باشگاه خبرنگاران جوان - در روزگاری که جنگ روایتها، هویت ملتها را نشانه گرفته و مفهوم «انتظار» مورد تحریف و شبههافکنی قرار گرفته است، بازخوانی نسبت مهدویت با انقلاب اسلامی و جامعه امروز ایران ضرورتی جدی دارد.
مجتبی کلباسی، مدیر مرکز تخصصی مهدویت، در گفتوگو با فارس با نگاهی تاریخی، روایی و اجتماعی، به جایگاه ویژه ایران در معادلات آخرالزمان و جلوههای جامعه مهدوی در بزنگاههایی، چون جنگ ۱۲ روزه و اغتشاشات اخیر اشاره کرده و مهدویت را نه یک باور انتزاعی بلکه نیرویی زنده، تحرکآفرین و مسئولیتساز در متن زندگی اجتماعی میداند که مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانیم:
شما تأکید دارید که افکار و تمرکز ذهنی جامعه نقش تعیینکنندهای در فرایندهای اجتماعی دارد. این مسئله چه نسبتی با مهدویت پیدا میکند؟
در همه جوامع، افکار عمومی و تمرکز ذهنی مردم نقش تعیینکنندهای در شکلگیری واقعیتهای اجتماعی دارد. میتوان این موضوع را با یک مثال ساده اقتصادی توضیح داد. اگر تقاضا برای یک کالا بالا برود، آن کالا در بازار ارزش پیدا میکند و اگر تقاضا از روی آن برداشته شود، بهتدریج بیارزش میشود. در جامعه هم نگرشها، تصاویر ذهنی و ارتباطات فکری مردم، تأثیر واقعی و عینی در حوزههای مختلف فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی دارد.
وقتی درباره مهدویت صحبت میکنیم، ابتدا باید بدانیم مهدویت دقیقاً چیست. مهدویت یک مفهوم مبهم یا صرفاً احساسی نیست. این مفهوم یک محور مرکزی دارد و آن وجود مقدس حضرت ولیعصر (عج) است. مهدی فقط یک نام نیست، معنا دارد. مهدی یعنی «هدایتشده» و کسی که راه را میشناسد و توان هدایت دارد؛ بنابراین مهدویت یک منظومه فکری منسجم است که اگر درست فهم شود، میتواند جهت حرکت جامعه را مشخص کند.
وقتی از مهدویت سخن میگوییم، دقیقاً از چه منظومه فکری و چه مؤلفههایی صحبت میکنیم و اگر بخواهیم آن را بهصورت تحلیلی و کاربردی بررسی کنیم، ارکان اصلی اندیشه مهدوی چیست؟
مهدویت یک مفهوم تکبعدی یا صرفاً احساسی نیست بلکه منظومهای فکری با ارکان مشخص و اثرگذار است. اگر این ارکان نادیده گرفته شود، مهدویت به یک باور حداقلی و کماثر تقلیل پیدا میکند. یکی از مهمترین و محوریترین مؤلفههای مهدویت، «عدالت» است. البته عدالت در اینجا صرفاً به معنای عدالت اقتصادی نیست و مفهومی گسترده دارد که همه عرصههای زندگی انسان را دربرمیگیرد. از عدالت فردی و اخلاقی گرفته تا عدالت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی زیستمحیطی.
تقریباً هیچ حوزهای از حیات انسانی را نمیتوان یافت که نسبت آن با عدالت یا ظلم بیمعنا باشد. از همین رو، مبارزه با ظلم یکی از ارکان جداییناپذیر مهدویت است. کسی که به امام عصر (عج) ایمان دارد و خود را منتظر میداند، نمیتواند نسبت به بیعدالتی و ستم بیتفاوت باشد.
آیا میتوان گفت مهدویت یک عامل تحرک و تحول اجتماعی است؟
بدون تردید همینطور است. مهدویت صرفاً یک باور ذهنی یا فردی نیست بلکه باید بگوییم بستری فعال برای کنش اجتماعی، دگرگونی و تحول است. به همین دلیل در طول تاریخ، اندیشه مهدویت منشأ بسیاری از تحولات بزرگ در شرق و جهان اسلام بوده است.
