کد خبر: ۴۲۱۲۳۰۸
تاریخ: ۰۸ دی ۱۳۹۱ - ۲۲:۳۰
داستانک/اسمش را نبر خودش را بياور!
شب که میشود حوصلهها مانند سایه ماه کوتاه است و کمرنگ. داستانک، قلقلکی کوتاه برای فکر و روحمان است تا در ساعات پایانی شب، لحظات کوتاه امروز را با خواندن جملاتی کوتاه بهتر و بیشتر قدر بدانیم.
بهرام شاه، پادشاه غزنوي هند چون از ملک علاءالدين شکست خورد از ميدان نبرد گريخت و به کلبه دهقاني پناه برد. مرد دهقان طعامي اندک در پيش وي نهاد. بهرام شاه طعام را خورد و رواندازي طلب کرد تا دمي بياسايد. دهقان گفت: به جز اين جل گاو چيزي ندارم. بهرام شاه گفت: اسمش را نبر خودش را بياور.
برای مشاهده مجله شبانه اینجا کلیک کنید