باشگاه خبرنگاران جوان - یوزپلنگ آسیایی، یکی از نادرترین گوشتخواران جهان، سالهاست در مرز باریک بقا حرکت میکند و ایران عملاً آخرین پناهگاه شناختهشده این گونه در طبیعت به شمار میرود.
در چنین شرایطی، هر خبر تازه از زیستگاههای اصلی این حیوان، بهویژه خارتوران و توران در استان سمنان، فراتر از یک گزارش محلی، به موضوعی ملی و حتی بینالمللی تبدیل میشود.
استان سمنان به دلیل دربرگرفتن بخشهایی از ذخیرهگاه زیستکره خارتوران، پارک ملی کویر و برخی عرصههای مهم حیاتوحش، نقشی تعیینکننده در سرنوشت یوز آسیایی دارد.
این پهنه وسیع و کمنظیر، نه فقط زیستگاه یک گونه شاخص، بلکه یکی از مهمترین کانونهای تنوع زیستی کشور است و به همین دلیل هر تغییر در آن، با حساسیت فراوان دنبال میشود.
مرکز بینالمللی تکثیر یوزپلنگ آسیایی در توران، در سالهای اخیر به عنوان یکی از مهمترین پروژههای حفاظتی ایران مطرح بوده است.
این مرکز قرار است بخشی از بار سنگین حفظ گونه را از دوش طبیعتی بردارد که زیر فشار خشکسالی، کاهش طعمه، تصادفات جادهای و تغییرات اقلیمی، توان پیشین خود را از دست داده است.
بحران جمعیت یوز آسیایی و هشدار درباره مرز انقراض
با این حال، مسئله تکثیر در اسارت همچنان با موانع جدی روبهروست. تجربه ماههای گذشته نشان داده که داشتن زیرساخت، بهتنهایی برای احیای جمعیت یوز کافی نیست و بدون ترکیب مناسب جنسیتی، سلامت ژنتیکی و شرایط طبیعی سازگار، برنامههای حفاظتی به نتیجه مطلوب نمیرسد.
در کنار این چالش، وضعیت طعمههای طبیعی نیز زنگ خطر جدی دیگری برای آینده یوز به شمار میرود.
کاهش جمعیت جبیر و دیگر گونههای طعمه در زیستگاههای مرکزی ایران، فشار مضاعفی بر زنجیره غذایی وارد کرده و این واقعیت را پررنگتر کرده است که حفاظت از یوز، بدون حفاظت از زیستگاه و گونههای همراه آن، ممکن نیست.
کارشناسان حیاتوحش بارها تأکید کردهاند که یوز آسیایی بیش از آنکه قربانی مستقیم شکار باشد، از تکهتکه شدن زیستگاه، عبور جادهها از قلب قلمرو، کاهش منابع آبی و اختلال در الگوی طبیعی زیست آسیب دیده است.
این عوامل در کنار هم، جمعیت اندک باقیمانده را در وضعیتی شکننده قرار دادهاند که هر حادثهای میتواند اثرات جبرانناپذیر داشته باشد. جادههایی که از محدوده زیستگاه یوز عبور میکنند، سالهاست به یکی از جدیترین عوامل مرگ این گونه تبدیل شدهاند.
در سالهایی که بارشها مناسبتر بوده و طعمهها فرصت بیشتری برای زادآوری پیدا کردهاند، همزمان گزارش تلفات جادهای نیز افزایش یافته است؛ موضوعی که نشان میدهد بهبود شرایط طبیعی، اگر با ایمنسازی مسیرها همراه نباشد، میتواند به چالشی تازه بدل شود.
در این میان، توسعه زیرساختهای حفاظتی از جمله حصارکشی، نصب علائم هشدار، کنترل سرعت و ایجاد روشنایی در محورهای عبوری از زیستگاه، بخشی از راهکارهایی است که برای کاهش خطر دنبال میشود.
با این حال، تجربه نشان داده که هیچیک از این اقدامات بهتنهایی کافی نیست و موفقیت، در گرو اجرای همزمان و پیوسته مجموعهای از تدابیر حفاظتی است.
چالشهای مرکز تکثیر توران و کمبود نرهای قابل زادآوری
مرکز توران همچنین به دلیل نگهداری از یوزهای ماده و نرهای موجود، به نقطه کانونی توجه رسانهها و فعالان محیط زیست بدل شده است. ترکیب سنی و زیستی یوزهای نگهداریشده در این مرکز، اهمیت مدیریت علمی و دقیق را بیش از پیش برجسته میکند؛ زیرا در گونهای با جمعیت بسیار محدود، حتی یک تصمیم نادرست میتواند بر آینده برنامههای حفاظتی اثر بگذارد.