این باور، انسان را از انفعال خارج میکند و نسبت او را با جهان پیرامونش بازتعریف میکند. منتظر واقعی، تماشاگر ظلم نیست. او خود را در جبهه عدالت تعریف میکند و برای ایفای نقش اجتماعی خود احساس مسئولیت دارد. همین نگاه است که مهدویت را به یک نیروی محرک زنده در تاریخ تبدیل کرده و آن را از یک مفهوم انتزاعی به یک جریان اثرگذار اجتماعی بدل ساخته است.
اعتقاد واقعی به امام عصر (عج)، انسان را ناگزیر در موضع حمایت از عدالت و مخالفت با ظلم قرار میدهد. وقتی این باور در سطح جامعه نهادینه میشود، جامعهای شکل میگیرد که نسبت به تبعیض، نابرابری و بیعدالتی حساس است و آنها را برنمیتابد. جامعه مهدوی، جامعهای منفعل و بیتفاوت نیست؛ بلکه جامعهای کنشگر و مسئول است.
در چنین جامعهای، افراد در برابر ظلم چه در سطح فردی و خانوادگی و چه در سطح اجتماعی و جهانی احساس مسئولیت میکنند. کسی که با فرهنگ مهدویت تربیت شده باشد، نمیتواند بیتفاوت بماند وقتی میبیند مردمی آواره شدهاند، کودکان و زنان زیر آوار ماندهاند و خانهها بر سر ساکنانشان فرو ریخته است.
چگونه اندیشه مهدویت در ایران از گذشته تاکنون استمرار یافته و در بزنگاههای تاریخی، هویت و حرکت جامعه ایرانی را شکل داده است؟
نمونههای تاریخی متعددی وجود دارد. یکی از مهمترین آنها دوره صفویه است. در آن دوره، یک حکومت مقتدر در ایران و مناطق پیرامونی شکل گرفت که اساس اندیشه تشکیل آن، مهدویت بود. اگر زندگی شاه اسماعیل صفوی را بررسی کنیم، میبینیم که او فردی یتیم در لاهیجان بود که تحت آموزههای یک عالم شیعی، با اندیشه مهدویت تربیت شد و به چهرهای اثرگذار در مبارزه با ظلم و نفاق تبدیل شد.
البته این به معنای آن نیست که همه پادشاهان صفوی اهداف مهدوی را بهطور کامل محقق کردند. انحرافهایی هم به وجود آمد، اما بنیانگذاران این دولت با اندیشهای تحولآفرین و تمدنساز وارد میدان شدند. آنها خود را نواب امام عصر میدانستند و معتقد بودند حکومت اصلی متعلق به حضرت مهدی (عج) است. با همین نگاه، تمدنی شکل گرفت که آثار آن هنوز هم قابل مشاهده است.
این جریان فکری در دوران معاصر چگونه تداوم پیدا کرده است؟
در نهضت تنباکو، یک جمله با بار مهدوی توانست معادلات استعمار بریتانیا را به هم بزند. وقتی میرزای شیرازی فتوا داد که استعمال تنباکو در حکم «مبارزه با امام عصر» است، یک ملت به حرکت درآمد و پیمان ننگین لغو شد. این منطق در ملیشدن صنعت نفت هم قابل مشاهده است.
انقلاب اسلامی نیز در همین بستر فکری شکل گرفت. این انقلاب تحت زعامت نایب امام عصر (عج) به پیروزی رسید و مردم با همین باور، از جان و مال خود گذشتند و فداکاری کردند. در دفاع مقدس هم ادبیات مقاومت، ادبیات مهدوی بود. شعارهای یا مهدی، یاحسین و یا فاطمه محور ایستادگی مردم بود، نه مفاهیم سطحی و زودگذر مثل رقص و پایکوبی.
انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ بهعنوان بزرگترین بیعت دوران غیبت چه جایگاهی در زمینهسازی ظهور دارد و این دستاوردها چگونه در زندگی روزمره مردم دیده میشود؟
جامعه مهدوی، یک آرمان بلند است و هیچکس مدعی نیست که ما امروز به نقطه مطلوب آن رسیدهایم. اما میتوان با اطمینان گفت که انقلاب اسلامی، یک گام تاریخی و تعیینکننده در مسیر جامعه مهدوی بود که از دل ایمان، رنج، فشار و تجربههای تلخ تاریخی بیرون آمد.
