نظرات کاربران
انتشار یافته: ۲۶۴
در انتظار بررسی: ۰
Iran (Islamic Republic of)
کاربر خانوم
۰۸:۳۳ ۱۳ بهمن ۱۴۰۰
من از فامیلای شما خوشم نمیاد
چرا نمی فهمید
فامیلاتونو به بچه ها تحمیل نکنید
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۲۲:۲۸ ۱۱ بهمن ۱۴۰۰
یه دختر ۱۵ سالم اما واسه خانوادم انگار ی بچه ایم که هیچی نمی دونه به طوری که هر چی میشه میگن این هنوز خنگ چیزی رو نمی دونه همش میخندم هر چی میگم چشم بین دو تا برادرموندم براذر بزرگترم که ۲۷ سالشه هر بار بی کار بشه یا هر وقت بخواد گوشی م چک میکنه نمی دونم انتظار داره چی پیدا کنه برادر کوچیکترم ۱۳ سالشه اون ت خونه هر جور ک بخواد رفتار میکنه و به کسی اهمیت نمیده من هر بار با تبعیض مواجه میشم چون دخترم بیرون رفتن ندارم چون دخترم نباید برم پیش هر کسی برم اتاقم یعنی وقتی بخوام ی کم با خودم تنها باشن هزار تا تهمت بهم میدن هر بار اجازه ای بگیرم مامانم میگه نه
با هر بتر نه شنیدن بیشتر میشکنم
مامانم حتی نمیذاره ماتیک بزنم چون میگه پشتت حرف میزنن
فقط می خندم و هیچی نمیگم اما به نظرتون چه کار کنم تا از این سخت گیری ها خلاص بشم؟
Iran (Islamic Republic of)
مهم نیست!
۱۴:۱۲ ۱۱ بهمن ۱۴۰۰
سلام به همه
14 سالمه
همش سر موضوع چرت و پرت باهام دعوا میکنن
معدلم از 20 پایین تر نیومده و همه جا چه بیرون چه مغازه و ... مودب هستم و احترام میذارم به همه
ولی اینا اصن ب یه ورشون هم نیست !
کل مدرسم از من راضین
گوشی هم ندارم و حتی کوچیکتر از من هم گوشی دارن ! / برا من مهم نیست /
دوس ندارم با هیچکی وقت بگذرونم . فقط تنهایی
یه خواهر کوچیکتر دارم ک هر اتفاقی براش میوفته تقصیر منه و شروع میکنن به ....
نمیذارن با دوستام بریم پارک و ....
دوست دخترم ندارم
تنها تفریحم مکعب روبیکه ، چون توش حرفه ایم
همش میخوان برام تصمیم بگیرن
حتی نمیتونم از پولی ک برای خودمه و خودم با تلاش بدست اوردم خرجی کنم و حتما باید اونا تایید کنن/:
هم سن و سالامو میبینم کلا غصه میخورم
همش بیرون منو بخاطر این چیزا مسخره میکنن
نمیتونم مثل بقیه باشم
واقعا اینا چه انتظاری از ما دارن ؟
مثلا یه پدر و مادر جز اخلاق عالی و درسخون بودن بچش چه انتظاری باید داشته باشه ؟
افسردگی هم دارم و خودم هم میدونم ، ولی بهشون نگفتم ، چون بگم شروع میکنن به ...
