
باشگاه خبرنگاران جوان - نویسنده فیلمنامه سریال «بیگانگان» در توضیح ماهیت این داستان بیان کرد: این داستان در ابتدا قرار بود که دنبالهای بر قصه «بهترین تابستان من» (علی بهادر سال ۱۳۷۵) باشد؛ روایت یک نوجوان یزدی به نام سعید که عاشق حضور در جبهه بود و سعی میکرد برای رفتن به جبهه راهی پیدا کند.
علیرضا اسحاقی افزود: سعید در انتهای این قصه در بزرگسالی مهندس یک شرکت بزرگ میشود. «بیگانگان» قرار بود داستان را از اینجا از سر بگیرد که پس از گذشت چندسال حالا که سعید درگیر اداره و مدیریت آن شرکت است، پسرش بهعنوان قهرمان اصلی داستان، محور قصه شده و در کسوت یک مدافع حرم ظاهر شود. وی افزود: قرار بر این بود اتفاقاتی را که سعید در نوجوانی تجربه کرده، پسرش به شیوه دیگری از سر بگذراند. در ادامه بنابر دلایلی ازجمله در قید حیات نبودن برخی از بازیگران قصه اول قرار شد که «بیگانگان» قصهای مستقل و بدون خطوربط به قصه اول باشد. البته اسامی همان اسامی قصه قبلی است؛ یعنی سعید، محمد، فیروز و دیگر نامها بهنوعی حفظ شدهاند. درنتیجه ایده ساخت سریال «بیگانگان» در ابتدا امتداد «بهترین تابستان من» با عنوان «بهترین تابستان من ۲» پس از ۳۰ سال بود که مسیر آن عوض شد و بر این اساس حدود یک سال صرف مطالعه و تحقیق و پژوهش برای نوشتن این قصه کردم. ابتدا ۲۶ قسمت نوشته شد که درنهایت در تولید به ۲۸ قسمت رسید.
وی ادامه داد: در «بیگانگان» ما با یک قصه مستقل روبهرو هستیم. قصه بر سال ۱۳۹۶ و موضوع داعش تمرکز کرده تا بار دیگر محتوایی جنگی و مقاومتی داشته باشد. یک نکته را هم بد نیست بدانید و آن اینکه در فیلمنامه اولیه، فلشبکهایی داشتیم که به قصه اول زده میشد و سعید نوجوان را نشان میداد، اما وقتی قرار بر استقلال این قصه از قصه اول شد، همه فلشبکها را درآوردیم.
اسحاقی در پاسخ به این سؤال که اتفاقات سریال «بیگانگان» تا چه اندازه مبتنیبر واقعیت است، بیان کرد: اگر نویسنده با حقایقی که در داستانش روایت میکند در ارتباط باشد، همه آنچه بیان میکند رنگوبوی حقیقی میگیرد. من کتابهای مختلفی را دراینباره خواندهام و بیشک از آنان گرتهبرداری کردهام. ضمن اینکه مستندهای بسیاری هم دراینباره دیدهام و آنها هم در کار الهامبخش بودهاند. تلاش کردم اتفاقات را تا حد ممکن واقعی و به حقیقت نزدیک کنم.
تحقیق گستردهای درباره سلوک داعش داشتم
وی ادامه داد: تحقیق گستردهای را درباره سلوک داعش و اندیشه و تفکر و سرمنشأ تفکراتشان داشتم و تلاش کردم که فضا بسیار به واقعیت نزدیک باشد. یکی از دوستانم که کار را خوانده بود و پزشکی است که سابقه حضور در سوریه و عراق را دارد، گفت که عیناً این اتفاقات را تجربه کرده و دیده است و اصرار داشت که من بگویم این موارد را از خاطرات چه کسی نوشتهام. درصورتیکه قصه براساس خاطرات شخصی نوشته نشده بود و از جهتی این موضوع برای من خوشایند بود که آنچه براساس خواندهها و دیدهها نوشتهام تا به این اندازه به واقعیت نزدیک است.
اسحاقی افزود: از تحقیق تا نگارش حدود یک سال و نیم زمان برد. البته اصلاحاتی را در فرایند تولید انجام دادیم و درنهایت این افتخار نصیب ما شد که راما قویدل، کارگردان خوشفکر این کار را کارگردانی کردند.
این نویسنده در پاسخ به این سؤال که نوشتن کدام بخش از داستان سختتر بوده است، اظهار کرد: از جهتی نوشتن همه بخشها سخت بود، چون فضاسازیاش با زیستبوم ایرانی و آشنا برای ما فرق داشت. نمایش فولکلور مردم عراق و اینکه چطور زندگی میکنند کار دشواری بود و نمایش جزئیات برایم مسئله بود؛ اینکه خوراک، غذا و مراودات و چیدمان منزلشان چگونه است. نمیدانستم داعشیها چگونه ازدواج میکنند، آیا مانند ایرانیان مراسم شاد دارند یا خیر. از سویی با تفاوتهای عجیبی روبهرو شدیم. مثلاً شخصی برای کشیدن سیگار یا تماشای تلویزیون در این فرقه شلاق خورده بود و یا اگر کسی از این اشخاص قسم بخورد _کاری که در فرهنگ ما عادی است_ مجازات میشود و همه این موارد ریزودرشت قابل تخیل نبود و نیاز به تحقیق و تفحص داشت و چون بخش اعظم کار در عراق میگذشت بهنوعی کلیت نوشتن این فیلمنامه زمانبر و سخت بود.
وی با بیان اینکه خود من در این قصه در نقش صنعان، شخصیتی عراقی که اواخر قصه حضور دارد بازی کردم، گفت: البته نقش اصلی من در قصه «بهترین تابستان من» فیروز بود که در این سریال نقش فیروز را مهران رجبی بهخوبی بازی میکند. در کلیت، کار روند روبه جلویی را طی کرد و خروجی کار خوب است.
پیام قصه مقاومت و وحدت و یگانگی است
اسحاقی درباره پیام قصه اظهار کرد: اینکه قصه فرزند زمان خودش باشد همیشه برای من بسیار مهم بود؛ بر این اساس و چون «بهترین تابستان من» دغدغههای مقطع زمانی خودش را نشان میداد، بسیار مقبول افتاد و شیرین و نمکین شد و در یاد مخاطبان ماند. «بیگانگان» هم فرزند زمان خودش است و داعشی را نشان میدهد که بسیار دقیق است و نه صرفاً یک دشمن وحشی خونخوار که یکسویه و غلوشده نمایش داده شود. تلاش کردم تصویر این آدمها بدون اغراق شبیهترین به خودشان باشد و انحراف آنان از دین را نشان دهم. از سوی دیگر هدفم این بود که تأکید کنم مردم اگر غفلت کنند و مراقب نباشند درگیر چنین آدمهایی میشوند و اگر جمهوری اسلامی در عراق و سوریه تلاش نمیکرد، وضعیت بسیار وحشتناک میشد. درنهایت پیام قصه مقاومت و وحدت و یگانگی است. دشمنشناسی و داعششناسی هم البته در دل قصه هست.
اسحاقی افزود: در دل کار و بخش نویسندگی، کم نگذاشتم و تمام وجودم را گذاشتم و از زمان اکران تاکنون تمام بازخوردها خوب بوده است. پختگیای در این کار هست که در «بهترین تابستان من» نبود. بهعنوان یک نویسنده دوست دارم مردم با اثر و شخصیتها ارتباط گرفته و آنان را دوست داشته باشند.