سرکار بود . حرفاش همه الکی بود همه
صدبار گفتم اگه دلت جای دیگس من رو بازی ندی میگفت نه من فقط تو رو دوست دارم براس همه کار کردم همه کار
همیشه درکش کردم پا به پاش بودم همیشه هر چی میگفت فقط چشم جوابش بود با یک سرفه کردنش من میمردم و زنده میشدم اخرش هم فقط گفت من لیاقت تو رو ندارم بعدم رفت
من بدش رو نخواستم هیچوقت ولی امیدوارم امیدوارم اگه خدایی هست اگه عدالتی هست جواب کاراش رو بده جواب اشک های من رو بده امیدوارم همین جوری که من رو شکست من رو له کرد بشکنه امیدوارم فقط دوست دارم وقتی شکست یادش از من بیاد یادش بیاد که چطوری داغونم کرد
اره واقعا درست میگین آقا مهران
من موندم اینا عذاب وجدان نمیگیرن
البته اینا وجدان ندارن ک دچار عذاب وجدان بشن
من ۷سال بازیچه بودم آخه همکلاسی بودیم باهم
حتی پایان نامه نامرد رو خود من جمعش کردم
از بس ساده ام چوب سادگیم رو همه جا خوردم
همش وعده ازدواج و دوس داشتن میزد بعد یهویی نامرد دیگه ناپدید شد بهش پیام میدادم جواب نمیداد
بعدشم فهمیدم ک ازدواج کرده
لااقل ب حرمت روزایی ک باری از رو دوشش برداشتم یه خداحافظی ساده هم ازم نکرد میدونید حس اینو دارم ک مثل دستمال کاغذی مچاله شدم حس تحقیر شدن حس ارزش نداشتن
یکساله رفته ولی همچنان اشک مهمون چشمامه
نمیدونم کی و کجا میتونم فراموشش کنم
بنظر من آدم های اینطوری ک بااحساس کسی بازی میکنند یه موجود بی ارزش وکسی ک واقعا خدارو نمیشناسه هست وعواقب بدی اینکارا داره اونی ک ب قصد ازدواج احساس پاک یه نفر رو لگد مال میکنه و بهانه میاره انسان پست وبی وجدانی هست ک بویی از انسانیت نبرده علاوه براینکه ک خودش رو بی ارزش کرد پیش خداوند هم جایگاهی ندارد وعواقب کارش رو میبینن
غصه آدم های بی ارزش وبی وجدان نخورید توروخدا ب خدا کاراحمقانه ای هست این آدم اگه ارزش خودش میدونست ک اینکارانمیکرد مطمین باشین اختلال روانی داره تا عمرشون باید خیانت کنند و ببیند
خدا ان شالله تقاص اشکای همه رو بگیره
من ک یکساله فقط گریه میکنم
آخه یهویی رفت نامرد بدو ن دلیل
و اینجور رفتن از همه نوع طرد شدن بدتره
رفت و من موندم با هزاران سوال بیجواب تو ذهنم
سوالایی ک هیچوقت ب جواب نمیرسه
بچه ها طرد شدن بدون دلیل حتی از مردنم دردناکتره
چشمامم داره در میاد انقد گریه میکنم
برام دعا کنید
ممنونم
میگن خلایق هر چه لایق هر کی دنبال لیاقت خودش میره دلیلی ندارد غصه بی لیاقتی مردمو بخوریم به قول شاعر این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا
خدایا خودت فقط تقاص اشکامو ازش بگیر خدایا کسی ک میاد بااحساس آدم بازی میکند این واقعا بویی از انسانیت برده ؟مگر اینکه خودش خواهر ومادر نداره و گرنه اگه ناموس داشت بادل کسی اینطور بازی نمیکرد خدا یا فقط خودت روسیاه ش کن خدا میدونه بااحساس چندین بیچاره بازی کرده