از سوی دیگر، تلاش برای احیای زیستگاههای طبیعی در توران و پیرامون آن، تنها به نگهداری از چند فرد یوز محدود نیست. موضوع اصلی، بازسازی اکوسیستم و فراهم کردن شرایطی است که این گونه بتواند در طبیعت نیز شانس بقا داشته باشد؛ هدفی که بدون تأمین طعمه، امنیت زیستگاه و کنترل تهدیدهای انسانی، دستیافتنی نخواهد بود.
اهمیت توران در این میان از آنجا دوچندان میشود که این منطقه، در حافظه محیطزیستی کشور، به یکی از آخرین امیدهای نجات یوز تبدیل شده است. همین جایگاه باعث شده که هر گزارش از تحولات این ذخیرهگاه، از ظرفیت بالایی برای جلب توجه عمومی و افزایش حساسیت افکار عمومی نسبت به حفاظت از حیاتوحش برخوردار باشد.
کاهش طعمههای طبیعی؛ جبیر در آستانه نابودی
اکنون که بار دیگر بحث کمبود نر مناسب، فرسودگی برخی یوزهای ماده، کاهش طعمه و تهدید جادهای در صدر خبرها قرار گرفته، مسئله یوزپلنگ آسیایی بیش از همیشه به یک پرونده چندوجهی تبدیل شده است؛ پروندهای که هم به دانش محیطزیستی نیاز دارد، هم به سرمایهگذاری، هم به تصمیمگیری فوری و هم به همراهی افکار عمومی.
در چنین شرایطی، توران نه فقط یک نام جغرافیایی، بلکه نماد نبردی نفسگیر برای حفظ یکی از کمیابترین گونههای جهان است؛ نبردی که نتیجه آن، تنها سرنوشت چند یوز در یک مرکز تکثیر را تعیین نمیکند، بلکه میتواند آینده حضور یوز آسیایی در طبیعت ایران را رقم بزند.
سعید یوسفپور، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان سمنان، با تشریح آخرین وضعیت یوزپلنگ آسیایی در مرکز بینالمللی تکثیر توران، اظهار داشت: اکنون ۶ یوزپلنگ شامل یک نر به نام فیروز و پنج ماده در این مرکز نگهداری میشوند که شرایط موجود، برنامههای تکثیر را با چالش جدی مواجه کرده است.
وی با اشاره به وضعیت تنها یوز نر موجود در این مجموعه افزود: فیروز در حال حاضر کارآمدی لازم برای زادآوری را ندارد و با توجه به نبود نر جایگزین، امکان تکثیر در اسارت فراهم نیست و تأمین یک یوز نر دیگر ضرورتی انکارناپذیر است.
یوسفپور درباره وضعیت یوزهای ماده بیان کرد: دلبر به سن بالا رسیده و هر لحظه احتمال از دست رفتن آن وجود دارد. ایران نیز اگرچه به بلوغ رسیده، اما به دلیل انجام عمل سزارین در گذشته، امکان باروری مجدد ندارد.
وی ادامه داد: سه یوز ماده دیگر با نامهای آذر، توران و ابریشم طی امسال به سن بلوغ رسیدهاند و ظرفیت بالقوهای برای برنامههای تکثیر به شمار میروند، اما تحقق این هدف وابسته به وجود نر سالم است.
مدیرکل حفاظت محیطزیست سمنان تأکید کرد: تکثیر در اسارت تنها به عنوان الگویی حمایتی برای حفظ این گونه ارزشمند در زیستگاههای طبیعی دنبال میشود و هدف نهایی، پایداری جمعیت یوز در طبیعت است.
وی با اشاره به توسعه زیرساختهای مرکز تکثیر توران اظهار داشت: در ۱۳ ماه گذشته، وسعت مرکز به ۱۵ هکتار افزایش یافته و بخشهایی نظیر دالان عشق برای تحریک رفتارهای طبیعی جفتگیری و فحلی یوزها ایجاد شده که از نظر استاندارد در سطح بالایی قرار دارد.
یوسفپور خاطرنشان کرد: برای تأمین امنیت غذایی یوزها، سه میلیارد و ۵۰۰ میلیون ریال طعمه زنده متناسب با شرایط جنگ خریداری شده تا در هیچ شرایطی کمبودی برای این گونه حساس ایجاد نشود.
