سایر زبان ها

صفحه نخست

سیاسی

بین‌الملل

ورزشی

اجتماعی

اقتصادی

فرهنگی هنری

علمی پزشکی

فیلم و صوت

عکس

استان‌ها

شهروند خبرنگار

وب‌گردی

سایر بخش‌ها

سارق وسواسی پابرهنه دستگیر شد

سارق وسواسی وقتی برای سرقت به خانه‌ای می‌رفت دست‌نوشته‌ای از خود به جا می‌گذاشت که «نیاز داشتم قرض گرفتم».

باشگاه خبرنگاران جوان-  از چندی قبل وقوع سرقت‌های سریالی از خانه‌ها در شمال پایتخت به پلیس اعلام شد. سرقت‌هایی که سارقان با تخریب در ورودی وارد خانه‌ها شده و پس از سرقت نیز دست‌نوشته‌ای از خود به جا می‌گذاشتند.

در حالی که تلاش برای شناسایی و دستگیری سارقان از سوی پلیس ادامه داشت، چند شب قبل مأموران گشت پلیس مرد جوانی را در خیابان دیدند که با پا‌های برهنه در حال دویدن بود. او به سمت پسر جوانی که روی موتورسیکلت نشسته بود می‌رفت، اما پلیس که به وی مشکوک شده بود هر دو نفر را دستگیر کرد. در بازرسی بدنی از مردی که کفش به پا نداشت، مقداری طلا و دلار به دست آمد و همین موضوع شک مأموران را به یقین تبدیل کرد که دو مرد مشکوک سارق هستند. با اعتراف متهمان، به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت هر دو در اختیار کارآگاهان پلیس قرار گرفتند و بررسی‌ها برای شناسایی سایر جرایم احتمالی اعضای باند ادامه دارد.

دست‌نوشته به خاطر عذاب وجدان

پسر ۳۰ ساله سابقه‌دار و سردسته باند است.

وی در رابطه با اینکه چرا شب سرقت پا برهنه بوده، گفت: «آدم وسواسی هستم و این بیماری سال‌هاست گریبانگیرم شده است. وقتی برای سرقت می‌روم کفش‌هایم را درمی‌آورم و بعد وارد خانه‌ها می‌شوم تا خانه‌هایشان کثیف نشود.»

شب حادثه چرا سراسیمه فرار می‌کردی؟ وقتی برای سرقت وارد ساختمان شدم با پیچ گوشتی در را تخریب کرده و کفش‌هایم را درآوردم و داخل رفتم. طلا و دلار‌ها را پیدا کردم و برداشتم، اما ناگهان متوجه صدا‌های عجیبی از بیرون شدم. انگار آسانسور خراب شده و یک نفر در آسانسور گیر افتاده بود مدام داد و فریاد می‌کرد. با خودم گفتم الان تمام ساکنین بیرون می‌آیند و من گیر می‌افتم. به همین دلیل از بالکن بدون کفش فرار کردم.

چرا در صحنه‌های سرقت دست‌نوشته می‌گذاشتید؟

زمانی که برای سرقت می‌رفتم، عذاب وجدان می‌گرفتم. با خودم می‌گفتم من از آنها قرض می‌گیرم و زمانی که وضع مالی‌ام بهتر شد پول‌های قرض‌گرفته را برمی‌گردانم.
سابقه داری؟

قبلاً سرقت‌های خرد انجام می‌دادم مثل سرقت داخل خودرو، توبه‌ام را که شکستم شگرد سرقتم تغییر کرد.

چرا توبه‌ات را شکستی؟

وقتی اولین‌بار به زندان افتادم تازه عاشق دختری شده بودم و از زندان به او زنگ زدم و گفتم اگر منتظرم بماند تا آزاد شوم قول می‌دهم توبه کنم. او هم منتظرم ماند، وقتی آزاد شدم باهم ازدواج کردیم، اما به خاطر بیکاری و بی‌پولی و شرایط بد مالی مجبور شدم توبه‌ام را بشکنم و دوباره سرقت کنم.

منبع: روزنامه ایران

برچسب ها: دستگیری سارق ، سرقت
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.