
باشگاه خبرنگاران جوان- سخن از آتشبس است. اما هنوز رسانهها از اخبار جنگ میگویند. هنوز شبها خیابان پر از جمعیت است و صدای «یا حسین» با اشکها گرهخورده.
اما یک باور عمیق وجود دارد؛ اینکه پیروزی نهایی در راه است. یعنی ما همچنان ایستادهایم. زیر بیرق رهبرمان جمع میشویم و هیچگاه تسلیم نخواهیم شد. «عاطفه سوری»، روانشناس کودک، از چگونگی امید دادن به فرزند در شرایطی میگوید که والدین خود بهنوعی دچار نگرانی، بلاتکلیفی و چهبسا ناامیدی شدهاند.
در روزهای سخت و دشواری مانند این ایام گاه ممکن است خود والدین هم احساس کنند در تاریکی گم شدهاند و هیچ نوری وجود ندارد و هیچ راهی گشوده نمیشود، اما دقیقاً در همین لحظههاست که فرزند بیش از هر زمان دیگر به حضور واقعی والدین نیاز دارد، نه به یک والد کامل و همیشه شاد. امید دادن در زمانی که خود والد خالی است، به این معناست که دروغ نگوید. میتوان به فرزند گفت: «عزیزم! الان حالم خیلی خوب نیست، اما تو برای من بسیار مهمی و بدان که من اینجا هستم.» این جمله ساده بیش از هر شعار بزرگی برای فرزندان امنیت میسازد. بهجای اینکه قول دهید «عزیزم همه چیز درست میشود»، بهتر است با یکدیگر قدمهای کوچک بردارید: یکنفس عمیق مشترک، یک بغل طولانی بدون حرف، یا گفتن یک چیز مثبت کوچک از امروز، حتی فقط مثل این جمله که «باران امروز چقدر قشنگ بود». همین مقدار کافی است.
شما لازم نیست قوی باشید، کافی است واقعی باشید. هنگامی که فرزند میبیند با وجود غم و شرایط سخت، همچنان در کنار او هستید، برای او تلاش میکنید و هنوز دوستش دارید، دقیقاً در همان نقطه است که امید را یاد میگیرد. امید واقعی از عشق ناقص و صادقانه میآید، نه از یک ماسک شادی.
ما والدین اغلب در شرایط بحرانی میان دو انتخاب نادرست گرفتار میشویم؛ یا به کودکان دروغ میگوییم و اطلاعات نادرست به آنها میدهیم، یا سکوت میکنیم و کودک احساس میکند تنهاست. واقعیت این است که ما باید در این شرایط واقعیت را بگوییم، اما با همدلی و بدون خردکردن کودک. اینکه احساس او را جدی بگیریم و به او بگوییم: «درست میگویی، خیلی چیزها الان سخت است. من هم گاهی همین احساس را دارم و ناراحتم.» واقعیت را بدون رنگ و لعاب به او بگوییم: «بله، میدانم فشار خیلی زیاد است و این احساس تو طبیعی است.» برای او مرز مشخص کنیم: «هر چند دنیای بیرون سخت است، اما ما در خانهمان هنوز میتوانیم مراقب یکدیگر باشیم، حرف بزنیم و کنار هم باشیم.» به او فرصت بدهیم تا بتواند خوب صحبت کند. بگوییم: «الان دقیقاً چه چیزی اذیتت میکند؟ دوست داری بیشتر در مورد چه چیزی بگویی؟» و واقعاً شنونده خوبی باشیم، بدون اینکه سریعاً نصیحت کنیم.
در آخر، اگر بار احساسی بسیار سنگین شد، بگوییم: «اگر این احساسات خیلی اذیتت میکند، میتوانیم با یک مشاور حرف بزنیم تا بهتر بفهمیم چه اتفاقی در حال رخدادن است.»
صداقت تلخ بهتر از امید دروغین است. کودکان وقتی میبینند احساسشان دیده میشود، حتی در تاریکی کمتر احساس تنهایی میکنند.
منبع: فارس