سایر زبان ها

صفحه نخست

سیاسی

بین‌الملل

ورزشی

اجتماعی

اقتصادی

فرهنگی هنری

علمی پزشکی

فیلم و صوت

عکس

استان ها

شهروند خبرنگار

وب‌گردی

سایر بخش‌ها

ماجرای فرار شجونی از دست ساواک/ روایت دست اول از قیام ۱۵ خرداد

ساعت ۱۲ شب ۱۵ خرداد همسر سیدغلامحسین شیرازی به من زنگ زد که همسرم را دستگیر کردند. تا لباس‌هایم را گم و گور کنم، صدای زنگ خانه من به صدا درآمد. قبل از اینکه مأموران موفق شوند در خانه مرا بشکنند، از دیوار همسایه پریدم و فرار کردم.

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران، قیام 15 خرداد، نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ملت ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) است که در نهایت در 22بهمن 1357به پیروزی رسید.

به همین مناسبت با حجت‌الاسلام  والمسلمین جعفر شجونی عضو جامعه روحانیت مبارز و یکی از همراهان نواب صفوی که در قیام 15 خرداد حضور داشت به گفت‌وگو پرداختیم.

 

* چه خاطراتی از قیام 15 خرداد دارید؟

رئیس ساواک بازار آشکارا می‌گفت شجونی روزی بدنه بازار را با سخنرانی به آتش می‌کشد.بنده آن زمان روزی 10 تا 12 بار سخنرانی داشتم ساعت 12 شب 15 خرداد همسر سید غلامحسین شیرازی به من زنگ زد که همسرم را دستگیر کردند و ماموران ساواک در هنگام دستگیری به شما فحاشی می‌کردند.

تا لباس‌هایم را گم و گور کنم صدای زنگ خانه من به صدا درآمد تا ماموران موفق شوند در خانه مرا بشکنند من از دیوار همسایه پریدم و فرار کردم.

البته تیمسار ساواک به همسرم گفت: محمدتقی فلسفی، حاج اشرف کاشانی، شمس گیلانی را دستگیر کردیم به شوهرت بگو بیاید و خودش را معرفی کند به ما خوش می‌گذرد.

چند وقتی که از قم فرار کردم در باغ‌های کرمانشاه پنهان بودم تا اینکه دوستانی را که دستگیر کردند بعد از سه ماه آزاد کردند.

بعد از آنکه به ملاقات دوستان آزاد شده‌ام رفتم مرا دستگیر کردند و بعد از یک روز، آزادم کردند.

بیشتر مردم شرکت کننده در قیام 15 خرداد برای اعتراض به خیابان ابوذر جمهوری و بازار آمده بودند. معلوم بود بیشترین مردمی که در قیام شرکت کرده بودند از بازار بودند به تعریف امام قیام را بازار راه انداخته بود.

 

*بیشتر می‌توانید آن فضا را برای مردم توضیح دهید؟ مردم چه رفتاری داشتند و عکس‌العمل ماموران به رفتار مردم چه بود؟

ـ جمعیت در قیام 15 خرداد زیاد بود ولی ساواکی‌ها به بهانه مقابله با ارتجاع سیاه دست به هر اقدامی می‌زدند و آنگونه وانمود می‌کردند که مبارزان و انقلابیون مظاهر فرهنگی و تمدن را قبول ندارند. در حالی که خودشان این مظاهر را قبول نداشتند.

 

*ارتباط شما با امام چگونه بود؟

ـ درس لمعه را نزد امام خواندم و همیشه قبل و بعد از انقلاب به امام ارادت و دیدار داشتم.

 

* اطلاعاتی از حاج طیب رضایی دارید؟

ـ طیب حاج‌رضایی و حاج اسماعیل رضایی رفیق ما بودند مخصوصا  حاج اسماعیل رضایی که در میدان کار می‌کرد داستان‌ها برای ما تعریف کرده بود. رژیم شاه این افراد را اعدام کرد تا به افکار عمومی بگوید این افراد مردم را تحریک می‌کردند.

 

*درباره حاج رضایی سخنان متفاوتی زده می‌شود که علیه ملی شدن صنعت نفت با شعبان جعفری ملقب به شعبان بی‌مخ همراهی کرد و بعد متحول شد چگونه متحول شد؟

ـ  زمان شاه، این افراد شاه را به حزب توده ترجیح می‌دادند و در برابر حزب توده فریاد زنده‌باد شاه سر می‌دادند اما زمانی که امام آمد امام را به حزب توده ترجیح دادند.

برچسب ها: شجونی ، فرار ، ساواک
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.