مردم ایران در دوران رضاخان و محمدرضاشاه، با تمام وجود دیدند که چگونه دین، فرهنگ و مقدساتشان هدف یک هجوم سازمانیافته قرار گرفته است. از بستن مساجد، ممنوعیت لباس روحانیت و کشف حجاب اجباری گرفته تا وابستگی کامل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی به بیگانگان. این فشارها، صرفاً سیاسی نبود و تعرض مستقیم به هویت دینی و اعتقادی مردم بود.
انقلاب اسلامی پاسخی بود برخاسته از عمق جان مردم. پاسخی که ریشه در اعتقاد به مهدویت داشت. از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تا تبعید امام خمینی (ره)، از بازگشت تاریخی ایشان تا حضور مردم در صحنههای دفاع مقدس، یک پیوند عمیق میان «ایمان»، «انتظار» و «کنش اجتماعی» شکل گرفت.
شعار ساده، اما عمیقی که در تشییع شهدای قبل و بعد از انقلاب تکرار میشد، «مهدی بیا، مهدی بیا» فقط یک شعار احساسی نبود بلکه بیانگر فلسفه این حرکت بود. انقلابی که ضد وابستگی، ضد استبداد و ضد بیگانهپرستی است و خود را در افق حکومت مهدوی تعریف میکند.
در جنگ ۱۲ روزه و اغتشاشات اخیر، چه جلوههایی از جامعه مهدوی در ایران مشاهده شد؟
بحرانها، آینههای شفاف جوامع هستند. در جنگ ۱۲ روزه و همچنین اغتشاشات اخیر، لایههایی از جامعه ایرانی آشکار شد که شاید در شرایط عادی کمتر دیده میشد. وقتی مردم دشمن را عریان دیدند، وقتی ترور فرماندهان، دانشمندان، حمله به مراکز هستهای و تلاش برای فروپاشی امنیت ملی را لمس کردند، بسیاری از تردیدها کنار رفت.
در چنین لحظاتی، آنچه جامعه را سرپا نگه میدارد صرفاً منافع مادی نیست بلکه حس مسئولیت، همبستگی و دفاع از حقیقت است. مردم کنار هم ایستادند، فارغ از اختلافنظرها، چون فهمیدند مسئله، مسئله موجودیت، عزت و آینده است. این همان روح جامعه مهدوی است که در لحظه خطر، خود را تنها نمیگذارد.
چرا دشمنان تلاش میکنند معارف مهدوی را تضعیف یا تحریف کنند؟
در منطق رقابتهای بزرگ، هر رقیبی تلاش میکند نقطه قوت طرف مقابل را به نقطه ضعف تبدیل کند. مهدویت، یک عامل تحرکآفرین، امیدبخش و دگرگونکننده است؛ نیرویی که جامعه را از سکون و تسلیم خارج میکند.
دشمنان این را بهخوبی فهمیدهاند. به همین دلیل با شبههافکنی، تحریف، تولید آثار هنری و مکتوب جهتدار و تخریب چهره مهدویت تلاش میکنند این سرمایه را خنثی کنند. چون میدانند جامعهای که به آینده الهی باور دارد، تسلیم استعمار و استکبار نمیشود. اما وعده الهی روشن است: یُریدونَ لِیُطفِئوا نورَ اللَّهِ بِأَفواهِهِم وَاللَّهُ مُتِمُّ نورِهِ وَلَو کَرِهَ؛ آنان میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند ولی خدا نور خود را کامل میکند هر چند کافران خوش نداشته باشند.»
به نظر شما ایران بهعنوان کشور امام زمان (عج) به چه معناست؟
بیتردید این یک مسئولیت تاریخی است، نه یک شعار ساده. روایات، تاریخ و واقعیتهای امروز نشان میدهد که ایران در متن معادلات ظهور قرار دارد، نه در حاشیه. این جایگاه، هزینه دارد. فشار، تحریم، جنگ رسانهای و حتی جنگ نظامی.
