منم سالهاست که این مشکل رو دارم ولی بهش عادت کردم و میدونم چطوری بخوابم که دچارش نشم.اما گاهی هم دچار میشم . در این شرایط(فلج خواب) قبلا ها خیلی فشار می آوردم تا از خواب بپرم ولی الان دیگه نمی ترسم و شروع به ذکر گفتن میکنم تا اینکه کم کم از تنش ها کم میشه و از خواب بیدار میشم.
منم تجربش کردم واقعا بد بود احساس خفگی میکردم چشام باز بودن ولی نمیتونم نه حرف بزنم نه بلندشم حس کردم روحم داره پرواز میکنه دستامم معلقن نمیتونستم کاری کنم ویه شخص هم بلاسرم ک سایش کوچیک میدیدم فک میکردم ک عزائیل اومده روحمو ببره وای شب بدی رو گذروندم
ولی اکثر مواقع به خاطر گرما این حالت برای من پیش میاد