بی‌ریشه نیست. اینها قربانیان نگاه سکولار به علم هستند. آنها علم را بدون «تعهد» و «ولایت‌مداری» آموخته‌اند و چون معرفت دینی در وجودشان نهادینه نشده، به راحتی تحت تأثیر جریان‌های طاغوتی (داخلی و خارجی) قرار گرفته و همانند رجوی‌ها، از علم خود برای تخریب هویت دینی و ملی استفاده می‌کنند.علم اگر در خدمت ایمان و عمل صالح باشد، انسان را به اوج عظمت می‌رساند و اگر در خدمت هوای نفس و طاغوت باشد، او را به موجودی پست تر از یک حیوان تبدیل می‌کند. دانشگاه باید نه فقط محل تولید علم، که کانون تربیت عالمان متعهد و ولایت‌مدار باشد تا دیگر شاهد سقوط نخبگان و تکرار تراژدی «علم بدون نور» نباشیم.

منبع: فارس