
باشگاه خبرنگاران جوان - تولستوی در سالهای آخر عمر خود، جهانی را توصیف کرد که آکنده از عشق و آموزههای مسیح علیه السلام بود، ولی اکنون ترامپ با اقدامات تنفرانگیزش دقیقا در مقابل سخنان او و جهان مسیحیت میایستد.
«و داوری چنین است: نور در جهان آمد، و آدمیان ظلمت را از نور دوستتر داشتند، چه اعمال ایشان بدکارانه بود. چون هر آن کس که بدی کند، از نور بیزاری جوید و در نور نیاید، مبادا اعمال او رسوا گردد. لیک آن کس که راستی را به جای آورد، در نور آید، از آن روی که آشکار گردد اعمال او در خدا به جای آورده شده است» ( انجیل یوحنا، سوم، ۲۱-۱۹)
تولستوی در آخرین کتاب خود به نام قانون عشق و قانون خشونت، این چنین مینویسد: «من این مطالب را فقط برای این مینویسم که لب گور ایستاده ام و نمیتوانم ساکت بمانم. چون میدانم تنها راه نجات مردم از رنجهای جسمی و معنویشان چیست.» و در نوزده فصل آن با اتکا به مهمترین و اصلیترین قانون عیسی علیه السلام، از نفی خشونت و جنگ و ایجاد محبت و مهر در جهان سخن میگوید و برای آن راهکار هایی ارایه میدهد؛ اما غرض از این گزارش شرح راهکارهای ارایه شده از سوی تولستوی نیست. بلکه قصد، سخن گفتن از بخت شومی است که در برابر سخنان او اکنون چهره خود را آشکارتر از گذشته کرده است.
تولستوی هیچگاه پیشگو نبود و اطلاعی درباره آینده تاریک جهان، که انتظار آدمیان را میکشید تا آن ها را به دره فلاکت جنگ و خون بکشاند، نداشت. به همین خاطر درباره روزهای پیش رویش چنین مینویسد: «عصر هماهنگی، بخشش و محبت، که باید جایگزین عصر منازعه، جنگ و نفرین شود، بی تردید از راه خواهد رسید. چون انسانها به یقین میدانند که نفرت برای جسم و روح و برای فرد و جامعه چه اثرات ویرانگری دارد و میدانند که از عشق و محبت است که زندگی هریک از ما برکت پیدا میکند» او قطعا نمیدانست که اندکی پس از مرگش، جهان سخن او را از یاد خواهد برد و خود را به سمت جنگ ها و خونریزیهایی خواهد کشاند که ثمرهای جز آوارگی و زجر و به رخ کشاندن فلاکت انسانی حاصل از درگیریهای ابرقدرت ها بر سر قدرت و منافع بیشتر با یک دیگر ندارد.
تولستوی در این کتاب از قانونی سخن میگوید که معتقد است مسیح برای به اجرا درآوردنش مبعوث شد. قانونی که اندکی بالاتر گفتیم که برکت از آن ناشی میشود. نام آن قانون عشق است. تولستوی معتقد است که مسیح علیه السلام قانون عشق را برای فرزندان آدم به زمین آورد که هیچگاه نباید شکسته شود و اولویت خود را در هیچ تبصرهای از دست نمیدهد. قانونی که عشق باشد فرد را به سمتی میبرد که اعمالش به مانند عیسی علیه السلام درآید یا نزدیک گردد؛ دقیقا همانطور که مسیح علیه السلام بعد از تحمل مصایب از خداوند برای کسانی که در حق وی بد کرده بودند طلب آمرزش میکند و خطاب به تنها یاری دهندهاش چنین میگوید: «اینها را ببخش که نمیدانند چه میکنند و نمیدانند در حق چه کسی این کار را انجام میدهند.»
در تمام این کتاب، که دربارش سخن گفتیم، از همین اصل نوشته شده است و تولستوی امیدوار به آینده ای است که مهربانی در آن از مسیح علیه السلام جریان گرفته و این جریان نامنتهی است. اما بخت شوم آرزوی تولستوی تنها پس از مرگش روی خود را نشان میدهد و اکنون پس از سخنان عبثِ حیوان خویی چون ترامپ این بخت شوم، جامه دریده و عریان در مقابل دیده ها قرار میگیرد. چند وقت پیش بود که ترامپ اهانتهایی به پاپ کرد و خود را همچون مسیح علیه السلام برای جهان خواند. وقاحت تا به کجا؟ و تا به کی ادامه خواهد داشت؟ آن هم در زمانی که تمامی مردم جهان مسیح علیه السلام را پیامبری از جنس مهر و عشق میدانند که هیچ دلیلی نمیتوانست مانع از خروش این عشق از وجودش نسبت به تمامی مردم جهان گردد.
اما اکنون نام و راهش ملعبهای برای کسانی شده است که دستانشان از خون بیگناهان پاک نمیشود؛ چه وزیر جنگ ترامپ که در پی مشروعیت سازی برای خونریزی اش از مردم میخواهد برای سربازان دعا کنند تا در جنگی که به اسم مسیح علیه السلام نامیده است پیروز شوند، (که حقیقتا آیا با خود فکر نمیکند که مسیح علیه السلام در دوره حیات پرنور و پرمهرش کدام جنگ را آغاز کرد که اکنون سربازانی داشته باشد؟!!) و چه خود حیوان صفتش که حالا داعیهدار صلح در جهان شده که البته پس از ناکامیهای متعددش، این داعیه داری به جنونی بدل گشته که کنترل ناپذیر است و به هررسیمانی چنگ میزند تا آن را برای افکار عمومی قانع سازد.
در همین راستا، تولستوی جوابی به ترامپ و امثالش مینویسد تا راه قانع سازی را برای آنها مسدود سازد:« نکبت جنگ و زمینه سازی نظامی نه تنها در تبعیت از دلایلی که برای توجیه آنها ارایه میشود ناکام میماند، بلکه این دلایل عمدتا آنقدر بی اهمیتاند که ارزش بررسی ندارند و برای کسانی که در جنگ میمیرند کاملا ناآشنا هستند.» در این میان، با گذشت چندروز پس از اظهارات بیشرمانه ترامپ درباره پاپ و عیسی علیه السلام، خبرنگاری از او میپرسد:« آیا قصد عذرخواهی کردن از سخنان گفته شده را دارید؟» و او با همان وقاحتی که احتمالا همهمان به خوبی با آن آشنایی داریم، به دوربین نگاهی میکند و میگوید:« نه، من عذرخواهی نمیکنم، پاپ بسیار مخالف با کاری است که من در جنگ با ایران انجام میدهم» او عذرخواهی نمیکند و همچنان به اقدامات فجیعش ادامه میدهد چرا که «و هر آن کس که بدی کند، از نور بیزاری جوید و در نور نیاید.»
و به راستی که ادیان و مردان راستین خداوند در این زمانه به بازیچهای برای حریصتر شدن کسانی که در لجنزار قدرت دست و پا میزنند، مبدل شده اند و آن اسیران و به زنجیرکشیدگان شهوت و قدرت سعی دارند از این طریق حقیقتی را کتمان کنند که به فرزندان آدم از ابتدای تاریخ تا انتهای آن رسم آزادگی و انسانیت را میآموزد. اما با تمام تلاشهای بینتیجه آنها در پنهان کردن حقیقت؛ یقینا این وعده راستین محقق است که :«حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد ساخت.»
منبع: مهر