اما همانطور که در گذشته، مردم مشرق اسلامی نقشهای بزرگ تاریخی ایفا کردند، امروز هم این رسالت ادامه دارد. پیام مقاومت، استقلال و امیدی که از ایران شنیده میشود، محدود به مرزها نیست؛ مخاطب جهانی دارد. امید آنکه با همه سختیها، این مسیر با اخلاص و آگاهی ادامه پیدا کند.
انسانی که بدون هدف زندگی میکند، در نهایت دچار سرگردانی و پوچی میشود. اما مهدویت به انسان آرمان میدهد. مفاهیم عدالت و ظلم را برای او معنا میکند. منتظر واقعی، منتظر نابودی ظلم و برقراری عدالت است و این انتظار، یک حالت انفعالی نیست؛ بلکه یک نسبتسازی فکری و عملی با جهان پیرامون است.
این نسبتسازی، مهمترین بستر تحقق آرمان مهدویت به شمار میرود. جامعهای که این نگاه را بپذیرد، جامعهای زنده، مسئول و امیدوار خواهد بود.
بنابراین، ایران بهعنوان کشور امام زمان (عج) صحنهای است برای بروز مسئولیت و عمل مؤمنانه. این مسئولیت تاریخی، هر فرد و جامعه را ملزم میکند که در برابر ظلم و بیعدالتی، ایستادگی و تلاش کند، و با آگاهی، امید و اخلاص، مسیر انتظار فعال را طی نماید. جامعهای که این نگاه را درونی کند، جامعهای پویا، مسئول و آماده برای تحقق عدالت و آرمانهای مهدوی خواهد بود.
در احادیث و روایات، ایرانیان چه نقشی در فرایند ظهور امام زمان (عج) دارند و این نقش امروز چه جلوهای در جامعه ما پیدا کرده است؟
در روایات اسلامی، بهویژه روایات آخرالزمان، مردم «مشرق اسلامی» نقشی محوری و تعیینکننده دارند؛ مردمی که گاه از آنان با عنوان «خراسان»، گاه «مشرق» و گاه با نشانههایی روشن از جغرافیای ایران و پیرامون آن یاد شده است. این منطقه، صرفاً یک نقطه جغرافیایی نیست، بلکه یک کانون تمدنی، فکری و اجتماعی است که همواره در تحولات بزرگ جهان اسلام نقشآفرین بوده است.
در تاریخ اسلام، از پایان کار بنیامیه و بنیعباس گرفته تا تحولات علمی، فرهنگی و حتی سیاسی، همواره ردپای مشرق اسلامی دیده میشود. بخش بزرگی از تولید علم، فقه، حدیث و تمدن اسلامی، مرهون اندیشمندان این منطقه بوده است. همین سابقه تاریخی باعث میشود که وقتی در روایات از «حرکت از مشرق» و «زمینهسازی برای حکومت حق» سخن گفته میشود، این نقش امری تصادفی یا حاشیهای نباشد.
امروز نیز این نقش در قالبی نوین و متناسب با شرایط زمان جلوه پیدا کرده است؛ در قالب یک جامعهای که هویت دینی، انتظار، مقاومت و مسئولیت تاریخی را همزمان با هم حمل میکند.
پویشهای مردمی و توجه گسترده به مسجد جمکران چه نسبتی با فرهنگ مهدویت دارد؟
وقتی یک فرهنگ به مرحله بلوغ میرسد، شروع به نمادسازی میکند. مسجد جمکران، صرفاً یک مکان نیست بلکه دیگر یک نماد زنده از پیام مهدویت و امامشناسی به شمار میرود. این مسجد قرنهاست که به این نام شناخته میشود و امروز به کانونی برای توجه، امید، دعا و آگاهی مهدوی تبدیل شده است.
حضور گسترده مردم در جمکران به ویژه در اعیاد شعبانیه و در آستانه نیمه شعبان نشاندهنده زنده بودن انتظار در جامعه است. انتظاری فعال، آگاهانه و مسئولانه. این مکان، پیوند میان فرد، جامعه و آینده موعود را تقویت میکند و در پیشبرد اهداف مهدویت نقش مؤثری دارد.
منبع: فارس