
باشگاه خبرنگاران جوان - در جنگ رمضان طی عملیاتی قاطع، موجی از موشکهای ایران با شعار «انتقام خون شهدای جنایت شیمیایی حلبچه و سردشت» بر مواضع نیروهای آمریکایی و رژیم صهیونیستی فرود آمد؛ پیامی آشکار از عزمی راسخ که ثابت کرد گذشت زمان، غبار فراموشی بر قساوتهای تاریخی نمینشاند. انتقام ایران و پاسخش یادآور فاجعهای است که ۳۸ سال پیش با پشتیبانی قدرتهای استکباری، هزاران انسان بیگناه را در سردشت و حلبچه به کام مرگ کشاند و اکنون، پاسخِ آن جنایت، در قامتِ پاسخی سخت، به حقیقت پیوست.
سال ۱۳۶۶ در حافظه تاریخی ملت ایران و مردم کُرد، با نام حلبچه و سردشت گره خورده است؛ روزهایی که رژیم صدام با حمایت قدرتهای استکباری، دست به جنایتی هولناک زد و با حملات شیمیایی، هزاران انسان بیگناه را قربانی کرد. حالا پس از ۳۸ سال، آن فریاد خاموش به آتشی سوزان بدل شده است. موشکهایی که آسمان را شکافتند، تنها یک واکنش نظامی نبودند، بلکه تحقق وعدهای بودند که نشان داد خون مظلوم، هرگز پایمال نخواهد شد.
نفسهایی که بوی مرگ گرفتند
در آن روزها، سردشت و حلبچه در میانه جنگ، ناگهان طعم مرگ را چشیدند. یکباره صدای انفجارها فضا را شکست؛ فریاد آدمها در کوچهها میپیچد و وحشت مثل مه غلیظی روی شهر نشسته بود. هوا دیگر هوا نبود؛ بویی عجیب در فضا پیچیده بود، بویی که برخی آن را شبیه سیب یا میوههای تازه توصیف میکردند، اما در واقع بوی مرگ بود. این تصویر برای بسیاری از مردم مناطق غربی ایران و همچنین شهرهایی در کردستان عراق، خاطرهای واقعی و فراموشنشدنی است؛ خاطرهای از روزهایی که سلاحهای شیمیایی به یکی از تلخترین ابزارهای جنگ تبدیل شد.
آغاز یک جنایت در تاریخ جنگ
استفاده از مواد شیمیایی در جنگ پدیدهای تازه در تاریخ نیست. برخی منابع تاریخی ریشه آن را حتی به قرنها پیش و جنگهای باستانی نسبت میدهند؛ زمانی که از مواد سوزاننده یا سمی برای آسیب زدن به دشمن استفاده میشد. اما شکل گسترده و صنعتی آن در قرن بیستم و در جریان جنگهای جهانی رخ داد. در جنگ جهانی اول و دوم، استفاده از گازهای شیمیایی به یکی از مخوفترین ابزارهای نظامی تبدیل شد و صدها هزار نفر قربانی آن شدند. همین تجربههای تلخ باعث شد بعدها جامعه جهانی تلاش کند استفاده از چنین سلاحهایی را محدود یا ممنوع کند. با وجود این محدودیتها، در جریان جنگ ایران و عراق بار دیگر سلاحهای شیمیایی به میدان جنگ بازگشتند. نخستین گزارشها از حملات شیمیایی در همان سالهای ابتدایی جنگ منتشر شد و در سالهای بعد نیز موارد متعددی از این نوع حملات ثبت شد.
قربانیانی که سالها بعد هم رنج کشیدند
یکی از ویژگیهای هولناک سلاحهای شیمیایی این است که اثر آنها تنها به لحظه انفجار محدود نمیشود. بسیاری از قربانیان حتی اگر در همان لحظه جان خود را از دست ندهند، ممکن است سالها با پیامدهای جسمی و روحی آن زندگی کنند. گازهایی مانند خردل یا عوامل اعصاب میتوانند آسیبهای شدید پوستی، ریوی و عصبی ایجاد کنند. در بسیاری از موارد نیز این آسیبها تا سالها بعد ادامه پیدا میکند و حتی نسلهای بعدی خانوادهها را درگیر مشکلات ژنتیکی میکند.
بر اساس گزارشها، هزاران نفر از رزمندگان و غیرنظامیان در جریان این حملات دچار آسیبهای شیمیایی شدند؛ افرادی که بسیاری از آنان هنوز هم با عوارض آن دست و پنجه نرم میکنند.
