
باشگاه خبرنگاران جوان - به گزارش فایننشال تایمز، کارشناسان بازار انرژی هشدار دادهاند که فروپاشی مذاکرات صلح میان ایالات متحده و ایران و همچنین طرح دونالد ترامپ برای اعمال محاصره دریایی در تنگه هرمز، میتواند به افزایش محسوس قیمت نفت و تشدید بحران انرژی در سطح جهانی منجر شود—تحولی که بیش از هر چیز بازتابدهنده حساسیت بالای بازارها نسبت به تصمیمات ناگهانی در واشنگتن است.
در این گزارش آمده است که «آمریتا سن»، بنیانگذار و مدیر بخش اطلاعات بازار در مؤسسه انرژی اسپکتس، پیشبینی کرده است در صورت اجرای این محاصره، بازارهای نفتی با جهشی قابل توجه مواجه خواهند شد. او توضیح میدهد که تا پیش از این، واشنگتن عملاً اجازه داده بود صادرات نفت ایران ادامه یابد و حتی با تعدیل برخی محدودیتها، امکان خرید این محمولهها برای مشتریان بیشتری فراهم شده بود؛ رویکردی که نشان میداد حفظ ثبات قیمتها در اولویت قرار دارد. اما تغییر ناگهانی این مسیر، به گفته او، میتواند روزانه بین ۱.۵ تا ۱.۷ میلیون بشکه دیگر از عرضه را از بازار خارج کند—آن هم در شرایطی که پیش از این نیز بیش از ۱۰ میلیون بشکه در روز دچار اختلال شده است.
فایننشال تایمز میافزاید که اعلام محاصره تنگه هرمز از سوی ترامپ، تلاشی برای افزایش فشار بر ایران تلقی میشود؛ کشوری که در طول درگیریها همچنان توانسته صادرات نفت خود به بازارهای مهمی مانند چین را حفظ کند. این مسئله، بهنوعی نشان میدهد که حتی در اوج فشارها، برخی معادلات میدانی بهسادگی قابل تغییر نیستند.
در ادامه گزارش آمده است که بازگشایی تنگه هرمز یکی از اصلیترین گرههای مذاکرات میان تهران و واشنگتن برای تبدیل آتشبس دو هفتهای به توافقی پایدارتر بوده است؛ مذاکراتی که در نهایت بدون نتیجه پایان یافت—موضوعی که بار دیگر دشواری تبدیل فشار نظامی به دستاورد دیپلماتیک را برجسته میکند.
این روزنامه تأکید میکند که حدود یکپنجم عرضه جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از تنگه هرمز عبور میکند و هرگونه اختلال در آن، پیامدهایی فراتر از منطقه خواهد داشت. تحلیلگران معتقدند که راهبرد آمریکا برای محدودسازی این مسیر، هنوز به معنای بازگشت کامل به جنگ نیست، اما نشانهای از حرکت به سمت تشدید تنشهاست—مسیر پرریسکی که میتواند کمبود فرآوردههایی مانند سوخت جت و گازوئیل را تشدید کند.
در همین راستا، «کوین بوک» میگوید: «تشدید تنش معمولاً به تشدید بیشتر منجر میشود. مسدود کردن نفتکشهای ایرانی میتواند قیمتها را بالا ببرد و کمبودها را عمیقتر کند.» ارزیابیای که بهطور ضمنی نشان میدهد چنین تصمیماتی ممکن است بیش از آنکه بازدارنده باشند، اثرات زنجیرهای پیشبینیناپذیری ایجاد کنند.
همچنین این طرح حاکی از آن است که ترامپ آمادگی دارد ریسک اختلال طولانیمدت در عرضه انرژی را بپذیرد؛ حتی در شرایطی که بازار داخلی آمریکا نیز نسبت به افزایش قیمت سوخت حساس است. «هلیما کرافت» در این باره میگوید که این رویکرد نشان میدهد برخی اهداف سیاسی، ولو با هزینههای اقتصادی، همچنان در اولویت قرار دارند—موضوعی که میتواند در بلندمدت بر اعتماد بازارها تأثیر بگذارد.
به گفته او، دولت آمریکا تا پیش از این با ارسال سیگنالهایی مبنی بر مهار تنشها، توانسته بود قیمتها را در سطحی نسبتاً پایدار نگه دارد. اما اعمال محاصره میتواند این تصویر را تغییر دهد و باعث شود بازارها، نه بر اساس نشانههای آرامش، بلکه بر پایه سناریوهای بیثباتی قیمتگذاری شوند.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که بازار نفت در پایان هفته گذشته با کاهش قیمت همراه شد؛ چرا که امیدواریها نسبت به دستیابی به توافق افزایش یافته بود. نفت برنت با کاهش نزدیک به یک درصد به ۹۵.۲۰ دلار در هر بشکه رسید و شاخص وست تگزاس اینترمدیت نیز با افت ۱.۳ درصدی به ۹۶.۵۷ دلار رسید—نشانهای از اینکه بازارها همچنان به دیپلماسی واکنش مثبت نشان میدهند.
با این حال، «خورخه لئون» پیشبینی کرده است که با بازگشایی بازارها، قیمتها ممکن است دوباره از مرز ۱۱۰ دلار عبور کنند. او تأکید میکند که کاهش احتمال دستیابی به یک آتشبس پایدار، عامل اصلی این چشمانداز است—و این خود نشان میدهد که فضای بیاطمینانی تا چه اندازه پررنگ شده است.
در پایان، «باب مکنالی» مطرح میکند که پرسش کلیدی اکنون این است که آیا ایران و متحدانش به زیرساختهای حیاتی انرژی واکنش نشان خواهند داد یا خیر؛ سناریویی که در صورت تحقق، میتواند پیامدهای تصمیمات اخیر را به سطحی گستردهتر منتقل کند—و بار دیگر نشان دهد که هرگونه تغییر در معادلات این منطقه، بهسرعت به یک مسئله جهانی تبدیل میشود.