وبلاگ شب/
غریبانه‌ترین مرتبه تدفین
به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، مجتبی نادری طاهری شاعر جوان کشورمان سروده‌ای با عنوان غریبانه‌ترین مرتبه تدفین در وبلاگ شخصی خود سروده است که در می‌آید:

غزلم باز نپرسید: «چرا غمگین است؟»‏‎

و نپرسید «چرا قافیه‌ام خونین است؟‎

شیرخوار است، گرفته است، پدر بر سر دست‎

مصرع از غُصه این قِصه سرش پایین است‎!

ضجّه زد اصغرش آنقدر که لشکر کر شد‎

تا رجز خواند عمر: کل سپاهت اینست؟‎

گفت: سیراب کنید و به منش باز آرید‎

آه، این ماه، کماکان به زمین خوشبین است‎!

گفت: من هیچ،... به این طفل ولی رحم کنید‎

بی‌گناه است ولو لشکرتان بی‌دین است‎

غزلی نغز ز آزادگی آمد به زبان‎

آه، این نقضِ غرض، تیرِ خلاص از کین است‎

‏«نازک آرای تن ساق گلی» نشکفته‎

با سپیدی چه کند؟، حرمله نازک بین است‎!

از غم آب؟، نه ارباب، که از شرم رُباب‎

مثلِ یخ آب شدن، بر جگرت تسکین است‎

پشت خیمه، نوک خنجر، تن اصغر، دل خاک‎

این غریبانه‌ترین مرتبه تدفین است‎...

غنچه می‌چیند و از سرو کمر ‌می‌شکند‎

چه کسی گفته که این چرخ فلک گلچین است؟