نمیگم بدن ، حرفم اینه فکر میکنن منِ نوجوون ، مثل بچه 2 سالم که صبح تا شب باید مراقبش باشن
همه دوستام میرن بیرون باهم بازی میکنن ، ولی من نه
کلا مثل یه عروسک خیمه شب بازیم که با چوب کنترلش میکنن :/
قلبم پر حرفه ولی دیگه بیشتر نمیشه ... / البته تیکه های ریز قلبم ! چون شکستن و نمیتونم بهم وصلشون کنم ! /
Iran (Islamic Republic of)
یه دختر
۱۱:۵۷ ۰۷ بهمن ۱۴۰۰
سلام.یه دختر ۱۵ ساله هستم.من خیلی تو تابستون سال ۱۴۰۰ اذیت شدم.چرا؟چون پدرو مادرم عشقمو(دوست پسرمو)ازم گرفتن.خیلی دلم براش تنگ شده.الانم گوشیم سیم کارت نداره،سیم کارتشو درآوردن.خیلی دلم تنگه.نیگم الان کجاس و چیکار میکنه.الان با کی دوسته.اصلا حالش خوبه.اون تمام دنیام بود.۶ ماه میشه ازش خبری ندارم.شمارشو خفظ بودم ولی خطشو عوض کرده.تو شبکه اجتماعی باهم باهاش دوست شدم.خیلی ها میگن دوستی مجازی خوب نیست ولی خیلی عالی بود.دلم براش خیلییی تنگ شده.الانم کلی محدودیت های دیگه برام گذاشتن. چیکار کنم.مگه میشه عشقمو یادم بره.شاگر زرنگ کلاس هستم و معدلم از ۲۰ پایین نیومده ولی خود به خود دوست داشتم تجربه کنم. الانم بدون سیم کارته دارم داغون میشم.لطفا یکی راهنماییم کنه
Finland
ناشناس
۱۲:۵۱ ۱۱ فروردين ۱۴۰۱
کاش این اتفاق واسه خواهرم بیفته. ببین من یه پسر ۱۴ سالم و تا حالا دوست دختر نداشتم ولی خوب میتونم نوجوانان رو در راه ترک عشقشون درک کنم. عشق در دوره نوجوانی خوب نیست. حتی تو شبکه های مجازی که خیلی بده. ببین من یه روش دارم ممکنه یه کمکی بهت بکنه. به پدر و مادرت یا با هرکدوم که راحت تری بشین باهاشون راجب این قضیه صحبت کن که واقعا دوست پسرت رو دوست داری. شاید کمک کنه. دلم برات میسوزه. ببخشید من اینم دارم برا بار دوم مینویسم. دوست دارم به هموطن و هم رده ی خودم کمک کنم. قهر میکنم منتشر نکنید.
Iran (Islamic Republic of)
تابان
۲۳:۵۰ ۳۰ دی ۱۴۰۰
من خیلیییییییی اندازه ی کل کره ی زمین معده درد دارم لطفااااا و خواهشا یه راهی بهم بدید دارم میمیرم دیگه شب تا صبح خواب ندارم همش با یه چیزی خودمو سرگرم میکنم تا صبح سریال یا تا صبح درس خوندن به پاتون میفتم یه راهی بدید از شر این درد گور به گور شده خلاص شم به مامانم میگم ببرم دکتر سق میکشه تا یه بار بزور ببریم دکتر بعد از اینکه اومدیم خونه کلی سرزنشم میکنه دیگه صبرم تموم شده دیگه اصلا تحمل ندارم مادر باید مهربون باشه از بچش مراقبت کنه بعد از اینکه کارمون تو درمان گاه تموم رفتیم خونه برام سوپ درست کنه دارو هام رو بده ولی اصلا اینطور نیست خودم برا خودم سوپ درست میکنم خودم داروهامو سر موقع میخورم اصلا به من اهمیت نمیده خیلی اذیتم میکنه یه بار با خواهش و تمنا التماس و اینا بزوررررررررررررررر بزورررررررررررر یه بار میبردم واقعا دیگه خسته شدم بسه دیگه کافیه اعصابم خورده کلافه شدم دیگه
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۰۱:۵۷ ۲۴ فروردين ۱۴۰۱
معده دردت عصبیه احتمالا .. خودت اذیت نکن .. بزرگ میش درست میشه همه چیز غصه نخور ..‌شاید مادرت مشکلات خاص خ دشو دا ه . شاید اونم مشکل اعصاب داره . و بی ح صله است
Iran (Islamic Republic of)
نهال
۱۷:۴۷ ۳۰ دی ۱۴۰۰
من ۱۶ سالمه و تا الان هیچ تپقعی از خانوادم نذاشتم و با داشته و نداشته هام شاختم و هیچ وقت ن بهشون چیزی گفتم برام بخرن
و همیشه طبق خواسته اونا بودم ولی اونا دارن منو کسی میشازن ک خودشون مخوان
من میخوام ارایشگر شم و علاقه ب ریاضی ندارمو همیشه تپش افتادم
ولی نصف اوقات خانوادم شرکوفتم کردن
امروز گفتن مدارس حضوریه بابام وایساده با من دعوا کردن..!
بعدش میگه واس نمرات درخشانت نمتونیم جای دیگه ام ثبت نامت کنیم!
و مامانمم و بابامم بهم گفتن باعث سرافکندگی هستی...
