باشگاه خبرنگاران جوان - مدرسه، فراتر از کلاس درس، نخستین میدان تجربهٔ کودکان از زندگی جمعی و قواعد اخلاقی هستند. هر کودکی، نه فقط از آنچه معلمان میگویند، بلکه از آنچه میبیند، میآموزد؛ رفتار، پوشش و واکنش بزرگترها، برای کودک معیاری مهم برای سنجش اعتبار ارزشها و قوانین است.وقتی گفتهها و رفتارها همخوانی ندارند، پیام تربیتی مبهم میشود و کودک در پیچ و خم مسیر یادگیری اخلاقی مستأصل میماند.
تضادی که تربیت را مخل میکند
در کنار روایتهای مثبت والدینی که از تأثیرات اخلاقی و اعتقادی معلمان و مدارس بر فرزندانشان سخن میگویند، نمونههایی هم وجود دارد که نشان میدهد گاهی بین گفتار و رفتار کادر مدرسه تضاد دیده میشود.یکی از پرتکرارترین گلایهها، به تضاد آشکار گفتار و رفتار در مدرسه مربوط است. مادری که خودش از مسئولان یک مدرسه است میگوید «به بچهها میگفتم لاک نزنید، میگفتن چرا خانم بهداشت کاشت داره؟»والدی دیگر همین تناقض را اینطور روایت میکند؛ «خانم مدیر با جدیت میگفت آرایش ممنوعه… ولی خانم ناظم کنارش وایساده بود، با رژ لبی که همیشه پررنگه، خط چشم هم داره.»این روایتها نشان میدهد که پیام تربیتی کودکان تحت تأثیر مشاهدهٔ رفتار واقعی بزرگترها شکل میگیرد. حتی در مدارس با عملکرد مثبت، چنین تضادهایی میتواند یادگیری ارزشها را پیچیدهتر کند. پس هماهنگی و الگوسازی معلم لازم است تا اثر مثبت آموزشی و تربیتی پایدار بماند.
وقتی قانون اعتبار خود را از دست میدهد
در مواردی حتی این دوگانگی، صراحتاً به رسمیت شناخته شده است؛ «دانشآموز از یکی از مسئولین مدرسه پرسیده بود که “پس چرا خودتون لاک زدین؟”، گفته “این قانون لاک نزدن برای دانشآموزاست”.»تحلیل این روایتها نشان میدهد مشکل، صرفاً «لاک و آرایش» نیست؛ بلکه بیاعتبار شدن قانون است. وقتی معلم خود را از قاعده مستثنی میکند، به دانشآموز این طور القا میشود که قانون نه یک اصل تربیتی، بلکه ابزاری برای کنترل ضعیفترهاست، و امری نسبی و قابل دور زدن!نتیجهٔ چنین الگویی، نه تربیت مسئولانه، بلکه نهادینه شدن بیاعتمادی به قواعد جمعی است.
معلمهایی که شبیه معلمها نیستند
اگرچه بسیاری از معلمان با رفتار و پوشش عفیفانه، حیا و ارزشهای اخلاقی را به دانشآموزان آموزش میدهند، برخی روایتها نیز نشان میدهند که این الگوها همیشه رعایت نمیشوند.یکی از والدین میگوید «تعدادی از معلمهای مدرسهٔ پسرم رو اگه تو خیابون میدیدم، اصلاً فکر نمیکردم معلم باشن؛ ۶ کیلو آرایش، لاک قرمز، مانتوی کوتاه، شلوار لی تنگ.»تحلیل این روایت نشان میدهد که پوشش و رفتار معلمان، نه تنها پیام آموزشی مستقیم به دانشآموزان دارد، بلکه اعتبار و تأثیرگذاری اخلاقی مدرسه را نیز شکل میدهد.وقتی بین گفتهها و رفتارها تناقض وجود دارد، یادگیری ارزشها پیچیدهتر میشود، اما وجود معلمان باحیا و الگوسازی درست نشان میدهد که تربیت مؤثر همچنان ممکن و قابل تقویت است.
رفتار و گفتار هماهنگ معلم، مسیرهای غلط تربیتی را بازسازی میکند
تحلیل روایتها نشان میدهد که تضاد میان گفتار و رفتار معلمان، بیشتر از مسئلهای ظاهری مثل پوشش یا آرایش، به مشروعیت قوانین و اعتبار فرآیند تربیتی مرتبط است.کودکان در مواجهه با چنین دوگانگیهایی، یادگیری ارزشها را نه به صورت درک منطقی، بلکه از طریق آزمون و تجربهٔ مستقیم شکل میدهند؛ این میتواند اعتماد آنها به نهاد مدرسه و قواعد جمعی را تضعیف کند.با این حال، مدارس و معلمانی که رفتار و گفتارشان هماهنگ است، قدرت بازسازی این مسیر تربیتی را دارند. ایجاد ثبات میان حرف و عمل، تقویت اعتبار قوانین و الگوسازی اخلاقی، نه تنها اثر تربیتی را پایدار میکند، بلکه به دانشآموزان امکان میدهد اصول اخلاقی و اجتماعی را با اطمینان و مسئولیتپذیری بیاموزند.
منبع: فارس