باشگاه خبرنگاران جوان؛ علیرضا مرادی* - «زندهشور» فیلمیست که آرام میآید، آرام پیش میرود و آرام هم تمام میشود اما در تمام این مسیر پرسشی اخلاقی را مثل خاری کوچک در ذهن تماشاگر نگه میدارد که بخشش دقیقاً کجای زندگی ایستاده است؟ آیا فضیلتی آگاهانه است یا واکنشی ناگزیر به فرسودگی، بنبست و ناتوانی از ادامه نزاع؟
فیلم در ظاهر یک درام اجتماعی است اما در لایههای زیرین بیش از هر چیز درباره فرهنگ بخشش حرف میزند نه بهمثابه شعاری اخلاقی یا توصیهای از پیشتعیینشده بلکه بهعنوان مسئلهای انسانی که در بستر تضاد، خشم و خاطرههای حلنشده شکل میگیرد. «زندهشور» بهدرستی از قضاوتهای قطعی فاصله میگیرد و بهجای آن موقعیتهایی میسازد که تماشاگر را وادار به مکث و فکر میکند.
در این فیلم بخشش نه امری قهرمانانه است و نه راهحلی ساده شخصیتها به بخشش میرسند اما از مسیر تردید، زخم، سکوت و گاه ناچاری. همین نگاه غیرشعاری و خاکستری مهمترین امتیاز مضمونی «زندهشور» است فیلمی که میداند اخلاق وقتی وارد زندگی واقعی میشود دیگر شفاف و تمیز نیست.
یکی از نقاط اتکای جدی فیلم بازیگری است. استفاده از ستارههای سینما اگرچه همیشه ریسک دیدهشدن بیش از حد چهرهها را به همراه دارد اما در «زندهشور» اغلب به نفع فیلم تمام شده است. بازیها کنترلشده درونی و کماغراقاند. فیلمساز آگاهانه اجازه نمیدهد بازیگران به سمت خودنمایی احساسی بروند. احساسات در این فیلم فریاد نمیزنند بیشتر در نگاهها، مکثها و سکوتهای طولانی پنهان شدهاند. این انتخاب هوشمندانه باعث شده «زندهشور» از لغزش به ورطهی ملودرام فاصله بگیرد و لحن جدی و تأملبرانگیزش را حفظ کند.
در کنار بازیها طراحی صحنه و فضاسازی از دیگر نقاط قوت فیلم است فضاهای سرد کمنور و گاه فرسوده بهخوبی با وضعیت روانی شخصیتها همخوانی دارند. لوکیشنها صرفاً مکان وقوع اتفاقات نیستند بلکه حامل معنا هستند که بیشتر شبیه پناهگاهاند تا محل آرامش و فضاهایی بسته که فشار روانی شخصیتها را تشدید میکنند. این هماهنگی میان فضا و درام نشان میدهد فیلم در سطح بصری و طراحی صحنه به بلوغی قابلقبول رسیده است.
اما در مقایسهای ناگزیر از کارگردانی کاظم دانشی در «علفزار» با «زندهشور» به نظر میرسد دانشی در «علفزار» فیلمسازی جسورتر، تندتر و بیپرواتر بوده. فیلمی که با ریتم، تنش و لحظههای ناگهانی مخاطب را درگیر میکرد و از طرح بیواسطهی بحرانهای اخلاقی ابایی نداشت اما در «زندهشور» انگار کارگردان آگاهانه ترمز کشیده است.
این بار دانشی محتاطتر است میزانسنها آرامترند، روایت کمریسکتر پیش میرود و دوربین کمتر به دل بحران میزند. این محافظهکاری اگرچه به انسجام کلی فیلم لطمهی جدی نمیزند اما باعث میشود «زندهشور» در مقایسه با «علفزار» عقبتر و کمجانتر به نظر برسد. فیلم در جاهایی که میتوانست تندتر، تلختر و چالشبرانگیزتر باشد.
فیلمنامه زندهشور تمرکز بر شخصیتپردازی دارد که تصمیمی درست است اما این تمرکز همیشه به نتیجهی کامل نمیرسد. برخی شخصیتها عمق و گذشته قابل لمس دارند اما برخی دیگر بیشتر نقش حامل پیام یا موقعیت را بازی میکنند و فرصت رشد دراماتیک پیدا نمیکنند.
با این حال باید پذیرفت که «زندهشور» اساساً فیلمی شوکآور نیست و نمیخواهد هم باشد. این فیلم تماشاگر عجول را راضی نمیکند اما برای مخاطبی که به سینمای اخلاقمحور و تأملی علاقه دارد اثری قابل احترام است. فیلم بیش از آنکه دنبال نتیجهگیری باشد به فرایند فکر میکند به لحظهای که انسان میان خشم و گذشت معلق میماند.
در مجموع زندهشور فیلمیست آبرومند، خوشساخت و بازیگرمحور که در طراحی صحنه و بازیها عملکردی قابلتحسین دارد و مفهوم بخشش را بهشکلی انسانی و غیرشعاری طرح میکند. با این حال در کارنامهی کاظم دانشی اثری است که در قیاس با «علفزار» جسارت کمتری دارد. «زندهشور» فیلمی است که تماشاگر را به فکر وامیدارد اما او را تکان نمیدهد فیلمی محترم که آرام حرف میزند بیآنکه فریاد بزند و شاید همین آرامی هم نقطهی قوت آن باشد و هم محدودیتش.
*روزنامهنگار