واقعا داغونم کردن
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۵:۳۰ ۲۹ دی ۱۴۰۰
سلام من دختری 13 ساله هستم مادرم رو به شدت دوست دارم چون کسی جز اون تو خونه با من صحبت نمیکنه و بهم توجه نمیکنه دوتا برادر دارم که یکی همسن خودم و یک برادر 17 ساله دارم، برادر بزرگم خیلی با مامانم با تندی و پرخاش صحبت میکنه همش وقتی چیزی میخواد مهربون میشه خیلی بی احترامی میکنه و ما دیگه از دستش کلافه شدیم حتی مامان من بعضی اوقات گریه میکنه.
پدرم هم کل روز بیرون از خونه هست و من خیلی دوستش ندارم چون اصلا به ما اهمیت نمیده و کل روز بیرونه و هر وقت میاد میره تو اتاقش و در رو میبنده و منم دیگه توقعی ندارم.
اما دیگه درباره برادرم کلافه شدم و اعصابم به شدت خورد شده، برادرم آزاد هست، هر وقت دلش میخواد میره بیرون همش تو اتاقش و هرکاری دلش خواست میکنه و کسی کارش نداره اما با این حال تو خونه پرخاشگری میکنه و اذیت میکنه.
کسی راهکار و نظری در این باره داره؟؟
Iran (Islamic Republic of)
سید
۰۲:۰۳ ۲۹ بهمن ۱۴۰۰
حتما

با پدرتون صحبت کنید به بابات رفتارهای برادرت بگو و ازش بخواد که تو نگفتی که برادرت با تو لج کن
Iran (Islamic Republic of)
بنیامین
۲۲:۰۰ ۲۸ دی ۱۴۰۰
من پسرم سلام من ۱۴ سالمه و پدر ومادرم به من احمیتی ندارن پدر من تو بازار دست فروشان کار میکنه و پول زیادی هم داره ۲ تا خونه و ۲تا ماشین داره و فقط به ابجی ۳ سالم توجه و احمیت داره منو هر روز میبره سر کار همون بازار میگه کار کن کارکن کار میکنم اخر میزنه تو گوشم میگه بلد نیستی کار کنی ۱۴ سالمه یک بار برام کادو تولد نخریده
Iran (Islamic Republic of)
آهو
۱۱:۵۷ ۲۶ دی ۱۴۰۰
سلام من شونزده سالمه
خانوادم طوری رفتار میکنن که انگار اصلا نیستم
حق گوش دادن آهنگای مورد علاقمو ندارم
حق ندارم عکس پروفایل و استوری های مورد علاقمو بذارم
حق ندارم با دوستام بیرون باشم یا برم خونشون
حتی با این که چادریم ولی اجازه ندارم لباسی که دوست دارم رو بپوشم و همش باید طبق سلیقه اونا لباسای گشاد و مسخره بپوشم
اونا فکر میکنن اگه تتو بزنم یا موهای دست و صورتمو بزنم میشم یه هرزه (البته ببخشید)
درسم خوبه و تا الان نمره زیر هیجده نداشتم ولی امسال به خاطر فشار روانی که رومه روی هیچکدوم از درسام نمیتونم تمرکز کنم
با اینکه از شش سالگی چادر رو خودم انتخاب کردم ولی فکر میکنن اگه انتخاب رو به عهده خودم بذارن مثل دخترای خیابونی میگردم
خسته شدم از این همه محدودیت
خسته شدم از اینهمه بی اعتمادی
اصلا دلم نمیخواد با یه غریبه درد دل کنم ولی چاره ای ندارم حتی از تظاهر اینکه حالم خوبه خسته شدم
Iran (Islamic Republic of)
الی
۲۳:۵۲ ۲۳ مرداد ۱۴۰۱
تو هم مثل من
Iran (Islamic Republic of)
تینا حلاجپور
۱۶:۱۸ ۱۹ دی ۱۴۰۰
اصلا خوب متوجمون نمیکنه
باید هرچی که میخوایم بهمون دقیق مطرح کنه و بگه
Iran (Islamic Republic of)
علیرضا
۱۵:۲۱ ۱۹ دی ۱۴۰۰
چه کاری است
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۰۰:۰۸ ۱۹ دی ۱۴۰۰
سلام پسر ۱۴ ساله دارم. درس که اصلا نمیخونه. مدل موهاشو خودش لنتخاب میکنه .لباساشو خودش انتخاب میکنه. ما نظر نمیدیم. فقط میگیم مبارکه. همیشه دروغ میگه . تمام حرفهاش دروغه. با دوستاش میره بیرون از غروب تا شب. کلی باهاش صحبت میکنیم. فکر میکنم پسرم کر شده. چیزی نمیشنوه. لطفا مشاوره معرفی کنید.
