
باشگاه خبرنگاران جوان- درسالهای اخیر همواره شاهد آن هستیم که برخی شبکههای فارسی زبان خارجی در تلاش هستند تا از دوران پهلوی دورهای آرمانی و رویایی برای جوانان بسازند، این در حالی است که تاریخ و آمارهای به جا مانده از آن دوران با روایت شبکههای خارجی تفاوت قابل توجه دارد.
گروه اقتصادی خبرگزاری تسنیم در نظر دارد طی سلسله اخبار و گزارشهایی با عنوان «چاه پهلوی»، واقعیتهای وضعیت اداره اقتصاد کشور و رفاه مردم در دوران پهلوی را که این روزها وارونه و دروغ و غلط در ذهن برخی رسوخ کرده است، بازگو نماید.

شاخص امید به زندگی؛ فاصله عمیق مناطق شهری و روستایی
امید به زندگی در بدو تولد، یکی از مهمترین شاخصهای توسعهیافتگی و وضعیت بهداشت و درمان یک کشور است. بر اساس آمارهای بینالمللی (سازمان ملل)، در سالهای پایانی رژیم پهلوی، میانگین امید به زندگی در ایران حدود ۵۵ تا ۵۷ سال بود. در حالی که فاصله عمیقی بین مناطق شهری و روستایی، به ویژه بین پایتخت و شهرهای کوچک و حاشیهنشین، وجود داشت.
میانگین امید به زندگی در آستانه انقلاب اسلامی ۶۰ تا ۶۱ سال بود که نشان میدهد ایران در این شاخص از میانگین جهانی، امید به زندگی پایینتری داشته است، این در حالی است که عمده کشورهای همسایه ایران به مانند عراق و ترکیه در این شاخص وضعیت به مراتب بهتری داشتند، این آمارها نشان میدهد که عملکرد حکومت پهلوی بر خلاف تصویرسازیها حتی از عراق هم ضعیفتر بوده است و مردم ایران در حکومت پهلوی امید به زندگی کمی داشتند.
طبق گزارش سال ۲۰۲۵ سازمان ملل از شاخص توسعه انسانی، سن امید به زندگی مردم ایران به مرز ۷۸ سال افزایش یافته است.
نمودار زیر روند امید به زندگی در کشورهای ایران، عراق و ترکیه را از سال ۱۹۶۰ تا ۲۰۲۰ نشان میهد.

شاید تلخترین شاخص برای سنجش محرومیت یک جامعه، آمار مرگ و میر نوزادان و کودکان زیر ۵ سال باشد. در سالهای قبل از انقلاب، به دلیل فقر، سوءتغذیه، فقدان بهداشت کافی در زایمان و نبود واکسیناسیون گسترده، آمار مرگ و میر نوزادان بسیار بالا بود.
بر اساس آمارهای یونیسف و منابع رسمی آن زمان، از هر ۱۰۰۰ نوزاد زنده متولد شده، بیش از ۱۰۰ نوزاد (یعنی حدود ۱۰ ٪) در بدو تولد یا ماههای اولیه زندگی جان خود را از دست میدادند.
وضعیت در مناطق روستایی و محروم به مراتب فاجعهبارتر بود، این شرایط در حالی است که کشورهای منطقه از رژیم پهلوی وضعیت بهتری داشتند، برای مثال نرخ مرگومیر کودکان در کشوری به مانند عراق حدود ۶۲ نوزاد بوده است، همچنین در کشوری به مانند کویت حدود ۳۸ نوزاد بوده است، تمام این آمارها نشان میدهد دسترسی به بهداشت و درمان تا چه میزان در دوران پهلوی پایین بوده است و در این شاخص هم مردم ایران روزگار خوبی را سپری نمیکردند.

یکی از بارزترین مصادیق شکاف عمیق اجتماعی در دوران پهلوی، نرخ سوادآموزی بود. در حالی که در تهران و برخی شهرهای بزرگ، مدارس و دانشگاههای مدرن برای اقلیتی مرفه وجود داشت، بخش عظیمی از جمعیت کشور، به ویژه در روستاها، در تاریکی مطلق جهل به سر میبردند.
بر اساس آخرین سرشماریهای پیش از انقلاب در سال ۱۳۵۴ نرخ باسوادی افراد بالای ۱۵ سال حدود ۳۷ درصد بود. یعنی بیش از ۶۰ درصد از جمعیت کشور، از جمله اکثریت قریب به اتفاق زنان روستایی، سواد خواندن و نوشتن نداشتند؛ به عبارت دیگر ۶۳ درصد از افراد جامعه سواد نداشتند، این آمار هم نشان میدهد در وضعیت سواد آموزی نیز مردم ایران به واسطه عملکرد رژیم پهلوی در تاریکی جهل بودند.
این در حالی است که در کشوری به مانند ترکیه، آمار باسوادی حدود ۶۲ درصد بوده است به عبارتی تعداد افراد با سواد ترکیه بیش از ۱.۵ برابر ایران بوده است، همچنین میانگین جهانی میزان سوادآموزی در سال ۱۳۵۴ حدود ۶۵ درصد بوده است که نشان از فاصله قابل توجه ایران با میانگین جهانی دارد، و عملا رژیم پهلوی در این زمینه هم باعث عقب ماندگی ایران شده بود.
نگاهی به این آمارها نشان میدهد که تصویرسازی شبکههای معاند از «عصر طلایی» پهلوی، نه تنها با واقعیتهای تاریخی فاصله دارد، بلکه در تضاد کامل با آن است، جامعه ایران در آن دوران، جامعهای بود با شکاف عمیق طبقاتی، با اکثریتی محروم از بهداشت و سوادآموزی.
منبع: تسنیم