زنی که موشک‌های ایرانی را کوک کرد!

باشگاه خبرنگاران جوان - در همدان، شهری که هوای خنکش همیشه بوی تاریخ و همدلی می‌دهد، گاهی یک اتفاق ساده می‌تواند مثل جرقه‌ای در دل شب بدرخشد و نگاه مردم را به سمت خودش بکشد.اینجا، در کوچه‌هایی که هر صبحشان با سلام نانوا و لبخند رهگذران آغاز می‌شود، همدلی یک رسم دیرینه است؛ رسمی که هر نسل آن را از نسل قبل آموخته و بی‌کم‌وکاست به نسل بعد سپرده است.

این بار نیز اتفاقی افتاد که دل شهر را روشن‌تر کرد، درست در لحظاتی که میدان امام خمینی(ره) پر از همهمه مردم بود و صدای قدم‌ها روی سنگفرش‌ها می‌نشست، یک حرکت آرام اما عمیق مثل نسیمی ناگهانی فضا را متحول کرد، حرکتی در حد اهدای ۲۰۰ گرم طلا به جبهه جنگ، اما با وزنی فراتر از یک عدد.

بانویی از میان همین مردم، آرام و بی‌ادعا پیش آمد با طلایی که در دست داشت، حاصل دو دهه پس‌انداز، صبر و تلاش؛ تکه‌هایی از سال‌هایی که شاید با سختی گذشته، اما با امید جمع شده بود. وقتی آن طلا را به نیت کاری بزرگ‌تر تقدیم کرد، لحظه‌ای سکوت در میان جمع نشست؛ سکوتی از جنس دیدن ارزش واقعی وطن دوستی. چشم آدم‌هایی که اطراف ایستاده بودند برق دیگری گرفت؛ انگار یادشان آمد که مهربانی در این شهر فقط یک واژه نیست، یک رفتار است که بارها و بارها در لحظه‌های حساس جان گرفته است.

۲۰۰ گرم طلا، نشانه‌ای از همدلی مردم


برخی می‌گفتند این اهدا فقط یک بخشش نیست؛ ادامه قصه طولانی مردمانی است که در زمان شادی و سختی، همیشه شانه‌به‌شانه هم ایستاده‌اند و این بار در ستاد پشتیبانی جنگ متبلور شده است.در دکان‌های اطراف میدان، قصه‌اش دهان‌به‌دهان می‌چرخید، شیرینی‌فروش با آرد روی دستانش، برای مشتری بعدی تعریف می‌کرد. پیرمردی کنار اسباب قدیمی مغازه‌اش آهسته می‌گفت: «این شهر همیشه از همین چیزها نفس می‌گیرد… همین کارهای کوچک که بزرگ‌تر از هر حرفی‌ هستند.» 

زنی که موشک‌های ایرانی را کوک کرد!

بچه‌ها در مسیر خانه از زبان مادرهایشان شنیدند که وطن و وطن پرستی یعنی چه و چه‌طور یک تصمیم ساده می‌تواند شهری را به فکر فرو ببرد.آن ۲۰۰ گرم طلا دیگر فقط طلا نبود؛ تبدیل شده بود به نشانه‌ای از پیوند مردم با یکدیگر، این شیرزن می‌خواست با آن مامنی برای آینده بسازد و امروز از وطن مهمتر چه ماوایی وجود دارد؟ 

او راهی را روشن نگاه داشت که مادرانش هم در بحبوحه‌هایی این چنینی و دفاع هشت ساله روشن کرده بودند.

تقدیم ۲۰۰ گرم طلا به ستاد پشتیبانی دفاع مقدس آن هم پس انداز یک خانواده برای فردای فرزندانش، بار دیگر یادآور شد که وحدت و همدلی در همدان یک جریان دائمی است.رودی که از گذشته‌های دور جاری بوده و هنوز هم زندگی شهر را سیراب می‌کند، او فقط به فرزندان خودش نیندیشید، بلکه همه ایران و ایرانی را در وجودش جا داد.و چه زیباست وقتی آدمی، بی‌هیچ نام و نشانی، لحظه‌ای تبدیل به پلی می‌شود میان امید و امیدآفرینی؛ همان کاری که این بانوی همدانی به ثمر نشاند.

به راستی که در دل میدانی که تاریخ فراوان دیده، او صفحه‌ای تازه به دفتر مهربانی این شهر افزود؛ صفحه‌ای که حالا هر رهگذری، اگر لحظه‌ای مکث کند، می‌تواند گرمی‌اش را حس کند.این زن طلاهایش را به ستاد پشتیبانی دفاع مقدس تقدیم کرد تا سهم خود را در حفظ ایران ایفا کند.

منبع:فارس