سردشت؛ شهری که ناگهان خاموش شد
اگر چه برخی شهر و روستاهای کردستان در سروآباد و مریوان از این ظلم آشکار بیبهره نماندند اما در میان حملات ثبتشده، نام شهر سردشت بیش از همه در حافظه تاریخی باقی مانده است. شهری کوچک در آذربایجان غربی که در میانه جنگ هدف حمله شیمیایی قرار گرفت. در آن روز، مردم عادی در کوچهها و خانههای خود بودند؛ زنانی که در حال خرید بودند، کودکانی که در حیاط خانهها بازی میکردند و خانوادههایی که روزی عادی را میگذراندند. اما ناگهان چند بمب در شهر فرود آمد و دقایقی بعد، بوی ناشناختهای در هوا پیچید.
خیلیها در همان ساعات اولیه دچار سوزش چشم، تنگی نفس و تاولهای پوستی شدند. بیمارستان کوچک شهر به سرعت پر شد و بسیاری از مجروحان به شهرهای دیگر منتقل شدند. بعدها آمارها نشان داد هزاران نفر در این حمله آسیب دیدند و تعدادی نیز جان خود را از دست دادند.
گازهایی که بوی میوه میدادند
یکی از عجیبترین ویژگیهای برخی عوامل شیمیایی، بوی فریبنده آنهاست. بعضی از این گازها بویی شبیه سیب یا میوههای تازه دارند و همین موضوع باعث میشود افراد در لحظات نخست خطر را جدی نگیرند. گاز خردل، که یکی از شناختهشدهترین عوامل شیمیایی است، میتواند باعث سوختگی شدید پوست و آسیب جدی به دستگاه تنفسی شود. تماس با آن گاهی تا سالها مشکلات ریوی، پوستی و حتی سرطان ایجاد میکند. گازهای اعصاب مانند تابون یا سارین نیز با اختلال در سیستم عصبی بدن، در مدت کوتاهی میتوانند باعث از کار افتادن اندامهای حیاتی شوند.
پشت پرده یک فاجعه
در سالهای پس از جنگ، گزارشها و اسناد مختلفی درباره منشأ این سلاحها منتشر شد. برخی تحقیقات نشان میداد که رژیم عراق برای توسعه برنامههای شیمیایی خود از تجهیزات و مواد اولیهای استفاده کرده که از شرکتها و کشورهایی در نقاط مختلف جهان تأمین شده بود. این موضوع بعدها به یکی از بحثهای مهم در سطح بینالمللی تبدیل شد؛ اینکه چگونه در حالی که استفاده از چنین سلاحهایی ممنوع اعلام شده بود، همچنان امکان تولید و استفاده گسترده از آنها فراهم شده است.
زخمی که هنوز تازه است
سالها از پایان آن جنگ گذشته است، اما خاطره روزهایی که هوا بوی مرگ میداد هنوز در ذهن بسیاری از مردم باقی مانده است. جانبازان شیمیایی که با مشکلات تنفسی و جسمی زندگی میکنند، یادگار همان روزها هستند. شاید برای بسیاری از نسلهای جدید، این اتفاقات تنها بخشی از تاریخ باشد؛ چند عدد در کتابها یا چند تصویر در آرشیوها. اما برای کسانی که آن روزها را دیدهاند، ماجرا چیز دیگری است. برای آنها هنوز هم گاهی یک نفس عمیق یادآور روزی است که نفس کشیدن سادهترین و در عین حال خطرناکترین کار دنیا بود؛ روزی که بوی سیب در کوچهها پیچید، اما هیچکس نمیدانست آن عطر شیرین، آغاز یکی از تلخترین فاجعههای انسانی است.
ایستادگی در برابر ظلم
اگر چه بیش از سه دهه از آن روز که در سال ۱۳۶۶، مردم سردشت و حلبچه بدون دفاع در برابر بمبهای شیمیایی قرار گرفتند، میگذرد اما امروز همان ملت با تکیه بر توان داخلی خود، قادر است پاسخی دهد که لرزه بر اندام حامیان دیروزِ آن جنایتکاران بیندازد. عملیاتی که در جنگ رمضان با شعار «انتقام خون شهدای جنایت شیمیایی حلبچه و سردشت»، نقطه عطفی بود که ثابت کرد تاریخ به شکلی متفاوت تکرار میشود؛ این بار اما نه با قربانی شدنِ انسانهای بیدفاع، بلکه با قدرتی که بازوان انتقام شهیدان گشته است.
اکنون، اگرچه هنوز هم جانبازان شیمیایی با هر نفس، رنج آن روزهای دور را یادآوری میکنند، اما پاسخی که داده شد، آرامشی هرچند اندک بر دلهای داغدار بازماندگان نشاند؛ پاسخی که فریاد زد: هیچ جنایتی در تاریخ، بیپاسخ نخواهد ماند.
منبع: فارس