
باشگاه خبرنگاران جوان؛ مریم رضایی - کوروش کمالی سروستانی، در آیین یادروز بزرگداشت سعدی شیرازی که در هتل همای شیراز برگزار شد، با اشاره به پیوند ناگسستنی نام سعدی و شیراز اظهار کرد: بررسیهای تاریخی نشان میدهد که پیش از آنکه سعدی به شیراز شهره باشد، این شیراز است که به واسطه سعدی و حافظ در جهان شناخته شده است. در واقع، شیراز با سعدی به یک اعتبار خاص دست یافت.
روایت جهانگردان از آرامگاه سعدی؛ از ابنبطوطه تا دوران معاصر
مدیر مرکز سعدیشناسی با اشاره به قدمت توجه جهانیان به سعدی گفت: نخستین گزارشهای دقیق از شیراز در سفرنامههایی مانند سفرنامه "ابنبطوطه" در قرن هشتم هجری دیده میشود که با جزئیات به توصیف مقبره سعدی، زاویه او، حوضچه ماهی و ارادت مردم به این مکان پرداخته است. این نشان میدهد که آرامگاه سعدی از همان ابتدا فراتر از یک مزار، یک مرکز فرهنگی و اجتماعی بوده است.
او افزود: بیش از ۲۰۰۰ سفرنامه از قرن ۱۳ تا ۲۰ میلادی درباره ایران نوشته شده که در بیش از ۱۳۰ مورد از آنها، بخشهای مهمی به شیراز و بهویژه به شخصیت و آرامگاه سعدی اختصاص یافته است. جهانگردانی همچون "فرانکلین"، "رابرت گرپورته" و "دونالد ویلبر"، سعدی را "افلاطون ایران" و اشعار او را باشکوهترین جلوه شهر شیراز توصیف کردهاند.
سعدی؛ معمار تمامیت ارزی و فرهنگی ایران
کمالی سروستانی با تحلیل تفاوت سعدی با سایر شاعران در نگاه به زادگاهشان، تصریح کرد: در حالی که شاعران بزرگی، چون فردوسی یا رودکی اشارات اندکی به شیراز داشتهاند، سعدی و حافظ نام شیراز را جهانی کردند. برای سعدی، شیراز تنها یک شهر نیست؛ بلکه در دورانی که ایران به دلیل حملات مغول انسجام سیاسی نداشت، شیرازِ سعدی حکم "وطن" و نمادی از تمامیت ایران را داشت.
لزوم استانداردسازی و ساماندهی سعدیه
مدیر مرکز سعدیشناسی در پایان سخنان خود، خواستار نگاهی شایستهتر به این میراث جهانی شد و گفت: سعدی برای شیراز سنگ تمام گذاشته است و اکنون نوبت ماست که با ساماندهی و استانداردسازی فضای آرامگاه و منطقه سعدیه، نگاهی بایسته به این جایگاه فرهنگی داشته باشیم؛ چرا که شیراز، قبلهگاه عشاق ایرانی و جهانی است.
سعدی؛ جامعهشناسی که در میانه ویرانی، «زندگی» را ستود
استادیار دانشگاه هنر تهران، سعدی را طراحی هوشمند دانست که در عصر آشوب مغول، اخلاق و واقعگرایی را جایگزین گریز و انزوا کرد.
محمدرضا مریدی هم با اشاره به پیشینه جامعهشناسی ادبیات در ایران، یادی از استادانی، چون غلامحسین صدیقی و علیاکبر ترابی کرد و اظهار داشت: سعدی برخلاف بسیاری که در زمان حمله مغول به تصوفِ محض و گوشهنشینی پناه بردند، راه "مواجهه با واقعیت" را برگزید. او جامعهشناسی بود که واقعیت را نه امری عینی و جامد، بلکه محصول روایات متعدد میدید.
تقابل میان «عشق آسمانی» و «واقعیت زمینی»
استادیار دانشگاه هنر تهران با تأکید بر اینکه سعدی را باید شاعرِ "زیست انسانی" دانست، گفت: بسیاری معتقدند سعدی شاعر عشق زمینی است، اما دقیقتر آن است که بگوییم او شاعر "زندگی" است. او در آثارش از فقر، ثروت، تجارت و حتی جزئیات بازار سخن میگوید. سعدی شجاعت آن را داشت که در میانه ویرانیهای قرن هفتم، از رفاه، آبادانی و صلح حرف بزند.
سعدی و سیاستمداران؛ مصلحت در خدمتِ بقای فرهنگ
مریدی در تحلیل رفتار سیاسی سعدی تصریح کرد: سعدی در بازگشت به شیراز، با حکام وقت (اتابکان و ایلخانان) وارد گفتوگو شد. او از سرِ مصلحت و برای حفظِ حیات فرهنگی شیراز، زبانی را برگزید که هم پنددهنده بود و هم منتقد. او حتی در برابر قدرتمندترین حاکمان مغول همچون اباقاخان، زبان به اندرز میگشود و آنها را به شفقت و دادگری فرا میخواند.
سعدی؛ شناسنامه تمامیت ارزی ایران
این پژوهشگر هنر در پایان سخنان خود به نقش هویتبخش سعدی اشاره کرد و گفت: در دورانی که ایران با سقوط خلافت عباسی و حملات مغول، فاقد یک دولت مرکزی واحد بود، سعدی با اشعارش یک "وطن" فرهنگی ساخت. او شیراز را به نمادی از ایران تبدیل کرد و با پیوند زدن نام خود به این شهر، به آن اعتباری جهانی بخشید. امروز وظیفه جامعهشناسان و هنرمندان است که به بازخوانی این نگاه عملگرایانه و شجاعانه سعدی بپردازند.