Iran (Islamic Republic of)
کسرا
۰۹:۳۱ ۰۴ بهمن ۱۴۰۰
بله ما نوجوون ها اینو میخوایم تازه فهمیدی؟
Iran (Islamic Republic of)
...
۱۹:۰۲ ۲۰ شهريور ۱۴۰۱
نکنه میخوای کل فامیل بیان درمورد مدل موهاش یا لباساش نظر بدن ؟؟
Finland
ل
۱۸:۱۸ ۲۴ شهريور ۱۴۰۱
وااا. خو چرا خودش انتخاب نکنه لباساش و مدل موهاشو؟ ۱۴ سالشه و توقع دارین بگه بیاین شما انتخاب کنین؟مگه بچس؟ خودش باید نظرشو بگه و شما باید به علاقه هاش احترام بزارین. ولی خدایی نکرده موردی دیدین که به فرهنگ خانواده شما نمیخوره، بهش تذکر بدین.
ولی اگه پسرتون اینطورنیست، باید به علاقه هاش احترام بزارین. دیگه ماشالله بزرگ شده. ۱۴ ساله بچه نیست
Finland
ل
۱۸:۲۲ ۲۴ شهريور ۱۴۰۱
یه مورد دیگه. در رابطه با دروغ گفتناش، بهش بفهمونین که دروغ نگه و بگین خودتون میدونین که همچین حرفی صحت نداره و بهش بگین دروغ گفتن بدون مجازات نمیمونه.
در رابطه با اینکه بیشتر میگین غروب تا شب با دوستاش بیرونه، با توجه به اینکه سن پسرتون خطرناکترین سن توصیف شده، ساعت های رفت و امدش رو محدود کنین و جوری ازش حرف بکشین که کجاها میره و چیکار میکنه و با مهربونی بهش بگین که نگرانش هستین
موفق باشین
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۰۰:۰۵ ۱۹ دی ۱۴۰۰
سلام پسر ۱۴ ساله دارم. درس که اصلا نمیخونه.
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۲۳:۴۶ ۱۸ دی ۱۴۰۰
سلام پسر ۱۴ ساله هستم از وقتی که ۱۲ ساله شدم بهم خیلی گیر می دن قبلا ها من تنها به خرید می رفتم ولی مامانم و بابام مجبورم می کنن که با برادر کوچک ترم برای یه خرید کوچولو به بیرون برم
مامان و بابام فکر می کنن با این کارها من آینده خوبی خواهم
مامان ها و باباها فقط یه حرف می گم که با این کارها نتها درست نمی شن بلکه اونا یاد می گیرن چطوری شما رو دور بزنم
Iran (Islamic Republic of)
هوشنگ
۱۹:۲۳ ۱۶ دی ۱۴۰۰
سلام. من یه پسر 14 ساله ام. مشکلی که دارم اینکه دوست دارم یه سیگار بکشم که شاید گاهی اوقات حالم رو خوب کنه. نزدیک خونمون یه همسایه داریم یه پسری هست که خونه مجردی تنها زندگی میکنه. یبار بهش سلام کردم از من اسم و سنم و پایه تحصیلیمو پرسید و منم اسم و سنشو پرسیدم گفت 20 سالشه. مواد مخدر و سیگار میکشه. چون اون موقعی که داشتم باهاش حرف میزدم جلو چشمم سیگار کشید یه قرص مواد مخدرم تو دستش قایم کرده بود ولی من متوجه شدم. خیلی وسوسه میشم. دوست دارم که باهاش دوست بشم تا منم سیگار و مواد بکشم. ولی نگران پدر و مادرم هم هستم. اونا اجازه میدن من تنها برای خرید و کتابخونه و پیاده روی و رفتن پیش دوستام بیرون برم. دوست دارم به بهانه پیاده روی برم با اون پسره دوست بشم و سیگار و مواد مخدر رو تجربه کنم. بنظرتون چیکار کنم؟ من واقعا خیلی میترسم. چون اینجور چیزا واسه سلامتی خوب نیستن. گاهی اوقاتم که میخوام برم پیش پسره با خودم میگم بفکر سلامتی خودم نیستم حداقل بفکر پدر و مادرم باشم که جگر گوشه اونا منم. میگم شاید اون پسره فقط بپر بپر و رقص و حال کردن براش اولویت باشه و نه سلامتی و شایدم پدر و مادر نداشته باشه که یا اونا نگرانش باشن یا اون. ولی گاهی اوقات میگم حالا با یبار که چیزی نمیشه و حتی دستم رو به زنگ خونه اون پسره زدم که باز نکرد و فهمیدم که اصلا بیرون بود. یعنی واقعا نزدیک بود سیگار و مواد رو بزنم. حتما محبت خدا بود. فقط من واقعا میترسم. آخه میخوام وقتی دیدمش برم پیشش. واقعا چیکار کنم که نرم سراغ این کارای غیرقانونی و کثیف؟ توروخدا یکی راهنماییم کنه. میترسم همین روزا باشه که یه پسر معتاد بشم. لطفا کمکم کنید. باشگاه خبرنگاران جوان. شماهم لطفا نظر منو منتشر کنید که من خیلی میترسم و به راهنما احتیاج دارم. میترسم به فامیل بگم اونا به پدر و مادرم بگم. میترسم به پدر و مادرم بگم اونا هم منو دعوا کنن و تنبیهم کنن و بدلیل این میزارن من تنها برم بیرون چون بهم اعتماد دارن.نمیخوام از اعتمادی که به من دارن سوء استفاده کنم.ولی گاهی اوقات میخوام بکشم با این همه دلیل ولی دوست دارم بکشم. لطفا منو راهنمایی کنید. ممنون
Iran (Islamic Republic of)
علی
۱۹:۱۱ ۲۷ دی ۱۴۰۰
سلام . از کسی که چهار سال از تو بزرگ تره بهت میگم جون هرکی دوست داری این کارو و نکن فقط کافیه یه بار فقققط یه بار تجربه اش کنی تا برای یه عمر پشیمون بشی من این راهو رفتم و الان پشیمونم ترک کردن رفتار های بد خییییلی سخته خواهش میکنم خودتو از وسوسه شیطان نجات بده با ورزش و درسات و ثبت نام کردن تو کلاس های مفید خودتو سرگرم کن تو میتونی به بهترین جاها برسی و موفق بشی پس این فرصت رو از خودت دریغ نکن
Iran (Islamic Republic of)
هوشنگ
۱۱:۴۹ ۰۵ بهمن ۱۴۰۰
علی جان. ازت ممنونم. خوب راهنماییم کردی.
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۰۲:۰۷ ۲۴ فروردين ۱۴۰۱
افرین به این پسر گل و با شعور که نه تنها به فکر سلامتیه خ شده بلکه به فکر پدر و مادر عم هست .‌تو یه پسر موفق در زندگی میشه. مطمئن هستم میتو نی با وسوسه هات مبارزه کنی و از پسشون بر میای . به راه درست ادامه بده .
Iran (Islamic Republic of)
شادی
۱۹:۰۶ ۲۰ شهريور ۱۴۰۱
تروخدا بگو سمتش نرفتی..
Finland
ل
۱۸:۳۲ ۲۴ شهريور ۱۴۰۱
اکثر پسران در دوره نوجوانی و جوانی، علاقه مند به تجربه این آشغالا میشن. باید با این احساس مقابله کرد. از حرف زدنتون متوجه شدم که پسر خوبی هستین. به فکر پدر و مادرتون هستین.اونا شما رو خیلی دوست دارن. اونا اگر متوجه بشن، خدایی نکرده سراغ این جور چیزا رفتین، خدا میدونه به چه حال و روزی می افتن. اون پسر که میگین علاقه دارین باهاش دوست بشین تا سراغ اینجور چیزا برین، اون پسر خوبی نیست و به قول شما شاید اولویتش عشق و حال باشه.رفیقی که باعث بشه مشکلی برای شخص پیش بیاد، رفیق نیست. شما خودتون رو با تفریحات سالم، برنامه ریزی برای اینده و... سرگرم کنین. این ات اشغالا اخر عاقبت ندارن. به قول اقا علی یه عمر پشیمونی میارن. شما هنوز جوانین. حیف جوونیتون نیست؟ اینا بیماری میارن. شما با این احساس ها مقابله کنین قطعا سالم میمونین. موفق باشین