سایر زبان ها

صفحه نخست

سیاسی

بین‌الملل

ورزشی

اجتماعی

اقتصادی

فرهنگی هنری

علمی پزشکی

فیلم و صوت

عکس

استان‌ها

شهروند خبرنگار

وب‌گردی

سایر بخش‌ها

سرنوشت غم انگیز پشت‌پازدگان به سرزمین مادری

موج تازه اعترافات احسان کرمی و برزو ارجمند درباره سختی‌های غربت و دلتنگی، دوباره بحث عاقبت پشت پا زدن به وطن را در شبکه‌های اجتماعی پررنگ کرده است.

باشگاه خبرنگاران جوان - شاید تجربه مهاجرت طی چند ساله گذشته به واسطه اتفاقات مختلف و شرایط اقتصادی حال و هوای پررنگ‌تری به خودش گرفته باشد. چیزی که در نهایت باعث می‌شود تا آدم‌ها با رؤیای یک زندگی بهتر از جایی به جایی دیگر بروند. ولی همه ترک وطن کرده‌ها یک زخم مشترک همیشگی در دل دارند آن هم زخمی به نام «دلتنگی برای وطن» کسانی که شاید در تنهایی خودشان این شعر شفیعی کدکنی را با خود زمزمه می‌کنند: «ای کاش آدمی وطنش را مثل بنفشه ها… در جعبه‌های خاک… یک روز می‌توانست همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست…»، اما مهاجران سرزمین ما چند دسته‌اند آنهایی که آن را یک سفر کوتاه می‌دانند برای کسب علم و مهارت تا باز به آغوش میهن برگردند، دسته دوم آنهایی هستند که برای یک زندگی طولانی ترک وطن می‌کنند، اما تا همیشه خودشان را مسافری قدیمی می‌دانند که حتی با وجود گذر سال‌های طولانی در نهایت خاک سرزمینشان را به آغوش خواهند کشید و هرازچندگاهی به آن سر خواهند زد. ولی در میان این گروه‌ها دسته سوم از همه سرنوشت غم‌انگیزتری دارند کسانی که با سودای روزگار بهتر با عنوان پناهندگی پشت پا به ایران می‌زنند و در خانه را محکم به روی خود می‌بندند تا ترک دیار کنند آن هم به قیمت اینکه هرگز به سرزمین مادری بازنگردند.

بعد از اتفاقات سال ۱۴۰۱ لا به لای مردم عادی تعدادی از چهره‌های سرشناس طی یک تصمیم هیجانی نتیجه گرفتند تا برای همیشه جزو دسته سوم باشند؛ برای همین بی‌خیال جایگاه، موقعیت و شخصیت کاری بالایشان در این آب و خاک شدند و سر از کشور‌های غریبه در آوردند. کسانی که حالا بعد از دو سه سال مصاحبه‌ها و گفت‌وگوهایشان در ویدئو‌های مختلف از آنها بازندگانی ساخته که حالا با غم دلتنگی از وطن به روزگار سختشان در غربت اعتراف می‌کنند.

