باشگاه خبرنگاران جوان؛ سیدعلی موسوی* - جنگ آغاز شده است، اما نه آنجا که فکر میکنید. میدان این جنگ، خیابانهای شهرتان نیست. سنگرهای آن، صفحه گوشی، تلویزیون و فضای مجازی شماست. سلاحهایش، کلمات، تصاویر و شایعات؛ و هدف نهاییاش؟ فتح ذهن شما، قبل از آنکه حتی یک گلوله شلیک شود.
از امروز، جنگ رسانهای دشمن پیرامون اخبار جنگ وارد فاز جدیدی شده است. این دیگر جنگ سنتی نیست؛ این «جنگ شناختی» است، جنگی که در آن پیروزی به معنای تسلط بر روایت، کنترل احساسات و شکستن اراده مقاومت است.
آناتومی یک عملیات روانی چندلایه
آنچه امروز در جریان است، یک عملیات روانی پیچیده و هماهنگشده است که با دقت جراحی طراحی شده تا لایههای مختلف روان فردی و جمعی را هدف قرار دهد.
لایه اول: فرسایش از طریق ترس و ابهام
شایعات انفجار و تخریب در استانهای مختلف، هر روز، هر ساعت، بیوقفه. اخباری که نه کاملاً دروغاند و نه کاملاً راست. این ابهام کشنده دقیقاً همان چیزی است که دشمن میخواهد. چرا؟ چون وقتی نمیدانید چه چیزی واقعی است، ذهن شما به حالت هشدار دائمی میرود. استرس مزمن ایجاد میشود. خستگی روانی شما را فرا میگیرد؛ و در نهایت، بدون اینکه حتی یک گلوله شلیک شود، تابآوریتان فرو میپاشد. این فرسایش روانی، سلاح اصلی جنگ مدرن است. دشمن نمیخواهد شما را بکشد؛ میخواهد شما را خسته، مأیوس و تسلیم کند.
لایه دوم: ساخت روایت انزوا و خیانت
تصویرسازی ذهنی از رها شدن ایران توسط متحدان منطقهای - عربستان، روسیه، چین - با دقت در رسانههای دشمن پخش میشود. این روایت دو پیام همزمان دارد: اول: شما تنها هستید. هیچکس در کنار شما نیست. دوم: حتی کسانی که فکر میکردید متحد شما هستند، خائن از آب درآمدهاند.
این روایت میخواهد حس تنهایی، بیپناهی و ناامیدی را در عمق جامعه تزریق کند. میخواهد باور کنید که مقاومت بیمعناست، چون در نهایت تنها خواهید ماند. اما واقعیت چیست؟ واقعیت این است که این دقیقاً همان روایتی است که دشمن میخواهد شما باور کنید. چون وقتی باور کنید تنها هستید، واقعاً تنها خواهید شد.
لایه سوم: شایعهپراکنی هدفمند و سیستماتیک
اخبار و شایعات درباره ترور فرماندهان نظامی که اخیرا برخی موارد آن تکذیب شد، قطعاً طی روزهای آینده تشدید خواهد شد. این تاکتیک کلاسیک جنگ روانی است: بمباران اطلاعاتی. ذهن شما را با حجم انبوهی از اطلاعات متناقض، نیمهراست و کاملاً جعلی پر میکنند تا دیگر نتوانید واقعیت را از دروغ تشخیص دهید. نتیجه؟ خستگی تصمیمگیری. دیگر نمیدانید چه چیزی را باور کنید، پس ترجیح میدهید هیچچیز را باور نکنید؛ و این دقیقاً همان چیزی است که دشمن میخواهد: بیتفاوتی شما، انفعال شما، سکوت شما.
