
باشگاه خبرنگاران جوان - تابستان سال شصت، فقط یک فصل نبود؛ فصلی بود که تاریخ در آن فشرده شد. ۳۱ خرداد، شهید مصطفی چمران، وزیر دفاع و فرمانده جنگهای نامنظم به شهادت رسید. یکم و هفتم تیر و ...
وقتی تاریخ، ایستادن را فریاد زد
تلویزیون روشن بود؛ تصویرها عادی میآمدند و میرفتند، اما ناگهان چیزی عوض شد. نوار قرمز پایین صفحه لغزید و نشست؛ همان خط باریکی که همیشه خبر از حادثهای بزرگ میداد. سکوتی سنگین روی فضا افتاد. مجری، با صدایی که به زحمت روی پا ایستاده بود، گفت: "اِنّا لِلّه و اِنّا اِلَیهِ راجِعون."
بغض، قبل از آنکه جمله کامل شود، خودش را لو داد. و بعد نامی که مثل صاعقه فرود آمد: شهید بهشتی. یکی از ستونهای استوار جمهوری اسلامی ایران.
در همان لحظه، انگار چیزی در دلها شکست. بغض نیروهای امنیتی ترکید؛ نه آهسته، نه پنهان. سنگین و بیامان. اما در دل همان فروپاشی عاطفی، صدایی برخاست؛ محکم، قاطع، بیتزلزل. رحیم، مسئول بخش، میان آن موج اندوه ایستاد و گفت: "الان وقت عزاداری نیست؛ وقت ایستادگی است."
این فقط یک دیالوگ نبود؛ عصاره یک دوره بود. سکانسی از "ماجرای نیمروز" که تصویرگر یکی از پیچیدهترین و سهمگینترین برهههای تاریخ این سرزمین است؛ دههای که ایران، همزمان در دو جبهه میجنگید: بیرون از مرزها در برابر دشمن بعثی، و در درون، در دل کوچهها و خیابانها در برابر تروری که بیچهره اما بیرحم بود.
ایران، استثنای معادلات
تابستان سال شصت، فقط یک فصل نبود؛ فصلی بود که تاریخ در آن فشرده شد. ۳۱ خرداد، شهید مصطفی چمران، وزیر دفاع و فرمانده جنگهای نامنظم به شهادت رسید. ۱ تیر، خیابانها بوی باروت گرفت؛ قیام مسلحانه منافقین آغاز شد و ترورهای کور، مردم را هدف گرفت. ۶ تیر، امام شهیدمان آیت الله خامنهای در مسجد ابوذر ترور شد.
تیر، انفجاری که ۷۲ ستاره را از آسمان این کشور چید؛ شهید بهشتی و یارانش. و ۸ شهریور، هنوز داغها تازه بود که شهید رجایی و باهنر هم رفتند؛ در حالی که تنها ۲۸ روز از آغاز ریاستجمهوری گذشته بود.
اینها فقط چند تاریخ نیستند؛ روایت یک طوفاناند. طوفانی که در آن، رئیسجمهور، نخستوزیر، رئیس قوه قضاییه و بسیاری از مسئولان کشور و مردم عادی هدف قرار گرفتند. در همان تابستان، ۱۹۶۹ ایرانی به شهادت رسیدند. عددی که اگر بر تن هر کشوری مینشست، شاید قامتش را خم میکرد.
و این همه، در حالی بود که جنگ هنوز به یک سال نرسیده بود. خرمشهر در اشغال بود، جبههها زیر فشار و خیانتها، نفس مقاومت را تنگ کرده بود. هر معادلهای، هر تحلیل سردی، یک نتیجه داشت: سقوط. اما ایران، موجودیتی استثنایی در این معادله است.
چیزی در این سرزمین جریان داشت که در جدولهای محاسباتی جا نمیشد؛ پیوند مردم با نظام، با رهبری، با یک باور عمیق. همان پیوندی که بعد از برکناری بنیصدر، خودش را در سیل حضور مردم در جبههها نشان داد. ورق برگشت. نه با معجزهای ناگهانی بلکه با ایستادگیای ممتد. جمهوری اسلامی از دل آن آتش، نهتنها عبور کرد، بلکه قامتش را در منطقه و جهان راستتر کرد.
ترور، نسخه تکراریِ دشمن
اما دشمن، یک چیز را خوب فهمیده بود: ترور. راهبردی قدیمی اما همیشه روی میز. سالها گذشت، اما این ابزار کنار گذاشته نشد. در جنگ دوازدهروزه، دوباره همان نقشه اجرا شد. اینبار هدف، فرماندهان نظامی، دانشمندان هستهای، نخبگان دانشگاهی و حتی مردم عادی بودند. نامها یکییکی در حافظه تاریخ نشستند: سلامی، باقری، حاجیزاده، رشید، عباسی، طهرانچی و...
تصور دشمن روشن بود: ضربه به فرماندهی، اخلال در فناوری و در نهایت، فروپاشی و تجزیه ایران. اما باز هم، نتیجه همان نشد که میخواستند. شکست، تنها دستاوردشان بود. و با این حال، دست نکشیدند.
سناریوی تکراری، شکست تکراری
در ادامه، دوباره همان مسیر؛ در جنگ رمضان، ترور باز به میدان آمد. در همان آغاز، امام شهیدمان آیت الله خامنهای را به ترور کردند و پس از آن، برخی مسئولان کشور مانند شهید پاکپور و شهید لاریجانی را به شهادت رساند. همان سناریوی قدیمی، با همان امید قدیمی: فروپاشی.
اما یک چیز را فراموش کردهاند. ایران، از دهه شصت عبور کرده است. از دل آن همه ترور، آن همه خون، آن همه فقدان. این کشور در برابر این راهبرد، واکسینه شده است. ساختار مقدس جمهوری اسلامی ایران، همانگونه که بارها گفته شده، قائم به فرد نیست. اگر یک مسئول به شهادت برسد، دستپروردههای همان مکتب جای او را خواهند گرفت.
در اینجا، اگر کسی بیفتد، دیگری برمیخیزد. اگر پرچمی بر زمین بماند، دستی دیگر آن را برمیدارد. دستپروردههای همان شهدا، جای خالیشان را پر میکنند. و حقیقتی هست که از دهه شصت تا امروز تغییر نکرده است: خدای آن روزها، خدای امروز هم هست.
همان خدایی که در آن طوفان، این ملت را نگه داشت، امروز هم هست. و همانطور که ایران از آن گردنه عبور کرد، از این مسیر هم عبور خواهد کرد. با قدرت، با ایستادگی، با همان روحی که رحیم در آن لحظه کوتاه گفت:
"الان وقت عزاداری نیست، وقت ایستادگی است." و این، فقط یک جمله نیست؛ روایت یک ملت است.
منبع: فارس