وی از کاهش جدی جمعیت طعمههای نشخوارکننده در زیستگاههای طبیعی خبر داد و گفت: جمعیت جبیر در منطقه به کمتر از ۳۶ رأس رسیده و در آستانه انقراض قرار دارد.
یوسفپور اضافه کرد: سال گذشته ۳۵ رأس جبیر از پارک ملی کویر در غرب استان به توران در شرق استان منتقل شدند که این عملیات یکی از موفقترین طرحهای انتقال بدون تلفات بود و تمامی این جبیرها در زیستگاه جدید رهاسازی شدند.
وی با اشاره به جایگاه زیستمحیطی استان سمنان بیان کرد: این استان در شاخص تنوع زیستی جانوری رتبه نخست کشور را دارد و وجود ذخیرهگاههای توران و کویر و همچنین بخشهایی از پارک ملی گلستان، اهمیت ملی و بینالمللی آن را دوچندان کرده است.
یوسفپور اظهار کرد: مستندات مربوط به ذخیرهگاههای توران و کویر برای ثبت مجدد در فهرستهای بینالمللی در حال تکمیل و ارسال است تا جایگاه جهانی این مناطق تثبیت شود.
وی به اقدامات ایمنسازی جاده عبوری از زیستگاه یوز اشاره و تصریح کرد: ۱۰ کیلومتر از دو سوی این محور با اعتباری بالغ بر ۲۳۰ میلیارد ریال حصارکشی شده، اما ایجاد روشنایی، اعمال نظارت مستمر و کاهش سرعت خودروها نیز باید همزمان اجرا شود.
مدیرکل حفاظت محیطزیست سمنان درباره خطر تلفات جادهای هشدار داد و گفت: تجربه سال ۱۳۹۸ نشان داد که افزایش بارندگی و زادآوری بیشتر یوزها میتواند همزمان با رشد تلفات جادهای باشد و با توجه به بارشهای مطلوب امسال، احتمال تکرار این روند در سالهای آینده دور از انتظار نیست.
وی تغییرات اقلیمی، تأمین پایدار منابع آب و کاهش طعمه طبیعی را از مهمترین تهدیدهای پیشروی یوز آسیایی برشمرد و بیان کرد: ماهانه سه میلیارد و ۵۰۰ میلیون ریال گوشت برای تغذیه یوزهای مرکز خریداری میشود و هر لاشه سالم کشفشده از شکارچیان نیز به مصرف این حیوانات میرسد و این درخواست به سایر استانها هم اعلام شده است.
یوسفپور در پایان با اشاره به حضور شتر در زیستگاههای یوز عنوان کرد: حضور شترها یکی از تهدیدهای جدی در پهنههای استان محسوب میشود و بهرهگیری از ظرفیت دانش محلی و دانشگاهی برای بررسی و مدیریت این موضوع در دستور کار قرار دارد.
آنچه از مجموع دادهها و گزارشهای رسمی درباره وضعیت یوزپلنگ آسیایی در ایران برمیآید، این است که بقای این گونه اکنون بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای مدیریتی و اقدامات فوری حفاظتی وابسته شده است.
برآوردهای منتشرشده در سالهای اخیر نشان میدهد جمعیت یوز آسیایی در طبیعت ایران به کمتر از ۳۰ فرد رسیده و همین مسئله باعث شده هر فرد یوز، بهویژه مادههای بالغ، ارزش ژنتیکی بسیار بالایی برای آینده این گونه داشته باشند.
در چنین شرایطی، مرکز تکثیر یوزپلنگ آسیایی در توران به یکی از مهمترین امیدهای حفاظتی تبدیل شده است.
این مرکز که با هدف تقویت جمعیت یوز از طریق تکثیر کنترلشده راهاندازی شد، قرار بود در کنار حفاظت میدانی در زیستگاهها، به عنوان یک پشتوانه ژنتیکی عمل کند؛ اما محدود بودن تعداد یوزهای نر و مشکلات باروری برخی مادهها، روند تحقق این هدف را با پیچیدگیهایی روبهرو کرده است.
کارشناسان حیاتوحش معتقدند موفقیت تکثیر در اسارت زمانی امکانپذیر است که ترکیب مناسب ژنتیکی، سلامت جسمی حیوانات و مدیریت رفتاری دقیق در کنار یکدیگر قرار گیرد.