روایت تلخ دو بازنده

احتمالاً از روز گذشته تا به امروز شما هم در شبکه‌های اجتماعی مختلف مصاحبه برزو ارجمند و احسان کرمی را دیده‌اید دو سلبریتی سرشناسی که تا پیش از اتفاقات سال ۱۴۰۱ به عنوان دو هنرمند پرکار در سینما و تلویزیون ایران شناخته می‌شدند. گفت و گوی ویدئویی این دو سلبریتی دو ویژگی مشترک داشت؛ غم و دلتنگی برای سرزمینشان و اعتراف به اینکه آنها در سرزمین خودشان روزگار خوش‌تر و پررونق‌تری را سپری کردند و حالا بعد از پشت پا زدن «به ماندن در ایران» مجبور به انجام کار‌هایی شده‌اند که حتی از اشاره کردن به آنها هم ابا دارند تا جایی که برزو ارجمند در جایی از گفت و گویش می‌گوید: «صادقانه دلم برای خیلی چیز‌ها تنگ می‌شود، برای کارم، برای رفقایم، برای شمال، اما اینکه پشیمان باشم، نه پشیمان نیستم… من همین حالا به بعضی از دوستانم می‌گویم که بی‌معنی‌ترین آدم آمریکا هستم… من واقعاً در این‌جا بی‌معنا شده‌ام… خیلی کار‌های عجیب و غریبی اینجا کرده‌ام که اصلاً نمی‌خواهم راجع به آن حرف بزنم کار‌هایی که اصلاً باورم نمی‌شود که آنها را انجام داده‌ام» از طرف دیگر احسان کرمی هم طی گفت و گویی ضمن شکایت از حمایت نکردن خارج نشینان از جریان اپوزسیون و ایرانی‌های ساکن آمریکا، می‌گوید «این کار به لحاظ مالی تبعات سنگینی برای من داشت. من در ایران خواننده گروه نوشه بودم، بازیگر دو سریال خوب شبکه نمایش خانگی بودم و مهمترین استیج‌های فرهنگی آن مملکت را من اجرا می‌کردم و با آرامش و آسایش کامل پولم را در می‌آوردم… در آمریکا زندگی کردن شوخی نیست. من اینجا سه سال به دنبال اسپانسر گشتم… یک قسمت پرشمار از ایرانیان ساکن آمریکا هر چی بدی از آمریکایی‌ها و ایرانی‌ها بوده را در خود جمع کردند…»

سرنوشت تکراری یک رؤیای پوچ

اما نکته اینجاست که فحوای مصاحبه این دو سلبریتی پیش از این هم تکرار شده بود و می‌شد لحن سرخوردگی را در کلام آدم‌های مشابهشان به چشم دید، چهره‌های سرشناسی که حالا به اعتراف خود از بهای سنگین پشت کردن به وطن حرف می‌زدند از فرخ نژاد گرفته که به قول خودش در ایران قرارداد‌های کاری یکسال بعدش پیش پیش آماده بود تا اشکان خطیبی که می‌گفت سختی مهاجرت او را تا مرز خودکشی کشانده است یا پرستو صالحی که طی یک ویدئو رسماً تقاضای بازگشت به ایران را داشت و اعلام کرد که در ترکیه از پس هزینه‌های درمان مادرش بر نمی‌آید. گروهی که به خیال خودشان گمان می‌کردند با تشویق مردم به آشوب حالا مانند یک قهرمان به وطن بازخواهند گشت، اما حالا به پوچی و غم دلتنگی برای ایران رسیده‌اند. هنرمندانی که اگر در ایران چهره مشهور و سرشناس بودند حالا در خارج از کشور مهاجرانی دور افتاده از وطن هستند که به قول خود فرخ‌نژاد هر کاری هم که انجام دهند باز هم در انتها یک شهروند درجه دو به حساب می‌آیند.

کاربران ایرانی چه گفتند؟

بعد از انتشار این دو ویدئو طی دو روز گذشته کاربران ایرانی با دست به دست شدن این صحبت‌ها نظرات متفاوتی را درباره این اتفاق اعلام کردند و درباره آن نوشتند: «اعتراف تازه احسان کرمی خودش یه فیلم عبرت مفصله. میگه اون‌وقت‌ها تو ایران پرکار بوده و راحت زندگی می‌کرده، اما الان اون‌ور مجبوره هر کاری بکنه تا شاید خرجش دربیاد! این موج سرخوردگی بین فراری‌ها اتفاقی نیست.» یا کاربر دیگری گفته: «ماجرای احسان کرمی، برزو ارجمند و فرخ‌نژاد درس عبرته برای هرکسی که فکر می‌کنه احترام و اعتبارش بدون مردم و بدون ایران معنی داره…» یا شخصی دیگر در واکنش به این دو گفت‌و‌گو نوشته: «باید به پوچی مطلق رسیده باشی که بیای چنین اعترافاتی رو بیان کنی وقتی می‌دونی چقدر بعدش علیه‌ات صحبت می‌شه. در واقع وقتی هیچی برای از دست دادن نداشته باشی… وقتی به ته خط رسیده باشی و مقصرش خودت باشی، راه دیگه‌ای جز این نداری!»

منبع: مهر

تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.