
باشگاه خبرنگاران جوان - در جریان تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی و آمریکا به جمهوری اسلامی ایران، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران مجموعهای از عملیاتهای پرریسک و بعضاً بیسابقه را به اجرا گذاشت. این عملیاتها در شرایطی انجام شد که به اذعان تحلیلگران نظامی، ایران از نظر برخی مؤلفههای فناورانه و بهویژه در بخش جنگندههای نسل جدید، در مقایسه با طرف مقابل سرمایه گذاری مناسبی انجام نداده است؛ اما آنچه معادله را تغییر داد، نه صرفاً تجهیزات، بلکه اراده، جسارت و آمادگی رزمی خلبانان ایرانی بود.
پرده اول: بمباران دشمن در اقلیم شمال عراق در آغاز درگیریها
در نخستین ساعات آغاز تنشها، نیروی هوایی ارتش با اجرای حملاتی دقیق در شمال عراق، مراکز تجمع و تحرکات مرتبط با شبکههای پشتیبانی عملیاتی دشمن را هدف قرار داد. این عملیات در شرایطی انجام شد که سامانههای پدافندی منطقه در وضعیت آمادهباش کامل قرار داشتند. منابع نظامی این حمله را «آغاز پیام بازدارندگی هوایی ایران» توصیف کردهاند؛ پیامی که نشان میداد تهران قصد ندارد میدان را در ابتدای درگیری واگذار کند.
پرده دوم: عملیات نیروی هوایی در جنوب خلیج فارس
در مرحله دوم، عملیاتهایی با ماهیت تهاجمی عمیقتر در دو محور حاشیه خلیج فارس و اقلیم کردستان عراق اجرا شد. این عملیاتها که در ادبیات نظامی از آنها بهعنوان مأموریتهای «استشهادی هوایی» یاد میشود، با هدف ضربه به مراکز عملیاتی و لجستیکی طراحی شده بود.
به گفته منابع مطلع، برخی از این مأموریتها در عمق مناطق تحت پوشش شدید پدافند هوایی دشمن انجام شد و بازگشت هواگردها با ریسک بسیار بالا همراه بوده است. جنگندههای نیروی هوایی ارتش در دو مرحله عملیات مذکور را انجام دادند. جنگندهها در عملیات اول اهداف مورد نظر را بمباران کرده و هنگام اجرای دومین عملیات هدف قرار گرفتند. به گفته الجزیره دوفروند سوخو ۲۴ ارتش در نزدیکی قطر در یک عملیات شجاعانه مورد اصابت قرار گرفتند.
در بخشی از ارزیابیهای میدانی، یکی از نکات کلیدی که بارها از سوی منابع نظامی مورد تأکید قرار گرفته این است که: «خلبانان حاضر در تمامی این عملیاتها بهخوبی آگاه بودند که احتمال بازگشت برای بسیاری از مأموریتها بسیار پایین و حتی در برخی موارد نزدیک به صفر است».
پرده سوم: حفظ تجهیزات در زیر بار بمباران سنگین
در یکی از حساسترین مراحل این تقابل، نیروی هوایی ایران همزمان با قرار گرفتن پایگاهها و زیرساختهای پشتیبانی تحت بمباران سنگین، موفق به حفظ، انتقال و آمادهسازی مجدد بخشی از ناوگان عملیاتی خود شد. این مرحله از جنگ، بیش از آنکه در آسمان رقم بخورد، در زمین و در شرایط فشار شدید دشمن معنا پیدا کرد. تحلیلگران نظامی این بخش را «نبرد بقا در زیر آتش» توصیف کردهاند؛ جایی که مدیریت لجستیک و سرعت واکنش، تعیینکننده ادامه عملیاتها بود.
پرده چهارم: نمایش دوباره نیروی هوایی با اسکورت هواپیمای عاصم منیر
در بخش پایانی، رویدادهای مرتبط با عبور و مرور هیئتهای نظامی پاکستان نیز مطرح است. در این چارچوب، موضوع استقبال و بدرقه از فرمانده ارتش پاکستان در جریان سفرهای نظامی منطقهای، بخشی از فضای پیچیده امنیتی-دیپلماتیک را شکل داد.
این تحرکات در شرایطی صورت گرفت که منطقه در وضعیت پرتنش قرار داشت و هرگونه جابهجایی نظامی، حامل پیامهای سیاسی و امنیتی تلقی میشد. به گفته فرمانده کل ارتش، سرلشکر حاتمی، ایران دو برابر تعداد جنگنده هایی که پاکستان در اسکورت عاصم منیر در نظر داشت برای این عملیات در نظر گرفت و میهمان کشور ما را اسکورت و بدرقه کرد. پیش از این، دونالد ترامپ مدعی شده بود نیروی هوایی ایران را نابود کرده است.
در جریان سفر محمد باقر قالیباف و تیم مذاکره کننده ارشد ایران به اسلامآباد نیز همچون تمامی ماموریتهای حساس تیم پروازی نیروی هوایی ارتش هدایت هواپیما را بر عهده داشتند، با توجه به خباثت رژیم کودک کش صهیونی خلبانان و سایر کادر پروازی از احتمال حمله به هواپیمای مسافربری مطلع بودند.
چهار پرده این نبرد هوایی، بیش از آنکه صرفاً مجموعهای از عملیات نظامی باشد، تصویری از تقابل اراده و فناوری را به نمایش میگذارد؛ جایی که محدودیتهای تجهیزاتی با شجاعت عملیاتی و جسارت انسانی جبران شد.
منبع: فارس