همیشه دل شکستن کار پسر یادختر نیس حتی میتونه ازنزدیگترین کس که ازپوست گوشت استخونته باشه به کدامین گناه اخه بعد ۱۱سال خواستن باکلی ارزو زندگی یک هفته بعدخواستگاری برادرخودادم بیاد همچیرو جوری خراب کنه که اگه درستم بشه از شرمندگی تااخرعمر نتونی تورو خانواده عشقت نگاه کنی که چرا کسی که دم از بزرگی میزد اینجوری زندگی برادرشو خراب کرده من که برادری تمام کردم فقط ازخدا میخوام انقدزنده باشم تا نابودی کل خانواده شو ببینم من که نه تواین دنیا نه اون دنیاازش نمیگذرم شب روزم هم من هم اون دخترنفرینش میکنیم ۱۱سال خون دل خوردن ارزو ۲تا جوان فقط واسه بهم رسیدن تابان سختی داره
اره واقعا منم دلم گرفته با اونکه میدونست چقدر دوستش دارم ولی ترکم کرد و رفت الان رو پروفایلش عکسایی میزاره برا زنش که همیشه برای من میفرستاد ....یعنی چقد تو این دنیا باید زجر کشید من ضربه ای خوردم ک دیگه جاش هیچوقت خوب نمیشه
دلم گرفته از کسی ک خودش میدونست چقد دوستش دارم ولی تنهام گذاشت اعتمادی ک ازم سلب کرد ک ب هیچکس نکنم دنیا برام تیره وتازهست .خدایا این همه نامردی این همه بی وجدانی کجا رفته .
صدبار گفتم اگه دلت جای دیگس من رو بازی ندی میگفت نه من فقط تو رو دوست دارم براس همه کار کردم همه کار
همیشه درکش کردم پا به پاش بودم همیشه هر چی میگفت فقط چشم جوابش بود با یک سرفه کردنش من میمردم و زنده میشدم اخرش هم فقط گفت من لیاقت تو رو ندارم بعدم رفت
من بدش رو نخواستم هیچوقت ولی امیدوارم امیدوارم اگه خدایی هست اگه عدالتی هست جواب کاراش رو بده جواب اشک های من رو بده امیدوارم همین جوری که من رو شکست من رو له کرد بشکنه امیدوارم فقط دوست دارم وقتی شکست یادش از من بیاد یادش بیاد که چطوری داغونم کرد
من موندم اینا عذاب وجدان نمیگیرن
البته اینا وجدان ندارن ک دچار عذاب وجدان بشن
من ۷سال بازیچه بودم آخه همکلاسی بودیم باهم
حتی پایان نامه نامرد رو خود من جمعش کردم
از بس ساده ام چوب سادگیم رو همه جا خوردم
همش وعده ازدواج و دوس داشتن میزد بعد یهویی نامرد دیگه ناپدید شد بهش پیام میدادم جواب نمیداد
بعدشم فهمیدم ک ازدواج کرده
لااقل ب حرمت روزایی ک باری از رو دوشش برداشتم یه خداحافظی ساده هم ازم نکرد میدونید حس اینو دارم ک مثل دستمال کاغذی مچاله شدم حس تحقیر شدن حس ارزش نداشتن
یکساله رفته ولی همچنان اشک مهمون چشمامه
نمیدونم کی و کجا میتونم فراموشش کنم
بفهمی ۶سال سرکار بودی
بفهمی هر چی از دوست داشتن گفته همش دروغ بوده
من ک یکساله فقط گریه میکنم
آخه یهویی رفت نامرد بدو ن دلیل
و اینجور رفتن از همه نوع طرد شدن بدتره
رفت و من موندم با هزاران سوال بیجواب تو ذهنم
سوالایی ک هیچوقت ب جواب نمیرسه
بچه ها طرد شدن بدون دلیل حتی از مردنم دردناکتره
چشمامم داره در میاد انقد گریه میکنم
برام دعا کنید
ممنونم