دونالد ترامپ بزرگترین بازنده جنگ

باشگاه خبرنگاران جوان - نشریه اکونومیست در گزارشی تحلیلی می‌نویسد همه جنگ‌ها لزوماً برنده ندارند، اما هر جنگی دست‌کم یک بازنده دارد؛ و اگر—با تأکید بر این «اگر» —آتش‌بس به معنای پایان جنگ ایران باشد، بزرگ‌ترین بازنده کسی نیست جز دونالد ترامپ. به نوشته این نشریه، این جنگ نه‌تنها اهداف اصلی او را عقب انداخته، بلکه محدودیت‌های رویکرد او در اعمال قدرت آمریکا را نیز آشکار کرده است.

اکونومیست در ادامه می‌نویسد صلح به‌شدت شکننده است. آمریکا و ایران حتی بر سر این‌که آیا آتش‌بس شامل لبنان می‌شود یا نه، اختلاف دارند؛ جایی که حملات سنگین اسرائیل، عملاً تهدیدی علیه کل آتش‌بس ایجاد کرده است. دو طرف همچنین درباره نحوه بازگشایی تنگه هرمز—که پیش‌شرط آمریکا برای مذاکرات است—اختلاف دارند. فاصله مواضع آنها آن‌قدر زیاد است که حتی بر سر دستورکار مذاکرات اسلام‌آباد نیز به جمع‌بندی مشترک نرسیده‌اند.

به گزارش این نشریه، یکی از دلایل اصلی پرهیز واشنگتن از بازگشت به جنگ، هزینه‌های سنگین آن در عرصه اقتصادی و سیاسی است. لحن تهدیدآمیز و مواضع تند دولت آمریکا—از جمله تهدید‌های گسترده—بیشتر در چارچوب مدیریت افکار عمومی و کنترل تبعات عقب‌نشینی ارزیابی می‌شود. در چنین شرایطی، ازسرگیری جنگ می‌تواند بازار‌های جهانی را دچار شوک کرده و ادعا‌های پیشین درباره ایجاد ثبات در منطقه را زیر سؤال ببرد.

در عین حال، اکونومیست می‌افزاید ایران نیز با محاسبات خاص خود عمل می‌کند. تداوم فشار‌ها و خسارات جنگی، در کنار ضرورت کاهش تحریم‌ها، باعث شده تهران مسیر مذاکره را هم‌زمان با حفظ مواضع خود دنبال کند. در این میان، این ارزیابی وجود دارد که زمان می‌تواند در روند مذاکرات به سود ایران عمل کند، چرا که طرف مقابل با محدودیت‌های زمانی و هزینه‌های فزاینده مواجه است.

این گزارش پیش‌بینی می‌کند محتمل‌ترین سناریو، تداوم وضعیت موجود همراه با مذاکراتی پیچیده و فرسایشی است که در آن هر طرف تلاش می‌کند امتیاز بیشتری کسب کند. به نوشته اکونومیست، با وجود خسارات واردشده، ایران همچنان تلاش دارد توانمندی‌های خود را بازسازی کرده و جایگاه خود را در معادلات منطقه‌ای حفظ کند.

با این حال، به باور این نشریه، ادعای ترامپ مبنی بر «پیروزی بزرگ» با واقعیت‌های میدانی فاصله دارد، به‌ویژه آن‌که اهداف اعلامی واشنگتن—از جمله تغییر رفتار ایران، ایجاد ثبات پایدار در منطقه و حل‌وفصل کامل پرونده‌های مورد اختلاف—به‌طور کامل محقق نشده است.

اکونومیست تأکید می‌کند این جنگ معادلات امنیتی منطقه را پیچیده‌تر کرده است. در کنار تحولات پیشین، اکنون موضوعاتی مانند امنیت انرژی و عبور و مرور دریایی در تنگه هرمز به یکی از محور‌های اصلی رقابت تبدیل شده و بر اهمیت راهبردی این گذرگاه افزوده است.

در ادامه آمده است که حتی با ایجاد مسیر‌های جایگزین انتقال انرژی، تهدید‌های متقابل همچنان می‌تواند بر زیرساخت‌های حیاتی منطقه سایه بیندازد. این وضعیت باعث شده کشور‌های منطقه در حال بازنگری در معادلات امنیتی خود باشند و گزینه‌های مختلفی را برای کاهش ریسک‌های آینده بررسی کنند.

این گزارش همچنین به تحولات داخلی ایران اشاره کرده و می‌نویسد با وجود فشار‌های خارجی، ساختار سیاسی کشور همچنان به فعالیت خود ادامه داده و تلاش دارد خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. در این میان، نقش نهاد‌هایی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مدیریت شرایط و حفظ ثبات داخلی برجسته‌تر شده است.

اکونومیست در ادامه به موضوع هسته‌ای پرداخته و می‌نویسد با وجود آسیب به برخی زیرساخت‌ها، این پرونده همچنان یکی از محور‌های اصلی اختلاف میان تهران و واشنگتن باقی مانده است. در چنین شرایطی، نحوه مدیریت این پرونده می‌تواند بر آینده امنیت منطقه تأثیرگذار باشد.

در بخش دیگری از گزارش، به وضعیت اسرائیل اشاره شده و آمده است که این رژیم با وجود برخورداری از توان نظامی بالا، همچنان با چالش‌هایی در تحقق اهداف بلندمدت خود مواجه است و تحولات اخیر، نگاه‌ها به نقش آن در معادلات منطقه‌ای را پیچیده‌تر کرده است.

در نهایت، اکونومیست به ارزیابی عملکرد آمریکا می‌پردازد و می‌نویسد این کشور در این بحران بیش از پیش با این پرسش مواجه شده که اتکا به قدرت نظامی تا چه اندازه می‌تواند به تحقق اهداف سیاسی منجر شود. تجربه این جنگ نشان داده است که برتری نظامی، در غیاب راهبردی منسجم، لزوماً به نتایج تعیین‌کننده منتهی نمی‌شود.