در گونهای مانند یوز آسیایی که جمعیت آن به شدت محدود است، حتی انتخاب جفتها نیز نیازمند بررسیهای دقیق ژنتیکی و دامپزشکی است تا از بروز مشکلات ناشی از همخونی جلوگیری شود.
از سوی دیگر، تجربه جهانی نشان میدهد تکثیر در اسارت بهتنهایی نمیتواند ضامن بقای یک گونه باشد.
بسیاری از پروژههای مشابه در دنیا زمانی موفق بودهاند که همزمان با تکثیر در اسارت، حفاظت از زیستگاه طبیعی، افزایش طعمهها و کاهش تهدیدهای انسانی نیز در دستور کار قرار گرفته است.
در ایران نیز یکی از مهمترین چالشهای پیشروی یوز، کاهش جمعیت طعمههای طبیعی است.
گونههایی مانند جبیر، آهو و خرگوش که بخش اصلی رژیم غذایی یوز را تشکیل میدهند، در بسیاری از زیستگاهها با کاهش جمعیت مواجه شدهاند؛ مسئلهای که بهطور مستقیم بر توان بقا و زادآوری این شکارچی سریعپا تأثیر میگذارد.
تهدید جادهای؛ قاتل خاموش یوز در زیستگاههای مرکزی
در کنار این موضوع، تلفات جادهای همچنان یکی از مهمترین عوامل مرگ یوز در کشور به شمار میرود.
در سالهای گذشته چندین مورد مرگ یوز در محورهای عبوری از زیستگاههای مرکزی ایران ثبت شده و همین مسئله باعث شده ایمنسازی جادهها به یکی از مطالبات جدی فعالان محیط زیست تبدیل شود.
دادههای منتشرشده از سوی پژوهشگران حیاتوحش نشان میدهد بخش قابل توجهی از زیستگاههای باقیمانده یوز در ایران در نزدیکی جادههای ترانزیتی قرار دارد.
همین موضوع احتمال برخورد با خودروها را افزایش داده و نشان میدهد اقدامات مهندسی مانند حصارکشی، احداث گذرگاههای حیاتوحش و کنترل سرعت میتواند نقش مهمی در کاهش تلفات داشته باشد.
نقش تغییرات اقلیمی در تضعیف زیستگاههای توران و خارتوران
در کنار تهدیدهای انسانی، تغییرات اقلیمی نیز فشار مضاعفی بر زیستگاههای یوز وارد کرده است. کاهش بارندگی، خشک شدن منابع آبی و تغییر الگوی پوشش گیاهی در مناطق بیابانی و نیمهبیابانی کشور، شرایط زیستی بسیاری از گونههای حیاتوحش را دستخوش تغییر کرده و یوزپلنگ آسیایی نیز از این روند مستثنی نیست.
با این حال، برخی نشانهها از جمله مشاهده یوزها در زیستگاههای طبیعی توران و ثبت تصاویر تازه توسط دوربینهای تلهای، همچنان امید به ادامه حضور این گونه در طبیعت را زنده نگه داشته است.
کارشناسان میگویند اگر برنامههای حفاظتی با جدیت دنبال شود، هنوز امکان تثبیت جمعیت باقیمانده وجود دارد.
از نگاه مدیریتی نیز تجربه سالهای گذشته نشان داده که حفاظت از یوزپلنگ آسیایی نیازمند همکاری چندبخشی است؛ از سازمانهای محیط زیستی و نهادهای اجرایی گرفته تا جوامع محلی، دانشگاهها و حتی افکار عمومی. بدون چنین همافزایی گستردهای، مدیریت تهدیدهای پیچیده زیستگاهی امکانپذیر نخواهد بود.
آینده نامطمئن یوز آسیایی؛ نبردی برای حفظ آخرین بازماندگان
در نهایت، سرنوشت یوزپلنگ آسیایی در ایران بیش از آنکه به یک پروژه یا یک مرکز تکثیر وابسته باشد، به مجموعهای از تصمیمها و اقدامات هماهنگ گره خورده است.
اگر این اقدامات بهموقع و بر پایه دانش علمی اجرا شود، هنوز میتوان امید داشت که سریعترین پستاندار خشکی جهان همچنان در دشتهای مرکزی ایران حضور داشته باشد؛ اما هرگونه تأخیر در این مسیر میتواند فاصله این گونه با مرز انقراض را کوتاهتر کند.
منبع: تسنیم