لایه چهارم: معکوسسازی نقشها و مقصرنمایی
یکی از خطرناکترین بخشهای این عملیات روانی، چرخش روایت است. مقامات آمریکایی به عنوان صلحطلبان و طرفداران گفتوگو معرفی میشوند، در حالی که مقامات ایرانی جنگطلب و مخالف مذاکره نشان داده میشوند. این تصویرسازی عمداً طراحی شده تا زمینهساز مقصرنمایی باشد. باید از قبل مشخص شده باشد که مقصر کیست و روایت آن هم از قبل نوشته شده باشد؛ و این روایت میگوید: خود شما مقصر هستید، چون به صلح تن ندادید. این مهندسی روایت است. ساخت تاریخ قبل از وقوع آن.
لایه پنجم: تحقیر و القای شکست
پخش ویدیوهایی که با قصد تحقیر توان دفاعی ایران، به بزرگنمایی تسلیحات آمریکا میپردازد، بخش دیگری از این پازل روانی است. هدف چیست؟ القای این باور که مقاومت بیفایده است؛ که شما از قبل شکست خوردهاید؛ که حتی تلاش هم نکنید، چون نتیجهاش مشخص است. اما تاریخ چه میگوید؟ تاریخ پر است از جنگهایی که قدرتهای کوچکتر در برابر ابرقدرتها پیروز شدهاند. نه به خاطر سلاح بهتر، بلکه به خاطر اراده قویتر؛ و این دقیقاً چیزی است که دشمن میخواهد بشکند: اراده شما.
لایه ششم: محو دشمن واقعی از معادله
یکی از زیرکانهترین تاکتیکها، محوسازی یا کمرنگسازی نقش رژیم صهیونیستی است در هر آنچه در حال وقوع است. این بخشی از استراتژی ایجاد ناحیه امن برای اسرائیل است. دشمن اصلی در سایه میماند، در حالی که توجه شما به سمت بازیگران دیگر هدایت میشود. چرا؟ چون وقتی نمیدانید دشمن واقعیتان کیست، نمیتوانید درست مقابله کنید. انرژیتان را در جای اشتباه هزینه میکنید، و دشمن واقعی آزادانه به نقشههایش ادامه میدهد.
هدف نهایی: فروپاشی تابآوری شناختی
همه این لایهها به یک هدف نهایی ختم میشوند: فرسودهسازی و شکستن تابآوری روانی ایرانیان در بازی بیپایان «جنگ میشود یا نمیشود». این ابهام کشنده درباره آینده، این نوسان مداوم بین امید و یأس، این انتظار بیپایان، خود سلاحی است که کشندهتر از هر بمبی است. چرا؟ چون بمب فقط بدن را میکشد، اما این جنگ روانی، روح را میکشد. اراده را میشکند. امید را از بین میبرد.
جنگ هماکنون و قبل از میدان، در رسانه در حال وقوع است. اما این جنگ قابل برد است، با یک شرط: آگاهی! در واقع، سپر شما در این جنگ، آگاهی شناختی است. شناخت این تاکتیکها، اولین و مهمترین گام در دفاع است. وقتی میدانید دشمن چگونه کار میکند، دیگر نمیتواند شما را فریب دهد. این یادداشت را با دیگران به اشتراک بگذارید. آگاهی جمعی، قویترین سلاح در برابر جنگ روانی است.
سلاح شما در این جنگ هم تفکر انتقادی است. هر خبری را که میبینید، زیر سؤال ببرید:
- منبع این خبر کیست؟
- چه کسی از پخش این خبر سود میبرد؟
- آیا این خبر تأیید شده است؟
- این خبر چه احساسی در من ایجاد میکند؟ (اگر ترس، خشم یا یأس است، احتمالاً هدفمند است)
پیروزی شما در این جنگ یعنی حفظ تابآوری. حفظ آرامش در طوفان اطلاعات، خود یک عمل مقاومت است. دشمن میخواهد شما را خسته، ترسیده و مأیوس کند. پس پیروزی شما در این است که آرام، امیدوار و مقاوم بمانید. این جنگ نامرئی است، اما قابل برد است. میدان نبرد، ذهن شماست؛ و شما میتوانید این میدان را حفظ کنید. جنگ واقعی، جنگ بر سر روایت است؛ و در این جنگ، آگاهی شما قویترین سلاح است!
* پژوهشگر ارتباطات و رسانه